طوقی ها خاندانی هستند خوشنام و
تحصیلکرده که ریشه در غرب استان کرمان و شرق سیستان و بلوچستان دارند. من
با خیلی از آنها سالها دوستم . حسین طوقی که وبلاگ « طوقی » را می نویسد از وب نویسان قدیمی استان
است و در یکی از سازمانهای دولتی در زاهدان مشغول کار است. طوقی از نسل دوم
تحصیلکردگان بلوچ است که بر خلاف خیلی از آنها که بدون دغدغه و برای منافع
شان نفس می کشند ، در حداقل تریبونی که دارد ، از دغدغه هایش می
گوید. با تامل بر نوشته های ایشان در می یابیم که ایشان دغدغه دین را دارد ،
دغدغه حفظ سنتهای فرهنگی را دارد و به اصلاح و ترقی با حفظ سنتها به
پیشرفت بلوچ نظر دارد.
در طرف دیگر ما رازگو بلوچ را داریم ،
نوشته هایش همه مارا جذب کرده است، تامل در دیدگاههای ایشان نشان می دهد که
راز گو دل خونی از بیچارگی و عقب افتادگی بلوج دارد. رازگو هم مانند طوقی
به بلوچ و سنتهای البته درست و پیش برنده و نه ایستایش عشق می ورزد، رازکو
بر نگرشهای مذهبی که باعث عقب افتادگی ما شده است نقد دارد . رازگو رو به آینده و توسعه استان دارد.
در فضای وب این دو دیدگاه در مقابل هم قرار گرفتند . البته من به طور نمادین رازگو و طوقی را انتخاب کردم خیلی های دیگر مانند ابومصعب ، ام معز ، نارویی ، ( با کمی تخفیف رحیم ) و....در دسته طوقی قرار می گیرند و برادران دانشور ، آبگینه ، نوهان ، رییسی های فعال در وب و.... در دسته رازگو قرار می گیرند . این ها را نوشتم که واقعا" دو طرف دغدغه شان چیست و چه می خواهند اظهار نظر طرفین و سایر مخاطبان می تواند به بحث بیشتر کمک کند.
ابتدا اظهارات طوقی در مرز ارتباط :
سلام
مطالب همه دوستان را پی می گیرم ولی بعضی از دوستان تبر برداشته
ریشه ها را قطع می کنند مسلمات دینی را نشانه می روند فقط یک لحظه ما لباس
اسلامیت را از تن جامعه خود برداریم برای جامعه بلوچ ما چه می ماند علمی
داریم صنعتی داریم هنری داریم ... این برداشت نشود که خدای نکرده کسی را
متهم به تقابل با اسلام کنم اما متاسفانه یک خلط بحث دارد اتفاق می افتد
مسلمانی ما با اسلام مسلمانی ما با بعضی از علایق ما وظیفه ایمانی است که
با اسلام زواید خود را بتراشیم دوستی ناله کرده که قدیما ما چند شبانه روز
در عروسی ها ساز و دهل می کردیم الان ملاها از ما گرفتن اخر اینها چه حرفی
است ما ببینیم اسلام در این موارد چه می گوید یا یکی نوشته ما از عربها
مسلمانتریم اگر اینگونه باشد باید افتخار کنیم از همه ما مسلمانتر باشیم
اما فرهنگ بلوچی ما جای خود دارد مسلمانی ربطی به عرب ،عجم ندارد
رسالت
همه سنگین است تحصیلکرده ما باید به فکر حفظ دین و مذهب ،به فکر حفظ فرهنگ
بلوچی ،و چگونگی تعامل سازنده با فرهنگ کلان ملی باید به فکر عقب
ماندگیهای عمرانی ،سیاسی ،اجتماعی
ورود به مباحث جزیی مشکلی از مشکلات را حل نمی کند
در پناه حق منصور باشید
اظهارات رازگو در مرز ارتباط :
آقای طوقی شما را ندیده ام ولی تصور شخصیتی مرتب مودب و شسته رفته را از
شما دارم که به شدت از چالش های فکر گریزانند و آن را با عنوان "ماجرا جویی
فکری" تعبیر می کنند. این دسته افراد معتقد به حفظ وضع موجودند چرا که جهت
را درست می دانند. در عرف امروز به این دسته افراد " محافظه کار" گفته می
شود و عده شان معمولا اکثریت هر جامعه ای را تشکیل می دهد.
در مقابل
اکثریت محافظه کار که نمونه اش در مباحث اینترنتی ما یکی شما هستید دو طیف
دیگر قرار دارند. دو طیف بی قرار و پر کنش. یکی طیف اطرافی و تند که حرف
های شما را می زند منتها با حدت وشدتی هر چه تمام تر و به آنها "بنیاد گرا"
می گویند و دیگری طیف مقابل شان که خواستار تغییر وضع موجود برخلاف مسیر
شما هستند.
فعلا کاری به این ندارم که چه کسی چه می گوید و حق با کی
است و این که آیا اصلا حق و باطلی در این میان وجود دارد یا خیر. فقط
خواستم بگویم این نگرش شما به نوبه خود وجود دارد و طبیعی است که وجود
داشته باشد. اما هرگز دلیلی ندارد که شما نتوانید دیگران را ببینید و
وجودشان را غیر طبیعی بدانید. و با لفظ ناصحیح "باید" آنها را دعوت به
تغییر به سمت خود بکیند.
اگر اصل وجود تفاوت را در بین انسانها هنوز
نفهمیده و در نیافته اید بدانید که در موضعی نیستید که آنها را درک کرده و
در باره خیر وصلاح شان اینگونه قاطعانه و با لفظ باید داوری کیند.
درک
تفاوت حداقل کاری است که از یک موعظه گر انتظار می رود. اگر نه هر مکتب و
تفکری برای برای خود وعظ و خطابه ها دارد. امیدوارم این عرض کوچک بنده را
نه یک جواب که یک دعوت به بسط فکری و افزایش قدرت درک دیگران تفسیر
فرمائید. چه که "این" گمشده واقعی همه ما ها است.
به مطلب آخر من هم
نگاهی بیندازید می بینید که موعظه صرف چقدر بی حاصل بوده است. نگاهی کوتاه
به ماحصل افکار اقبال انداخته ام در وبلاگ خود.
اظهارات بعدی طوقی در وبلاگ رازگو :
سلام رازگوی عزیز
با عنایت به نوشته ایی که در وب جناب آقای کرد گذاشته
ایی اول تشکر دارم از اینکه محافظه کار ،بنیادگرا وبخاطر جمله (باید
افتخار کنیم از همه مسلمانتر باشیم) ما را نفهم خطاب نموده اید البته دست
شما را می بوسم از این باب که ما بتوانیم تقابل قلم را در جامعه نوپای
نوشتاری بلوچستان نهادینه کنیم تا تقابل فیزکی
اول بعرض برسانم نگاه
بنده در نوشتن مخاطب مسلمان در جامعه است البته که هر نوع عقیده ایی در
جامعه وجود دارد. عصبیت در نوشته تان موج می زد که برای یک نویسنده
برازنده نیست
و اما
نمی دانم شما از کدام نسل تحصیلکردگان بلوچستان
هستید و احتمال می دم از نسل قبل از انقلاب باشید اما من دهه هفتادی هستم
همان هایی که در نوشته ایی شماآنان را منفعت طلب خطاب کردید نمی شود همه
را با یک چوب راند
این نسل با مشکلات خاص خود دست و پنجه نرم می کردند
بیکاری ،تبیعض ،چگونگی حفظ فرهنگ قومی در تعامل منطقی بافرهنگ ملی و فکر
عقب ماندگیهاو محرومیتهای زیربنایی و مسائل مذهبی و دینی اینها دغدغه های
این نسل است اما این گروه با ورود به بخش اداری بیشتر در مواجهه این
مشکلات بوده است
من و امثال من جفای نسل قبل از انقلاب رانمی بخشیم
انهایی که با از حفظ کردن مارکس ،اسپیونزا؛لنین ،استالین و ایسمهای
جورواجور آتش زدند به دین و دنیای مردم از همه جا مانده بلوچستان؛
بلوچستانی که در گرفتاری سیر کردن شکم خود ناله می زد سر انها بوی قورمه
سبزی می داد از کمونیستها کمونیستر شدند البته این برداشت نشود که شما را
دارم خطاب می کنم اگر این انقلاب نمی شد خدا می داند انها چه بلایی سر این
مردم آورده بودند
آیا باید دوباره تاریخ تکرار شود ایا باید دوباره گرفتار آزمون و خطا شد حالا با افکار به اصطلاح مدرنیته و سکولگرایانه نه
بلوچستان
به روشنگرانی چون اقبال نیاز دارد همانی که در دل غرب ایمان خدایی شرق را
شهره کرد نه انانی که خود را الینه شده مقابل غرب می دانند و نه انانی که
زن را عروسک می خواهند در ویترین سوپرهای خود بعنوان کالا براق بفروشند
رازگو جان امال شما چه نوع جامعه ایی است انوقت بهتر میشود بحث کرد
از اطاله شدن عذر می خواهم
در پناه حق منصور باشید.