X
تبلیغات
مرز ارتباط

مرز ارتباط
 
حضور زنان  در عرصه هاي مديريتي از نگاه ويتريني تا نگاه واقعي

در بحبوهه  هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي ، خانم دكتر آصفه شهنوازي  - متخصص زنان و زايمان - كه قصد  اين را داشتند كه از حوزه انتخابيه شهرستان خاش نامزد انتخابات مجلس بشوند با من تماس گرفتند و در مورد برخي برنامه هاي احتمالي شان در مورد تبليغات از من نظر خواستند . بعد از بيان برخي برنامه ريزيهاي تبليغاتي نظرم را در مورد حضور يا عدم حضورشان در هماورد انتخابات آنهم در جو و فضاي كاملا" مردانه و طايفگي خاش جويا شدند . به ايشان عرض كردم : خانم دكتر اگر يادشان باشد در اواخر دهه شصت كه ايشان در رشته پزشكي در دانشگاه قبول شدند ، بحث هاي مناقشه برانگيزي در سطح شهر خاش جريان پيدا كرد كه ايشان به دانشگاه بروند يا نه !! اما او با رفتنش به دانشگاه تبديل به الگويي براي بسياري از دختران بلوچ و خاشي  شد ،  حالا هم اگر ايشان تمايل به شركت در انتخابات را داشته باشند در اين فضاي كاملا" مرد سالار و قبيله گرا ، شايد شانس موفقيت بالا نباشد اما همانگونه كه تحصيل شما الگوي بسيار مناسبي پيش روي دختران و دانش آموزان بلوچ ما گشود كه خودشان را و توانايي هايشان را باور كنند ، اين حضور شما هم مي تواند به الگويي مناسب براي زنان بلوچ  تبديل شود ، تا هم تابوها و تابلوهاي ورود ممنوع  اين نظام مرد سالار را بشكند و هم به ارتقاي خودباوري و مشاركت زنان در عرصه هاي عمومي كمك كند .هر چند در آن سال خانم دكتر  بدلايل متعدد عطاي حضور در انتخابات را به لقايش بخشيد و انصراف داد.

جالب است كه در همان دوره  خانم پزشكي ديگر - حليمه عالي -   از حوزه انتخابيه سيستان موفق شد به عنوان اولين بانوي استان كه مجلس راه يافت مطرح شود  و اين آغاز راهي بود كه زناني ديگري نيز در اين استان سنتي به عرصه هاي عمومي ، انتخابي و مديريتي  ورود پيدا كنند . زناني  فعال در عرصه مدني مانند  : حوا نارويي اولين وب نويس بلوچ  توانست تا مدتها زن بلوچ را در كانون توجه قرار دهد هر چند هم اكنون خاموش است و يا انتخاب  ساميه بلوچزهي به عنوان اولين شهردار زن بلوچ  شهرت جهاني يافت . انتصاب حميرا ريگي نيز  با يك عنوان « اولين  فرماندار زن كابينه تدبير و اميد » به  عنوان فرماندار قصر قند نيز با استقبال گسترده رسانه هاي داخل و خارج كشور  مواجه شده است و بسياري از فعالين مدني را نيز از اين بابت كه نشانه مثبتي است و براي استان و جامعه بلوچ ، نتايج مطلوبي به بار مي آورد را خوشحال نموده است . 

 هر چند زنان استان ما پيش از اين  نيز توانسته بودند كه در عرصه شوراها ورود پيدا كنند و حتي  در شهرستان خاش  زنان توانسته بودند ، بالاترين ميزان مشاركت  و حضور زنان در شوراهاي روستايي سومين دوره شوراهاي شهر و روستا را  در سطح كشور را بدست آورند و همچنين در شوراي  اخير خانمها  : جميله ملازهي  در نيكشهر و خانم بارانزهي در شوراي سراوان حضور پيدا كنند . اما ورود آنها به عرصه مديرتي مي تواند براي جامعه بلوچ كه زنان در آن انواع اجحافها و بيعدالتي ها  از نظام مردسالار عرفي و مذهبي تحمل مي كنند ، مي تواند نويد بخش روزهاي خوشي  باشد. 

حمیرا ریگی  كه از ديروز بعد از توديع و معارفه توانست به عنوان  اولين فرماندار دولت تدبير و اميد   كارش را در شهرستان قصر قند آغاز كند ، زني خود ساخته است كه توانست با وجود درگذشت پدرش ،  تحصيلاتش را در رشته فيزيوتراپي  به اتمام  رسانده  و  بعد از استخدام در بهزيستي  از سالهاي  80- 85  به عنوان بخشدار مركزي چابهار  فعاليت كرده  است . او  همچون  بسياري ديگر از زنان  و مردان بلوچ در دولت گذشته هيچ جايگاهي را نيافت اما اقبال دوباره به اين بانوي فعال و نيك انديش توسط دولت مي تواند سر آغازي باشد بر آنچه كه ريس جمهور در سفر اخيرش بيان مي داشت كه همه مردم ايران برابر هستند و ما شهروند درجه يك و دو نداريم . حميرا ريگي در مصاحبه اي  از تجربه سخت مديريتي زنان در يك نظام سنتي كه حضور زنان را برنمي تابند پرده برداشته و بيان داشته است: 

« واقعیت این است که ماحصل آن سالها برای من بسیار پربار است. حضور یک زن در پست سیاسی آن هم در استانی که تعصبات مذهبی و قومی داشت در ابتدا خیلی سخت به نظر می رسید. تصور عموم هم بر این بود که کار یک زن در این مقام بسیار سخت و دشوار است. اما تجربه من چیز دیگری بود. اوایل کمی تنش و یا اختلاف نظرهایی با بسیاری از مردم و حتی روحانیون مذهبی وجود داشت، اما بعد از مدت کوتاهی، آنها جز حامیان من شدند و در پیشبرد کارها و برنامه هایم به من خیلی کمک کردند. این تغییر دیدگاه،  پذیرش بالای مردم را نشان می دهد و دیگر اینکه آنها تشنه توجه وخدمت مدیران و مسئولین هستند و جنسیت برای آنها فرقی نمی کند. ذهنیت این بود که در یک استان محروم و توسعه نیافته این واکنش ها وجود خواهد داشت اما اینطور نبود  و فضا برای کار برای زنان خیلی مساعد بود » . جالب است در حين تنظيم اين ياداشت بلوچ پرس نقل قولي داشت از امام جمعه نيكشهر كه در آن بيان داشته است : افتخار كردن به حضور بالاي زنان در مناصب اجرايي غلط و انفعال در برابر گفتمان غربي است.....»  بنابراين مديريت زنان در جامعه عرفي و مذهبي كشورما  بدون چالش نيست و اميدواريم كه زنان مدير ما با درك اين واقعيتها به گونه اي عمل كنند كه راه براي ديگر زنان هموار شود .

  بنابر گزارش يكي از سايتها : «  آمارها نشان می دهد که تنها 16 درصد از مديران، مقامات عالي رتبه و قانونگذاران سیستان و بلوچستان را زنان تشكيل مي دهند. در رده شغلي «قانونگذاران، مقامات عالي رتبه و مديران» مركز آمار ايران گزارش داده است كه در اين استان 9 هزار و 137 نفر شاغل هستند كه از اين تعداد يك هزار و 379 نفر آنان را زنان تشكيل مي دهند و اين در حالي است كه فقط 136 نفر از اين تعداد در روستاها مشغولند» . بنابراين همانند كشور كه در آن ميزان مشاركت سياسي زنان نازل است در استان ما هم وضعيت بدينگونه است . مشاركت نازل زنان در كشور ما وقتي با كشورهايي نروژ و ديگر كشورهاي اروپاي غربي مقايسه مي شود بسيار تاثر بر انگيز مي شود . حتي كشورهايي مانند افغانستان توانسته اند در كابينه و پارلمان اين كشور سهم ويژه زنان را لحاظ كنند و از اين بابت هم ما بسيار عقبتر از نرم جهاني هستيم .

 همچنين حضور زنان در عرصه هاي مديريتي در حالي اتفاق مي افتد كه زنان در كشور ما با مشكلات فراواني دست و پنجه نرم مي كنند  : نگاه مردسالارانه و ايدئولوژيك به زنان ، نرخ بالاي بيكاري زنان ، فضاي نا امن براي زنان در فضاهاي مختلف ، آمارهاي بالاي طلاق ، تفكيك سختگيرانه جنسيتي ، آسيهاي مختلف نظير : روسپيگري ، اعتياد ، فروش مواد مخدر و... ؛ خشونت عليه زنان و...در استان ما هم بدليل ساختار سنتي و عرفهاي قبيله اي زنان از وضعيت بدتري برخوردارند . در حاليكه تعدد زوجات ، رها كردن زنان و فرزندانشان توسط شوهران ، جلوگيري از تحصيل و اشتغال بيرون منزل به وضعيت آشناي زنان استان ما تبديل شده است ، حضور بانوان در  عرصه هاي عمومي و مديريتي  در شكستن اين فضاي مردسالارانه با اهميت است . هر چند زنان ما در آغاز راهند و براي بدست آوردن آزادي و حقوق برابر با مردان بايد راهي طولاني را بپيمايند. 
بعد از روي كار آمدن آقاي علي اوسط هاشمي به عنوان استاندار ، با وجود موانع بسيار برخي از اصلاحات مثبت  در سطح استان شروع شده است ، ضمن حمايت از اينگونه حركات استاندار  اميدوارم كه اين انتصابها نمايشي نباشد و استاندار محترم در رفع موانع ، معضلات و  آسيب هاي زنان استان  كه چنانكه پيش از اين بيان شد با نگاهي دقيق و كارشناسي شده +-تلاش كند  . كه اين مهم ممكن نمي شود مگر با رفع  موانع ساختاري- كه با تفسيرهاي عجيب و غريب از  عرف  و مذهب و قانون خود را نشان مي دهد- تقويت  سازمانهاي مردم نهاد و مشاركت كارشناسان هم در بعد تصميم سازي و هم در بعد اجرا .
براي سركار خانم حميرا ريگي و همچنين سركار خانم پرند وار  آرزوي موفقيت دارم ، اميدوارم از حرفهاي  عده اي زن ستيز توسعه نيافته  در انجام ماموريتشان دلسرد نشوند و با اقتدار به فعاليتهايشان براي ساختن استاني آباد ادامه دهند .

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام فروردین 1393 توسط ياسر كرد
به قلم : عبدالوهاب شهلي بر

بلوچستان و دولت روحانی


همانطوریکه از جانب کارگزاران دولتی اعلام شده است، سه شنبه و چهارشنبه هفته جاری قرار است ریاست محترم جمهوری سفری به استان سیستان و بلوچستان داشته باشد. به این بهانه در نظر دارم در این یاداشت مختصر، نگاهی به واقعیت ها و رویاهای جامعه ی بلوچی و نیز سیاست گذاری های کلانی که دولت یازدهم می تواند با همراهی سایر بخش های حاکمیت، جهت بهبود زندگی مردم بلوچ و نیز تعدیل چالش های عدیده مطرح در جنوب شرق کشور، انجام دهد، اشاره کنم. البته در این یاداشت، به دنبال ردیف کردن یک لیست بلند بالا و کلیشه ای شده از مسائل و راهکارها نیستم هر چند که خود به کرات این کار را انجام داده و نیز برای دوستانی که طالب چنین نوشته هایی بوده اند، دریغ نورزیده ام! بلکه در نظر دارم بیشتر بحثی تحلیلی و از منظری خاص باشد.
از زمانی که نظام سرمایه داری و منطق آن تمامی جهان را در درون خودش بلعید، دیگر همه چیز به همه چیز ربط دارد. در این نظم جهانی، همانطوریکه امر جهانی به شدت محلی شده، امر محلی هم به شدت جهانی شده است و جهان در یک پیوستگی حیرت انگیز و نگران کننده ای قرار گرفته است. البته هر چند این فضا فرصت هایی را برای برخی از مردم تدارک می بیند اما خیلی از آنها را به خاک سیاه می نشاند و در کشاکش های جهانی و منطقه ای برخاسته از نظم سرمایه داری، مردمان تاوان کشمکش ها و رقابت هایی را می دهند که نه نقشی در بوجود آوردن آن دارند و نه در خاتمه یافتن شان!
بلوچستان امروز بعنوان یک جامعه ی محلی با تمامی داشته ها و نداشته هایی که دارد، متاثر از نظم جهانی است؛ اعم از جریان های شکل دهنده این نظم و یا جریان های مدعی مقاومت در مقابل آن. این جامعه قربانی از دست دادن اقتصاد تولیدی اش، بارکشی برای اقتصاد سیاه و جهانی مواد مخدر، ایدئولوژی و مسلک های وارداتی، مدل تمرکزگرای مدیریتی برآمده از سرمایه داری کلاسیک، غیریت سازی های مدرن و ...است.
بلوچ همچون هر قوم دیگری به دنبال بهبود شرایط زیست خودش است و می خواهد که از فقدان ها رها شده و به منزلتی که دوست دارد دست یابد. و قسمت جالب ماجرا این است که با جهانی شدن امور محلی، اگر او نخواهد، نظم غالب جهانی وادارش می کند که بخواهد! البته نه به روش دستوری و یا آنچه که در اذهان اکثر امنیتی ها وجود دارد! بلکه نظم اقتصادی و سیاسی جهان طوری چیده شده است که یا باید بازی کنی و یا باید بمیری! لذا نظمی ناشناخته و غیر محسوس مردم را می کشاند بدان سو که منافع اش تامین شوند؛ منافعی که خیلی دور از منافع مردم عادی هم نیست!
از چنین منظری هر انسانی که آینده ی ایران را دوست دارد و قلبش برای این مملکت می تپد، نمی تواند چشمانش را بر ریشه های بنیادی فقدان های بلوچ ببندد. بلوچی که رفتار انتخاباتی اش در دهه های اخیر به خوبی حکایت از اشتیاق اش به دیده شدن بیشتر و مشارکت بیشتر داشتن در ساختن منطقه اش و نیز کل کشورش، دارد.
در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، اکثریت قریب به اتفاق مردم بلوچ به جناب آقای روحانی رای دادند تا این دولت دریچه های جدیدی بر روی آرزوها و رویاهاشان بگشاید. آنها همچون سایر هموطنانشان امید دارند که بهبودی در تمامی جنبه های زندگی شان بوجود آید، بخصوص در حوزه هایی که احساس تبعیض مضاعف می کنند و فکر می کنند که بیشتر از هموطنانشان در معرض ناملایمات قرار دارند.
دولت یازدهم -که خودش را دولت تدبیر و امید نامیده است- برای موفق شدن در جهت جلو بردن جامعه ی بلوچ و نیز تحقق تحولات ساختاری در سیستان و بلوچستان ناگزیز از انجام دو مهم است که عبارتند از: 1) به صحنه آوردن نیروهای توسعه گرا و بسیج نمودن ظرفیت درونی جامعه برای رشد و ترقی، 2) همراه نمودن سایر بخش های حاکمیت در جهت بازاندیشی در خصوص سیاست کلان هویت ملی و نقش اقوام ایرانی و بخصوص سنی مذهب در آن.
در نشستی که به اتفاق تعدادی از نخبگان سرتاسر استان سیستان و بلوچستان از اقوام، طیف ها و مذاهب مختلف در 20 اسفند در مرکز بررسی های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری برگزار شد و در آن بنیادی ترین مسائل و راهکارهای آنها خیلی شفاف مطرح شدند و قرار بود که گزارشی از آن تقدیم شخص ریاست محترم جمهوری شود، که بنابر اطلاع شده است، واقعیت ها و مطالبات مردم استان به تشریح بیان شد. بنابراین، ریاست محترم جمهور و نیز سیاست سازان آن از فضای استان تصویر واضحی دارند و امیدواریم که با سفری که در پیش دارند به تصویر ملموس تری دست یابند.
نکته نهایی که می خواهم اشاره کنم این است که امیدوارم دولت یازدهم از فرصت پیش آمده استفاده کند و اجازه ندهد که مطالبات توده های مردم به مطالبات گروه ها و جریان های ذی نفوذ محلی و یا ملی تقلیل داده شود و رای مردم نردبانی دیگر برای افزایش قدرت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کسانی شود که در هر شرایطی صدرنشین اند و فرصت ها را فقط برای ایل و تبار خودشان می خواهند. تا زمانی که ساختارها اصلاح نشوند با توزیع تعدادی پست و یا فرصت اقتصادی به کسانی که از رای و مشارکت مردم سوء استفاده می کنند، نه توسعه ایی بوجود می آید و نه بهبودی در زندگی قاطبه ی مردم و در بر همان پاشنه می چرخد که تاکنون چرخیده! البته با این تفاوت که نظم جهانی مشتاق تر از گذشته به دنبال سوء استفاده از مسائل منطقه است.
عبدالوهاب شهلی بر 93/1/25


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 توسط ياسر كرد
ظرفيتهاي ديپلماتيك  اقليت هاي قومي و مذهبي  در حداكثر سازي منافع ملي

جهان امروز به گونه اي  پيوسته است ، كه ديگر هيچ كشوري نمي تواند بدون ديگر كشورهاي جهان  ادامه حيات دهد يا مدت زمان زيادي دوام بياورد . در واقع زندگي جزيره اي  و خوداتكاي كشورها ممكن است مفهومي انتزاعي  و تئوريك داشته باشد و جذابيت هايي را هم براي  برخي سياستمداران بدور از واقعيت هاي جهان امروز  و برخي توده هاي عوام   داشته باشد ، اما در عمل اينگونه نيست . در واقع كشورهاي دنيا در يك « پيوستگي و تامين متقابل » قرار دارند . به عنوان مثال گندم  توليدي كانادا ، در نانوايي هاي سراسر دنيا به نان تبديل مي شود و يا برنج توليدي جنوب شرق آسيا ، در تامين نيازمنديهاي غذايي سراسر دنيا به كار مي آيد . از طرف ديگر اقتصادبين المللي  بر مبناي مزيت  هاي نسبي و مطلق  كشورها تعريف مي شود و شعارهاي خودكفايي ، كه در برخي كشورها رايج است ، خاصيت خود را ازدست داده است. بحران اقتصادي اگر گوشه اي از جهان را در بر بگيرد به كشورهاي ديگر هم اثر مي گذارد . در مجموع مي خواهم بر اين نكته تاكيد داشته باشم كه ما در جهاني زندگي مي كنيم كه براي ادامه حيات به ديگر كشورها نيازمنديم و  بايد به گونه اي مسئولانه با اين جهان در ارتباط باشيم كه منافع ملي و امنيت ملي ما در حوزه هاي محتلف حداكثر شود. در اين راستا از دير باز  « ديپلماسي» به مدد كشورها آمده است تا با استفاده دانش صحيح ، ارتباط ميان سران و سياستمداران كشورهاي  مختلف در خدمت منافع ملي در آيد .  از اين منظر كشورهاي كه به منافع شهروندانشان اهميت مي دهند ، با درك اين مساله مهم روابط ديپلماتيك فعالي را در ديگز كشورها در حوزه ها و سطوح مختلف در پيش گرفته اند . اهميت اين مساله از اين بابت است كه در ميان بازيگران مختلف منطقه اي و بين المللي و سازمانهاي مختلف بين اللملي ، كشورهايي موفقند كه توانسته اند با استفاده از سياست خارجي صحيح و مبتني بر عقلانيت و نه احساس گرايي و ايدئولوزي گرايي منافع سياسي ، اقتصادي،  فرهنگي و...  خود را حداكثر كنند .

كشور ايران كه به نوعي در مركز شرق و غرب و شمال و جنوب  جهان قرار دارد ،  از كهن ترين تمدنها و مستقل ترين كشورهاي جهان  است ، به نوعي كه اين كشور جشن استقلال ندارد. ايران از چندين هزار سال قبل  محل زندگي اقوام مختلف بوده است كه خود را ايراني مي دانسته اند . تاريخ ديپلماسي ايران نيز به انداره تمدنش كهن و قديمي است  و از قدمت چندين هزار ساله برخوردار است . هر چند سياست خارجي ايران متناسب با حاكميت ها و دولتها تغيير و فراز و فرود داشته است  و در مقاطعي بدليل ضعف عمومي حاكميت هاي مستقر قراردادهاي ننگيني نظير قرارداد تركمانچاي و گلستان بر ايران تحميل شده است ، اما تا حدود زيادي مبتني بر روح كلي حاكم بر ايران بود است. اين ياداشت نمي خواهد خيلي ريز به رويكردهاي مختلف سياست خارجي در دوره هاي مختلف اشاره داشته باشد ، اما انچه مي خواهد تاكيد كند  اين مورد است كه  سياست خارجي مطلوب بايد مبتني بر : عقلانيت  و بدور احساس گزايي و جنجال آفريني ؛ تقليل مولفه هاي ايدئولوژيك  و تاكيد بيشتر بر منافع ملي ؛ آرمانخواهي معقول متناسب با واقعيت ها موجود ؛  استفاده از ظرفيتهاي مختلف در سطح كشور براي ارتقاء  افزايش توان دستگاه ديپلماسي و درك پاراديم هاي مسلط بر روابط بين الملل و برخورد واقع گرايانه با آنها و.... باشد . كما اينكه غفلت از اين موارد در موارد مختلف و در زمانهاي متفاوت  باعث بروز بحرانهايي از طرف بازيگران و  سازمانهاي قدرتند بين المللي شده است .  مثال متاخر اين نابخردي در سياست خارجي را در  مساله هسته اي و جنجال آفريني هاي احساسي و بدور از منطق دولت گذشته ديديم كه  كشور را تا آستانه بحران پيش برد .

چنانكه پيش از اين اشاره شد  ، اقوام  و اقليت هاي مذهبي از  ديربازدر خدمت دستگاه ديپلماسي بوده اند . شاهد آن  در عصر جديد اقليت ارامنه كشور  بوده اند كه بدليل اشتراك مذهبي و آشنايي با زبانهاي غربي  در مذاكرات ديپلماتيك مشاركت داشته اند و در تاريخ خيانتي از طرف آنان تا جايي كه من ديدم ثبت نشده است . از اين منظر با توجه به اشتراك فرهنگي ، مذهبي و قوميتي اقليتهاي مذهبي با با كشورهاي مختلف جهان استفاده از ظرفيتهاي اقليت ها كه همواره خود را ايراني مي دانند و به هويت ايراني خود تاكيد دارند ، نه تنها معقول و منطقي است بلكه از بسياري از هزينه ها هم مي كاهد . هرچند  سياست خارجي در بعد از انقلاب مبتني بر «  اصول ايدئولوژي اسلام انقلابي »  شده است و با بسياري از اصول در سياست خارجي ديگر كشورها  متفاوت بوده و عملا" مذاكره و تعامل  با جهان متفاوت را سخت كرده است ،  اما اگر مقدار زيادي از بار اين ايدئولوژي گرايي كاسته  و به منافع ملي افزوده و  سياست خارجي يا با واقعيتها و منطق جهاني سازگار شود  ، راه بر ورود اقليت ها هموار مي شود و نتايج بسيار متفاوتي را براي كشور ايران به ارمغان خواهد آورد.   ما شاهد استفاده هاي مقطعي از برخي كنشگران اقليتها علي الخصوص در مجلس شوراي اسلامي بوده ايم و در برخي از هيات هاي نمايندگي پارلماني بعضا" مشاهده شده است كه نمايندگان اقليت مشاركت دارند  و يا دولت هم در مقاطعي هم  استفاده هايي كرده است از جمله در مساله اخير مرزبانان به گروگان رفته ، اما آنچه كه مطرح است استفاده سيستماتيك  از اقليت  ها در وزارت امورخارجه ،  سفارتخانه هاي مختلف و نمايندگي هاي  ايران در  سازمانهاي بين المللي ست كه متاسفانه تاكنون هيچ اقبالي به آن نشان نداده شده است . البته اخيرا" شنيدم كه مولوي اسحق مدني به عنوان سفير ايران در بنگلادش پيشنهاد شده است كه وي نپذيرفته است . خروجي بحثم در اين بند اين است كه استفاده ابزاري و مقطعي نمي تواند منفعت ملي را حاصل كند  ، بلكه آنچه مهم است درك اهميت اشتراكات در مذاكرات و روابط ديپلماتيك است كه با تربيت و استخدام كارشناسان و ديپلماتها  از همه اقشار در  دستگاه خارجه براي ماموريتهاي خارجي است .

دو واقعه اخير :  مذاكره با مقامات محلي پاكستان و گروگانگيران مرزبانان كشورمان و سپس آزاد سازي آنها در روزهاي اخير  و  دومي كه كمتر رسانه اي شده است : رايزني با مقامات محلي افغانستان براي آزاد سازي حق آبه ايران از پشت سدهايشان توسط مولوي عبدالحميد اسماعيل زهي نشان داد ، نوع جديدي از ديپلماسي كه من اسم آنرا « ديپلماسي اقليت ها » گذاشتم مي تواند به مدد دستگاه خارجه كشور براي تامين امنيت ملي و منافع ملي كشور بيايد. هر چند كار ارزشمند مولوي ، در رهاسازي گروگانها با كم اقبالي مقامات كشور همراه بود و اسمي از مولوي در اظهارتشان نيامد و حتي روزنامه هايي نظير جمهوري اسلامي كه از حاميان ريس جمهور است  در سرمقاله اش بجاي تقدير از مولوي  همراه با ديگر رسانه هاي اصولگرا بشدت  به وي تاخت  و  با وجودي كه در مقام يك منتقد اجتماعي به عملكرد روحانيون نقدهايي نيز دارم ، اما با انصاف و احترام بايد از مولانا  بخاطر تلاشهايش در حل اين دو مساله  تقدير نمود .

در آخر عرايضم : مي خواهم  اين نكته را بيان كنم : كه ظرفيتهاي  اهل سنت كشور ، مي تواند در سياستهاي تنش زدايي دولت روحاني مخصوصا" در منطقه پرتنش خاورميانه بكار بيايد و اين مهم نه با استفاده هاي مقطعي و ابزاري بلكه چنانكه بيان شد با استفاده سيستماتيك از آنها بصورت رسمي در دستگاه خارجه است . اين استفاده و مشاركت دادن اقليت ها از جمه اهل سنت وزارت امور خارجه كه سالهاست در آن بروي اقليت ها  بسته است ، از يك طرف ارتقاي دموكراسي و گرايش عميق تر به هويت ملي  را باعث  مي شود و از طرف ديگر در سطح منطقه مي تواند براي ما منافع بيشمار را به ارمغان بياورد .




نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 توسط ياسر كرد

آزادي 4 گروگان  توسط جيش العدل و چند نكته

آزادي گروگانها در حالي بر روي تلكس خبرگزاري ها مخابره مي شود كه جمشيد دانايي فر در ميان آنان نيست و فقط  جنازه اش  قرار بود كه به كشور برگردانده شود كه آنهم هم محقق نشد . اين خبر در ميان محافل مختلف و كاربران شبكه هاي اجتماعي و مجازي نيز بازتاب يافته و موجي از شادي را بر انگيخته است . جمهوري اسلامي ايران  هم بدون اينكه به جيش العدل امتيازي بدهد با استفاده از ظرفيتهاي  برخي علماي اهل سنت و برخي از سران طوايف توانست ، گروگانها را به ميهن بازگرداند . ضمن خوشحالي از شادي مردم ايران چند نكته را متذكر مي شوم :

1- گروه خشونتگرا و تروريستي جيش العدل بايد بداند كه احقاق حق و دستيابي به برخي از مطالبات به حق مردم بلوچ و اهل سنت ديگر از پشت نوك مگسك اسلحه ، وجاهت اخلاقي و مشروعيت ندارد و جهان ديگر اينگونه حركات را به رسميت نمي شناسد . بلكه به اذعان صاحبنظران بايد ، مطالبات را از طريق محافل اتو كشيده آكادميك ، ديپلماتيك و رسانه اي پيگير بود. خشونت ، خشونت مي آورد و نه تنها به نتايج مطلوب منجر نمي شود بلكه با خود هزينه هاي زيادي را به همراه دارد و به مردم تحميل مي كند . كما اينكه بعد از اين گروگانگيري ، مرزها كه معيشت مردم زيادي از از آن تامين مي شد ، مسدود و يا بشدت كنترل شدند . همچنين اين خشونتها ، به جريانات تندرو  و تماميت خواه استان امكان داد كه با بهانه قرار دادن اين موضوع ، به طرح ادعاها و ادامه عملكرد  خود كه حاوي تضييع حقوق  اكثريت مردم اين استان است ، ادامه دهند .

2- آنچنان كه خيلي از صاحبنظران از جمله دكتر صادق زيبا كلام تاكيد داشتند : حقوق قوم بلوچ و اهل سنت كشور جدا بقيه شهروندان كشور نيست . در واقع مطالبات ما اشتراك زيادي با مطالبات بقيه مردم اين كشور دارد ، هر چند مطالبات مضاعفي نيز مردم دارند .  اما در مجموع معتقد به اين هستيم كه مطالبات بايد شهروند محور شده و از طريق مجاري مشروع پيگيري شوند . و اين مستلزم پذيرفتن اين اصل است كه وضع نامطلوب موجود بايد از طريق اصلاح و بهبود تدريجي به وضعيت ايده آل و مطلوب منجر شود .

3- بخش مهمي از تروريسم ريشه  در منازعات  منطقه اي و بين المللي دارد  كما اينكه گروه خشونتگرا و تروريستي جيش العدل ، نيز به اذغان تحليلگران ،  مولود جنگ داخلي سوريه  و رقابت قدرتهاي منطقه اي است.  بنابراين از بين بردن اين گروه به تنش زدايي در سطح  منطقه و حل و فصل منازعات منطقه اي  بستگي دارد .

4- هر چندجيش العدل ساخته و پرداخته بيگانگان است ، اما از « نارضايتي هاي داخل كشور و استان » بشدت سوء استفاده مي كند . مي طلبد كه حاكميت با ريشه يابي و شناسايي  منبع و ريشه برخي نازضايتي ها ، از رشد تفكز مركز گريز ،  واگرا  و خشونت محور جلو گيري كند .

5- رسانه ها ، انجمن ها و احزاب مي توانند به عنوان«  سوپاپ اطمينان مطالبه گري»  عمل كنند ، اگر به رسانه ها ، فرهيختگان و نخبگان اجتماعي كه دل در هويت ملي ، تماميت ارضي و توسعه اين سرزمين دارند ، ميدان و  آزادي عمل داده شود ، شيوه ابراز مطالبه گري مطمئنا" مدني خواهد بود و از بوجود آمدن گروههاي خشونتگرا و تروريستي جلوگيري مي شود . 

6- بخشي  از مشكلات استان ، درون فرهنگي است . كه مي طلبد صاحبنظران با آسيب شناسي و نقد اجتماعي به اصلاح نگرش هاي عامه مردم ، ساخت اجتماعي ونهاد هاي اجتماعي بپردازند . اين از اين بابت مهم است كه همه مشكلات ما در دولتها ريشه ندارد بلكه بخش مهمي از آن به خود ما هم مربوط بوده و درون فرهنگي است . 

7- هر جند به تلاشهاي صورت گرفته توسط علما و سران طوايف در آزادي گروگانها  ارج نهاده ، اما معتقدم كه اين مساله باعث نشود كه دولتمردان ما ، بجاي اصلاحات واقعي و ريشه يابي عميق قضايا  ، كما في السابق براي تمام مشكلاتشان مزاحم علما و سران طوايف شوند . معتقدم تائيد و صحه گذاشتن بر ساختارهاي ناكاراي موجود  و كنشگران فعال در آن نه تنها گرهي از مشكلات را باز نمي كند بلكه به عقبگرد جامعه دامن مي زند . 


نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم فروردین 1393 توسط ياسر كرد
هميشه آخرهاي سال بدليل تغيير فصل دچار رخوت و كسلي مي شوم . خوشبختانه با بيش از 15 روز گشت و گذار و تفرج در دل طبيعت زيباي بهاري استان ، علي الخصوص در دامنه هاي زيباي تفتان كه امسال با بارندگي هايي كه صورت گرفت زيباتر از هميشه شده است ، مي رويم كه سالي پركار را داشته باشيم . در اين تعطيلات از شرايط سياسي و اجتماعي جهان ، كشور و استان دور نبودم و اتفاقات مختلف  را رصد مي كردم . اميدوارم كه بتوانم با تحليلها و گزارشات مختلف سهمي كوچك در عرصه اطلاع رساني داشته باشم .


نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم فروردین 1393 توسط ياسر كرد
بازگشته همه بسوی اوست

درگذشت نایهنگام مولوی احمد نارویی  همه ما را در شوک فرو برد. این ضایعه را به همه دوستداران آن مرحوم و خانوتذه محترمش تسلیت عرض می کنم .


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 توسط ياسر كرد

بعد از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید که نوعی اصلاح را هم در برنامه های کاری اش پی می گرفت ، امیدها برای اصلاح و بهبود وضعيت نامطلوب گذشته  قوت گرفت. آموزش و پرورش هم که از حوزه های زیربنایی و مهم هر جامعه ای براي توسعه و ترقي است . آنچه كه مشخص است  وضع موجود آموزش و پرورش استان  مطلوب ارزيابي نمي شود و با روي كار آمدن دولت جديد ، انتظار اين بود كه  در دولت جديد « مديريت » كه يكي از اركان اصلي اصلاح و بهبود عملكرد سازمانهاست به گونه اي صورت بگيرد ، كه بر ناكارآمدي و در جا زدن آموزش و پرورش خط قرمز بكشد . اما متاسفانه تاكنون با انتصاباي صورت گرفته نه تنها شايسته سالاري قرباني شده است ، بلكه با  اعمال نگاه قوميتي  و جناحي  آقاي مدير كل  در انتصابات ،  فاصله هاي قوميتي و مذهبي نيز بجاي كم شدن ، عميق تر شده است .

      انتخاب مديران آموزش و پرورش بر اساس كدامين معيار ؟

  مير عبدالحسين نقيب زاده آموزش و پرورش را  از جنبه تربيت نيروي انساني  ديده است و اينگونه تعريف مي كند : «تربیت» دارای سه جنبه «آموزش»، «پرورش»، «بارآوردن» است. «آموزش» سپردن دانستنی‌ها به دیگران است. «پرورش» شکوفاندن و به کارآوردن توانایی‌های درونی و استعدادهای طبیعی است. و «بارآوردن» پدیدآوردن دگرگونی‌های معینی است که «ما» آن را هدف می‌شماریم. همچنين جان ديويي فيلسوف عملگراي آمريكايي آموزش و پرورش را دوباره ساختن يا سازمان دادن تجربه دانسته و بر بهبود عملكرد جامعه از طريق آموزش و پرورش تاكيد كرده است . آنچه آموزش و پرورش را به عنوان نهادي مهم در جامعه قابل اهميت مي سازد  كاركردهاي مختلفي است كه بر عهده آن گذاشته شده است  و شايد مهمترين آن تربيت نيروي انساني متخصص براي تصدي نقشهاي مختلف شغلي و اجتماعي در اجتماع است . مهمترين مساله هم براي تحقق كاركردهاي آموزش و پرورش ،  علاوه بر زمينه هاي سخت افزاري و نرم افزاري ، مديريتي كارآمد  و متخصص است است  كه بتواند با درك عميق شرايط موجود با  ابزارهاي مختلف مديريت  اهداف و رسالتهاي سازماني آموزش و پرورش  را محقق كند . داشتن كارنامه و برنامه كاري از مهمترين ويژگيهاي مديران  يك سازمان است . اما آنچه تا حالا در آموزش و پرورش استان ديده شده است ، نگاههاي غلطي است كه به عقب ماندگي فرزندان اين خطه از ايران زمين دامن زده  و مانع شكوفايي استعداهاي درخشان فرزندان استان شده است .  يكي از اين نگاهها ، نگاههاي جناحي  و قومي در آموزش و پرورش است كه متاسفانه با كمال تاسف بايد عرض نمود كه در اين دولت نيز تا حدود زيادي جاري و ساري ست و شايسته سالاري را به مسلخ برده است و به نارضايتي ها دامن زده است . 


انتصابات  صورت گرفته  تا حالا چگونه بوده  است ؟

تا قبل از دو انتصاب اخير در شهرستانهاي كنارك و چابهار  ، انتصابهاي مهمي نيز در اداره كل و مديريت آموزش و پرورش ناحيه و ناحيه دو زاهدان صورت گرفته است . اداره کل آموزش و پرورش ۷ معاونت وجود دارد:  آموزش متوسطه، تربیت بدنی، سواد آموزی ، پشتیبانی، پرورشی ،پژوهشی و آموزش ابتدایی. انتصابات اینگونه است: خانم  ها :  زهرا برهانزهی به عنوان معاونت آموزش ابتدایی و خانم عزيزي معاونت پرورشي و   آقايان :  یارمحمد حسین بر معاونت پژوهشی، ،  ناصر زورقی به عنوان معاونت آموزش متوسطه، عسکری به عنوان معاونت پشتیبانی . ضمن اینکه دو معاونت تربیت بدنی و سواد آموزی در سمت خود ابقا شده اند یا هنوز تغییر نکرده اند. ايضا" خانم طاهري به عنوان مديريت ناحيه  2  آموزش و پرورش و آقاي رخشاني ( برادر دكتر محمد تقي رخشاني ) به عنوان ناحيه يك آموزش و پرورش منصوب شدند .دو انتصاب اخير نيز در شهرستان چابهار آقاي حبيب الله سراواني و در شهرستان كنارك آقاي حسين زهي بوده اند .مساله جالب ديگر از حدود 750 مدرسه ناحيه يك و دو آموزش و پرورش  زاهدان تعداد مديران بلوچ حتي به تعداد انگشتان يك دست هم نمي رسد و باز از حدود 300 پست كارشناسي در اداره كل آموزش و پرورش و آموزش و پرورش ناحيه يك و دو  زاهدان نيز كمتر كارشناسي آشنا  و هم درد با اكثريت مردم زاهدان وجود دارد !!

شما اگر  در انتصابها از صدر تا ذيل   دقيق شويد : نگاه جناحي و قومي از دور خود را نشان مي دهد .

آقاي مدير كل آموزش و پرورش ! همين است كليد  تدبير  و اميد ؟!!

در حالي 562 هزار 469 دانش آموز استان سال تحصيلي را به ميانه هاي آن  نزديك مي كنند ، كه با توجه به بودجه رياضتي از كيفيت تحصيل در مدارس بشدت كاسته شده است . افت تحصيلي ، آسيب هاي مختلف اجتماعي در مدارس ميان دانش آموزان  علي الخصوص در اين منطقه دوزبانه كشور شدت يافته است و روزمرگي و انفعال آشناي مدارس و ادارت آموزش و پرورش سطح استان شده است . معلمان علاوه بر مشكلات معاش هميشگي شان ، نيز  در سوء مديريت و  برنامه هاي آزمون و خطاي دولت گذشته گرفتار آمده اند . در مجموع خروجي آموزش و پرورش استان  در قياس با استانهاي مشابه  و نه مركزي مانند تهران ، قابل توجه و درخشان نيست و اين وضعيت در شهرهاي كوچك  و جنوبي استان بدليل كمبود معلم  و انتقال بدون ضابطه معلمان به مركز استان وضعيت وخيمي دارد :


۱- انتظار می رفت که با توجه به اینکه آفای نخعی از یک قومیت خاص است در انتصابات  معيارشان شايستگي و ترجيحا" مديران بومي شايسته مي بود  كه نگاه قومیتی نداشته باشد ، اما ترکیب انتصابات نشان میدهد که فعلا از ۷ معاونت ۵ تا با انضمام سه رییس نواحی یک و دو آموزش و پرورش زاهدان و شهرستان چابهار  از همین قومیت خاص هستند .جالب است که در تمام این انتصابات شهرستانیها هیچ جایگاهی را نیافتند .

۲- اگر اداره کل را محل حضور نیروهای توسعه گرا و تکنوکرات بدانیم ، بسیاری از این انتصابات فاقد این خصیصه مهم هستند .مثلا مدير منصوب شده به عنوان معاونت پشتيباني ، دارای مدرک کارشناسی آموزش ابتدایی بوده است  كه به یک معاونت مهم  منصوب شده است  و يا مدير شهرستان چابهار داراي برخي از اشكالات در كارنامه كاري خويش است و در مجموع  عمده انتصابهاي صورت گرفته   توسط مدير كل آموزش و پرورش نيز  از این قاعده مستثنی نیستند.

3- در مورد مديران  انتصابي بلوچ ، نيز اصل شايسته سالاري رعايت نشده  و مديران منتصب مثل اكثر  انتصابهاي آقاي مدير كل فاقد خصيصه كارنامه درخشان و برنامه روشن براي پيشبر رسالتهاي سازماني مي باشند و مورد ديگر انتصابهاي مديران بلوچ و شهرستاني در سبد انتصابات آقاي نخعي خيلي كمرنگ است و اصلا" به چشم نمي آيد . 

آقاي مدير كل ! اميدوارم در مسيري كه مي رويد ، به جاده خاكي و سنگلاخ بر نخوريد و بدانيد كه با نگاههاي قبلي كه در سازمان بوده است نمي شود اهداف  آموزش و پرورش را محقق كرد . راهي ديگر و نگاهي ديگر را......



نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم اسفند 1392 توسط ياسر كرد
من قشنگي نمي بينم / من يه رنگي نمي بينم

در حاليكه اينروزها فضاي بي اخلاقي رسانه اي و سياسي همه ما را در بر گرفته است ، دمي با شعر بودن و در مجلس شاعران شيرين سخن نشستن  خود غنيمت است . شعر آدمي را از استدلال و عقل به احساس ،  لطافت و عاطفه رهنمون مي كند . شعر به انسان يادآورمي شود كه بايد با عشق و احساس به جهان پيرامون نگريست .

اين هفته هم به بزم شاعرانه ،  شاعران ايرانشهري كه شنبه هاي هر  هفته در كتابخانه عمومي  ايرانشهر برگزار مي شود دعوت شدم ، هر چند سالهاست كه زبانم به شعر ، شيرين نشده است و گويي سالهاست كه در پاي چوبين استدلال ، شاعري را از ياد برده ام . اما در مطربكده  شاعران بودن هم نصف العيشي است كه به احساس تلنگر مي زند كه برخيز و پياله باده را در دست گير....

حال و هواي بزم  شنبه هاي شعر اين هفته ايرانشهر ، بهاري ست ، گويي بارندگي هاي  اخير ، خواب زمستان را آشفته كرده است و زمين ايرانشهر بي خيال زمستان ، فرش سبز براي آمدن بهار در دشت و دمن پهن كرده است . گنجشكان مي خوانند و پرندگان مهاجر مي رقصند و شاعر كهنسال ايرانشهري- قادر بخش آبسالان-  به وجد مي آيد ومي سرايد :

كه كه و  بچكند كنت  كوگ بن كوهسار  /   چمگ و نيم چمكنت جمبر آتك بهار

ريك بن ودشت ء گور هلك و گدامان يه رد/   هر گور و هر نيمگا هيزك درنگين توار

در اين محفل ، بهار ميهمان شعر استاد ايران‍ژاد هم هست آنجا كه بهار را به مستي و ملنگي شيح مريد وقتي بي بي هانل را مي بيند تشبيه مي كند .

نصير برهانزهي  هنرمند و شاعر ايرانشهري هر چند از بهار نگفت اما از وسوسه شهواني بزاق آلوده سگاني گفت كه سكوت كوچه را در هم مي شكنند .

هاشم گودرزي ،  هم از عشق گفت و سرود : تا عشق نباشد اثري از جان نيست / هرگز اثري از ايمان نيست

فائزه رئيسي ، در ترانه اي كه به لطافت سبزه نوهل ( تازه ) بهاري مي ماند ، سرود و خواند :

 تو ميگي دنيا قشنگ / تو ميگي روزا يه رنگ

من قشنگي نمي بينم / من يه رنگي نمي بينم 

و من هم به اين مي انديشم كه  در اين آلودگي رسانه و فضاي سياسي ،  روح خود را با شعر غسل دهم و دو ركعت نماز عشق را پست سر بلبلان بجا بياورم و پشت به زمستان و  رو به بهار بايستم  و اين شعر سعدي را در اين دنيايي كه از قشنگي و يك رنگي خبري ندارد ،  بلند بخوانم  : نكويي كن چون امسال ده تراست / كه سال ديگر ديگري دهخداست... 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهارم اسفند 1392 توسط ياسر كرد
آنچه كه امروز به نام جريان اصلاحات در كشور مطرح است ، از يك نگاه بنيادي  كه بر تغيير ، تحول ، اصلاح و بهبود و حركت به سمت نقطه مطلوب كه گاها" با توسعه مترادف است ؛  تكيه دارد . جريان اصلاح طلبي در كشور  كه هم وجه سياسي دارد و هم اجتماعي  و هم اقتصاد و فرهنگ را مد نظر دارد  بر دو رويكرد بسيار تاكيد دارد :  اول : اصلاحات در بالادست قدرت سياسي  و تاكيد بر اصلاحات سياسي و مشاركت در قدرت براي انجام اصلاحات و دوم : تاكيد بر اصلاحات در ميان توده ها و  نگرش عامه مردم براي تغيير ذائقه مردم به سمت ايده آلهاي توسعه اي . 

در طول 20 سال گذشته جريات اصلاحات با فراز و فرودهاي زيادي مواجه شده است . اين جريان در 8 سال دولت خاتمي ، توانست خود را به عنوان يك رقيب عمده برابر جريانهاي محافظه كار و طرفدار وضع موجود مطرح كند ،  حتي پس از انتخابات جنجالي 88 و تلاش گسترده اي كه براي حذف اين جريان  سياسي و اجتماعي صورت گرفت در عمل ناكام ماند ؛ ادامه حيات  داشته است .  اين جريان سياسي توانست در انتخابات اخير  نيز با حمايت از حسن روحاني وزن اجتماعي خويش را به رخ رقبايي كه در صدد حذف آن بر آمده بودند ؛ نشان دهد . اما حكايت جريانات اصلاح طلبي در استان سيستان و بلوچستان به گونه اي ديگر خود را نشان مي دهد . جريانات كشوري و جناحهاي سياسي فعال در كشور ، چه محافظه كار و چه اصلاح طلب و حتي ملي - مذهبي ها با ضمائم هويتي اينجا كه در قوميت و مذهب خود را نشان مي دهد به گونه اي عجيب ،  يكسان عمل مي كنند!! در واقع جناحهاي  مركز كه با رويكرد نهادينه شده يكسان سازي هويتي به مسائل اقوام نظر دارند  و به يك راهبرد يكسان در مورد اقوام  و آن هم تهديد نگريستن ضمائم هويتي اقوام رسيده اند . 
از طرف ديگر فعالين سياسي و مدني اقوام و در مجموع اقليت ها ،  در يك بن بست و به تعبير ديگر دوگانگي در رفتار رسيده اند كه در مقابل اين راهبرد يكسان جناحهاي فعال و تاكتيك هاي متفاوت آنها چگونه عمل كنند ؟ 
در يك نگاه كلي ، فقط جرياني كه وضع موجود را در تفكر برنتابد و به اصلاحات معتقد باشد مي تواند ، ايده ل فعالين و نخبگان اقليت  باشد  ، كما اينكه در تمام بيست سال گذشته اقليت بلوچ سني با اين جريان همراهي كرده است .  از طرف ديگر وقتي به نتايج اين همراهي نظري مي اندازيم ، مي بينيم  كه به ازي آنچه كه  اقوام و اقليت ها براي جريانات سياسي خرج كرده اند در سبدشان  چيزي نيامده  و حتي در برخي مواقع ديده شده است  ،  كه يك جناح  نظير جريانان اصولگرايي كه در مباني نظري مواضع سختگيرانه تري نسبت به اقوام داشته اند عملكرد بهتري داشته است   .  بنايراين اين دوگانگي  در رفتار جريانات منجملمه جريان اصلاح طلبي ، خيلي از فعالين مدني و سياسي را به اين نتيجه رسانده است كه ديگر خود را به رايگان براي هيچ جريان سياسي خرج نكنند و به نظريه سوم و از پایین به بالایی   كه حقوق آنها را تامين كند ؛  روي آورند .
 در   سوي ديگر اگر اصلاحات را ايده آل مردم اين استان بدانيم ،  اصلاحات فقط تغييرات در روبناي جامعه و حداكثر در سياست و حكومت  را خلاصه نمي شود ،  بلكه اصلاحات به لايه هاي زيرين جامعه و توده ها  هم بايد نظر داشته باشد  ، مساله ي كه در مجموع بسياري از اصلاح طلبان حكومتي از آن غافل شده اند . 

 اصلاح طلبي در استان ما از مباني نظري و تئوريك قوي كه مبناي كنش سیساسی و اجتماعی باشد ،  برخوردار نیست و   آنچه كه مشخصه اصلاح طلبي استان ماست کنشهای پراکنده ای است که به نتایج مطلوب منجر نشده است . سران اصلاحات در کشور  نيز فقط به جنبه روبنايي و راي مفتي كه به حسابشان  از طرف برخي ذينفوذان با بسیج توده ها  واريز مي شود نظر دارند.

 مساله ديگر فرصت طلبي برخي از كاسبان اقتصادي و سياسي از جريان اصلاحات در استان  است . اين عده با فريب كاري و نزديكي به جريانات مذهبي و در اختيار قرار دادن تريبونهاي رسانه ای  خويش با شل و سفت كردن سیاسی  در صدد بهره برداري هاي سياسي و اقتصادي خويش و همپالگی هایشان  هستند .

با انتخاب استاندار اصلاح طلب در استان سيستان و بلوچستان  و توجهي كه استاندار به اصلاحات داشته و دارد امید ها در میان مردمی که بیش از 70 درصد آرایشان را برای این جریان خرج کرده اند ؛ زنده شده است .  اما  برخي از كاسبان اقتصادي و سیاسی  با نزديكي به وي و مصادره كردن جريان اصيل اصلاح طلبي استان و استاندار  به نفع  خودشان ، دارند امیدها را به یاس تبدیل می کنند  . به آقاي استاندار هشدار مي دهيم كه اين كاسبان كه در رسانه هاي خويش خود را داعيه دار اصلاحات مي دانند ، حتی بخش خيلي كوچكي از تفكرات اصلاح طلبي استان  را نمايندگي نمي كنند بنابراین راه و روش دیگری را می طلبد . 
همايش 8 اسفند اصلاح طلبان استان  که قرار است در زاهدان برگزار شود ، بايد فرصتي باشد برای مشارکت گسترده كساني كه  اصلاح و تغيير را در فکر و عمل باور داشته باشند و نه كساني كه در 8 سال گذشته با تغيير رنگ و مرام به اصلاح طلبي ضربه زدند  و اگر بازهم در بر همان پاشنه سابق بچرخد و بر وفق مراد  دلالان  اقتصادي و سياسي  باشد ، باید الفاتحه مع الصلوات امیدهای اصلاح را خواند .

در آخر بار دیگر تاکید می کنم ،  اگر جریان اصلاحات در استان که ذائقه اعتدال و تدبیر را هم گرفته  به « آماده خواري » روي بياورد و تحولات در استان و كار بر روي لايه های زیرین جامعه  را فراموش كند ، بزودي زماني خواهد رسيد كه ديگر مورد اقبال نخبگان و  توده های امیدوار مردم  نباشد . نكته طلايي مهم ديگر اينكه :  جريانات كشوري و جناحهاي سياسي در كشور از جمله اصلاح طلبان متوجه باشند  اگر در راهبردشان نسبت به اقليت ها   تغيير ايجاد نكنند ، اقدامات تاكتيكي آنها نيز عوامفريبي تلقي شده و پس زده خواهد شد .


نوشته شده در تاريخ شنبه سوم اسفند 1392 توسط ياسر كرد

مرزبان ربوده شده و بحث ها و واكنش هاي پيرامون اين خبر

ربوده شدن 5 سرباز در ناحيه مرزي جكيگور ، توسط گروه تروريستي جيش العدل ، تاكنون در محافل مختلف محل واكنش و بحث بوده است . مقامات سياسي ،  امنيتي و نظامي در پي رايزني براي آزاد سازي سربازان به گروگان رفته و مقابله با اين پديده هستند كه بيشتر جنبه سخت و نظامي را در روي  ميز  تصميم گيري قرار داده اند . ديپلماسي با دولت پاكستان و حتي بحث ورود نظامي هم به خاك پاكستان در دستور قرار گرفته  كه البته دولت پاكستان به ايران درباره ورود  نظامي به مرزهاي پاكستان واكنش نشان داده  و هشدار داده است .   همچنسن خبر مي رسد ، يكي از زبده ترين يگانهاي سپاه نيز بنام صابرين نيز براي حمله ضربتي  آماده مي شود .
در شبكه هاي اجتماعي هم اين واقعه محل بحث است و كمپينهاي مختلف براي آزادي مرزبانان به گروگان برده شده ،  شكل گرفته است و اكثر فعالين عرصه مجازي به اين اقدام واكنش نشان داده و ضمن محكوم كردن تروريسم ، ريشه ها و راهكارهايي را نيز  براي مقابله  مطرح كرده اند . متنفذين محلي و استاني و همچنسن نمايندگان مجلس نيز اين قضيه را پيگير بوده و حتي در ديدار دو روز گذشته  با ريس جمهور بحث امنيت  از بحث هاي اساسي و كليدي گفتگو بوده است  .  در ميان شخصيت هاي متنفذ غير رسمي نيز مولوي عبدالحميد اسماعيل زهي  در گفتگو با روزنامه ايران ضمن محكوم كردن اين واقعه اشاراتي  به ريشه ها ي تروريسم  از جمله تبعيض داشته است .
اما آنچه كه جهان در مبارزه با تروريسم  تجربه كرده است ، شامل پكيج متنوعي از اقدامات است . از يك طرف  مقابله جدي و محكم و حتي نظامي را در سبد تصميمات قرار مي دهد و از طرف ديگر به موازات مقابله سخت ،  به عوامل پديد آورنده  و ريشه هاي تروريسم توجه شده و با از بين بردن عوامل ايجاد كننده تروريسم ،  «خورده شرارت » عيني آنرا به تعبير استاندار با روشهاي قانوني و اخلاقي نظامي پاسخ مي دهند . وتا ماداميكه به علتها پرداخته نشود ، ديدن  « معلول » به تنهايي ،  صرف وقت ، هرز  منابع مالي وقربانی شدن  انسانهاي بيگناه خواهد شد و بيفاييده است .

                                   تقسيم استان  سيستان و بلوچستان و چالشهاي جدي فراروي آن

هدايت الله مير مرادزهي نماينده سراوان در مجلس شوراي اسلامي در ديداري كه در قالب مجمع نمايندگان استان با ريس جمهور داشت ، در سخناني در جلسه مزبور بر لزوم تقسيم استان تاكيد داشتند . اين سخنان هدايت الله ميرمرادزهي و سخنان و اقدامات قبلي كه در مورد تقسيم استان وجود دارد ،  با واكنشهاي مختلفي روبرو شده است .  اين مساله در «  شبكه هاي واتس آپ » محل بحث افراد مختلف قرار گرفت و نظزات مخالف بر موافق تقسيم استان چربيد . همچنين در شبكه اجتماعي فيس بوك نيز اظهار نظرهاي صورت گرفته در اين زمينه نيز بر مخالفت  تقسيم حكايت داشت.
ضمن اينكه بحث هاي پيرامون تقسيم استان ، مساله مسبوق به سابقه  اي است و قبلا" شخصيت هاي مختلف در مورد آن اظهار نظر كرده بودند . اما آنچه كه  دستمايه مخالفت با تقسيم استان شده  مساله اي است بنام « هويت » و  « تكه و پاره پاره شدن  هويت قومي قوم بلوچ » و جدايي آنها در مرزهاي مختلف جغرافيايي است.  اين دسته از مخالفين تقسيم استان ،  واگذار شدن برخي از مناطق بلوچ نشين به استانهاي هرمزگان و كرمان در زمان رضا شاه   را به عنوان شاهد مثال ذكركرده و معتقدند كه هويت اين مناطق با جدا افتادگي دستخوش دگرگوني شده و و مردم اين مناطق دچار چندگانگي هويتي و پريشاني شده اند و  اصل خويش را طلب مي كنند . حتي برخي با ايجاد شهرستاهاي جديد نيز موافقتي ندارند و آنرا به نفع ساكنين اين مناطق نمي دانند !!
در مقابل نيز عده اي با اين استدلال كه تقسيم استان به مقابله با توسعه نيافتگي تاريخي استان كمك كرده و خدمات رساني به شهرواندان را تسريع كرده بر لزوم تقسيم استان تاكيد مي كنند . به نظر مي رسد  كه با ايجاد شهرستانهاي مختلف در شمال و جنوب استان  تقسيم استان در دستور كار دولت قرار دارد و احتمال" قطعي است . حال اين سوال مطرح مي شود كه آيا تقسيم استان به صلاح و صرفه است ؟ آيا بر  هويت قومي  كه اصليترين عامل  نگراني عده اي است ؛ تاثير مي گذارد ؟ در تقسيم استان تنش هاي شمال و جنوب استان و تنشها در مناطق مختلف كه براي مركز شدن تاكيد دارند چگونه ديده مي شود ؟ بحث استخدام نيروها  و انتصاب مديران در ادارات بر روال سابق خواهد بود يا به گونه اي ديگر خواهد بود ؟ زاهدان چه سرنوشتي پيدا مي كند ؟  و دهها سوال ديگر كه در اين زمينه مطرح مي شود به نظر مي رسد كه هر گونه بحث در اين زمينه بدون در نظر گرفتن جميع شرايط  و نظر سنجي و كار كارشناسي  به نتايج نامطلوبي منجر خواهد شد .
                       


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام بهمن 1392 توسط ياسر كرد
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ