این بخشدار خدا زده ......در ستون نظرات یکی از پست های سایت توسعه مکران ، دو تن از مخاطبان از مساله ای عجیب صحبت کرده اند. انگار «هوتک های » دشتیاری که چاله هایی پر از آب باران هستند و همه جانداران ، بهداشتی و غیر بهداشتی از آن استفاده می کنند هم خشکیده اند که فغان این مخاطبان برای افزایش اندک جیره آب به آسمان رفته است!!!جالب تر از همه جوابهای دلداری دهنده ای و جالبی است که صلاح عزیز به این مخاطبان می دهد:
مخاطبی بنام بی طرف می نویسد:
نمیخواهم از كسی طرفداری كنم .من اهل دشتیاری هستم ولی در زمان آقای ایرانژاد با پیگیریهای ایشان به هر نفر 20 لیتر آب میداند اكنون به هر نفر 8 لتیر میدهند و بارها به جدگال گفته ایم در جوابمان میگوید بروید به بخشدار بگویید . این بخشدار خدا زده را ما هروز می بینیم و به گفتن تو نیاز نیست .
صلاح الدین درخشان پاسخ می دهد:
دوست عزیز!
حرفهای شما رو کاملا قبول دارم . متاسفانه چه می شود کرد . زیانهای غیر قابل جبرانی در سطح کلان تر دارد اتفاق می افتد اما چه می شود کرد . خود کرده را درمانی نیست
یکی از اهالی دشتیاری می نویسد:
مسولین محترم مادربخش دشتیاری از تشتگی مردیم کیست که به فریاد مارسیدگی کنه ابرسانی سیار نگور.... اصلا جواب تلفن را نمیده .بخشدار هم میگه حرفم را کسی گوش نمیکنه ازخدا بترسید مردم محرومی که بایک تانکر اب قانع هستند، تا این اندازه هم قادر به حل مشکلاتشان نیستید نماینده خوشفکر ما کی برای ما کاری میکنی؟
صلاح الدین درخشان پاسخ می دهد: نماینده محترم انشالله پیگیری می کند.
فاحشه دعایم کن.......!!
الهام خانم ( الهام بی پر ) ریشه این استانی دارد و اهل جیرفت و ساکن کرمان است . الهام که در عرصه مطبوعات فعال است اینروزها در وبلاگش - عصر جیرفت - کولاک کرده است . نوشته ها و مطالبش آدمی را کمی فراتر از تصور در فکر فرو می برد!! الهام در یکی از پست های اخیرش از روسپیان یکی از سیاه ترین قربانیان این جامعه یاد کرده است . یاد ستاره ( با فتح س و تشدید ت ) فرمانفرئیان که در خرداد ماه امسال درگذشت بخیر . ایشان از پایه گزاران مددکاری اجتماعی در ایران بودند که مطالعات و کارهای ارزنده ای در مورد روسپیان انجام دادند که شرح آن در کتاب : « دختری از ایران» آمده است.
برای این بخش کامنت مهرشاد و جواب الهام را انتخاب کردیم:
مهرشاد می نویسد:
میگن حضرت علی(ع) تو زمان خلافتش با خبر شد که تو یه جایی از سرزمین تحت تسلطش زنی تن فروشی کرده - میدونی از خدا چی خواست؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ارزوی مرگ - از خدا مرگ خودش رو خواست.......
ایا مسئولان ما حاضرند و راضی میشن از خدا مرگ خودشون رو بخوان؟؟؟؟؟؟
الهام جواب می دهد:
آره واقعا
علی واقعا آدم بی نظیری بوده و...
کاش واقعا اسلام ناب ...
حرف آخرم رو قورت بدم بهتره...
وبلاگ خودم .....!!
پارتی بازی کردم و کامنت انتخابی آخر این نوشته را از وبلاگ خودم انتخاب کردم. چند روز اخیر این وبلاگ مهمانی فهیم داشته است بنام : عبدالوهاب شهلی بر. عبدالوهاب در سالهای آغازین سده اخیر میلادی در دانشگاه سیستان و بلوچستان روانشناسی می خواند. این تاریخ را از این جهت عرض کردم که در سال 2000 ، عبدالوهاب در مراسم ختم قران نماز تراویح دانشگاه سیستان و بلوچستان ، مقاله ای در مورد آغاز هزاره سوم و رسالتهای مسلمانان که در آن سالها مد بود راقرائت کرد. عبدالوهاب ، با رشته روانشناسی حال نکرد و در ادامه رشته جامعه شناسی را انتخاب کرد و در دانشگاه تهران فوق لیسانسش را گرفت. تز فوق لیسانش جالب بود در مورد فیلمهای هندی و تاثیری که این فیلمهای هندی در نگرش جوانان بلوچ داشته اند؛ از تزش دفاع کرد و از همه جالبتر که تزش منتخب کشوری شد. حدس می زنم که در آموزش و پرورش استخدام شده باشد. عبدالوهاب را بیش از 12 سال است که ندیدم هر چند عشق به جامعه شناسی در هر دویمان مشترک است و من هم از اقتصاد به جامعه شناسی آمدم اما سبک و سیاق او بیشتر دانشگاهی است و از من رسانه ای. در هر حال امیدوارم این دوست فهیم و گرانقدرم که به تعبیر یکی از دوستان انگار میشل فوکو را قورت داده است !!! شرح حالی از خودش را برای این وبلاگ ارسال کند. این اطلاعات از روزنامه زاهدان که ایشان چند بار با آن مصاحبه کرده است در ذهنم مانده است.
کامنت انتخابی در این بخش ، کامنت حیدر شعلی بر است. که نه از نوشته های پر مغز عبدالوهاب بلکه از نام فامیلی وی که هم فامیل با اوست، به وجد آمده است. جالب اینکه در نوشته عبدالوهاب ، به نوعی نفی طایفه گرایی به چشم می خورد اما حیدر عزیز آنها را ندیده است و می نویسد:
خوب بود.
و این خوب بودن را ما به گونه ای دیگر تفسیر کردیم!!