مختصری برای هم اندیشی دینی
بسم الله الرحمن الرحیمجناب آقای کرد به همان رگ خاشی خود زدی بگیر،ببند،زد و خورد ایجاد شود خداوند خیرت
دهد ان شاء الله این نوشته ها فتح البابی باشند برای جامعه کم مکتوب ما و مرضیه خداوند تبارک و تعالی
امیدواریم خداوند این نوشته ها را از حب و بغض شخصی بدور نگهدارد موجبات رضایتش فراهم شود
اگر چه آن دوست عزیز علاقه ایی به ادامه دادن ندارد اما وقتی ما وارد دنیای نوشتن شدیم حرفه ایی
اندیشیدن را دستور کار خود بگذاریم در این وادی هر نوع مخاطبی وجود دارد با سطوح دانش متفاوت
و اندیشه های متفاوت و همه قابل احترام ایشان گفته اند وجه اشتراک بین ما نیست من می گویم وقتی
ما به خود اجازه داده ایم بنویسیم وجه اشتراک ما جامعه ما است ما برای خلاء یا موجودات موهومی
نمی نویسیم و بحث شخصی و خدای نکرده دعوا نداریم یک دغدغه و یک فکر و یا منفعت و یا
احساس یک مضرت ما را به این طرف کشانده و مخصوصا خود را می گویم این احساس را ندارم
کسی مجاب نوشته هایم شود ولی انچه را فکر می کنم درست است می نویسم و در بوته نقد و نقادی
بگذارم
و اما
این حرف ساده لوحانه که دین دار متحجر و عقب مانده است از کجا وارد جوامع اسلامی شده و ورد
زبان کسانی که به زعم خود با این حربه خداپرستان و دینداران واقعی را از صحنه اجتماع دور کنند با ورود
تکنولوژی غرب از صتعت چاپ تا برق و خودرو به کشورهای اسلامی و شهرهای انها و پشت بند آن
ورود صنعت سینما ،رادیو ،مطبوعات منحط و مبتذل و تلویزیون اینها داعیان فرهنگ غرب در زندگی
شهرنشینان جوامع اسلامی شدند بخش شهری جوامع اسلامی به یک باور غلط رسیده بودند که ما نسبت
به روستا نشینان که هنوز فرهنگ اسلامی خود را حفظ کرده اند و از این ابزار مدرن ندارند برتریم
و انها متحجر و واپس مانده هستند در یک زمان طولانی این فکر تبلیغ میشد که متحجرین مسلمانند
حتی انها کار را به جایی رساندند (مرو برجر) نویسنده یهودی آمریکا در کتاب خود العالم العربی الیوم
می نویسد ما باید کاری کنیم که این فرهنگی که در جوامع شهری ایجاد شده به روستاها هم سر ریز
شود تا پنا هگاهی جهت شکوفایی اسلام به روی زمین یافت نشود
کار طراحان مبارزه با اسلام این بوده و است تا دین در حوزه عقب افتادگان و پیرمردان محصور بماند
تا به روشنفکران بقبولانند دین یعنی عقب ماندگی یعنی تحجر
فرهنگ غربی با بزرگ کردن خوانندگان ،هنر پیشگان حتی در روستاها و شهرهای دور دست همه تلاش
خود را به فراموشی اسلام و دین به کار بسته بودند
پس از سالها فرزندان این ایده از جوامع اسلامی که با فرهنگ غربی رشد کرده بودند وارد دانشگاههای مختلف
شدند و با خواندن متون ترجمه شده غربی و تغییر لباس عملا بردگانی شدند برای فرهنگ غیر اسلامی
قاطبه جامعه اسلامی از زرق و برق فرنگ خود را نتوانسته برهاند ) (زومیر مبلغ نصرانی درسال1935
می گوید اسلام را از مسلمانان گرفتید اما نتوانستید آنان را مسیحی کنید آنگاه اسلام به صورتی در امد
که مسیحیت خواهان آن بود به مسائل مهم اهمیت نمی دهد فرد مسلمان تنبل و راحت طلب شده و در
دنیا به چیزی غیر از شهوت نمی اندیشد اینک مسلمانان اگر تحصیل علم کنند برای رفع شهوات
است اگر مال اندوزی میکند هم برای نیازهای شهوانی و اگر به بالاترین و مهم تریت پست ها هم
دست یابند باز هم تنها هدفشان ارضای شهوات است
و اما مشکل ما بلوچها این است برای اسلام هیچ خرجی نکرده ایم و یا بهتر در موضعی نبوده ایم
که توفیق خرج کردن جانی و مالی برای بدست آوردن و یا حفظ کردن نصیب ما بشود متاسفانه
طبع بشر از این سنخ است که هر نعمتی آسان بدستش بیاید کمتر قدر آن را می داند چه اسان
این نعمت اسلام به دست ما آمده است دعواهای تحجر و واپسی و این چسب های ناچسب به
اسلام مال سالها و قرنها پیش است اگر کمی نگاه حقیقت یاب باشد نور اسلام و قدرت اسلام دارد
شرق و غرب عالم را در می نوردد اما آثار شوم غرب مثل امور جنسی و فساد اخلاقی ،ازهم
پاشیدگی خانواده ها با تزریق وترویج ابتذال از ماهواره ها ،سرگردانی فکری ،هنوز در جامعه
وجود دارد عزیزان رسالت ما بعنوان مسلمان یک رسالت جهانی است ما برای همه انسانها باید
فکر کنیم نه غالب تهی باشیم نشخوار کننده گفته های دیگران
و لتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولیک هم المفلحون
ا ما خدمات بزرگ اسلام در این نیم قرن اخیر در بلوچستان
1 .رهایی از خرافه پرستی همه ما در هر کوی و برزن قبرستانی ،گزی ،کهوری ،کوهی را سراغ
داریم مردم جاهل و نادان برای دفع مضرتی و شفای دردی و یا کسب حاجتی چه نذرها و نذورات
که نمی کردند شکم شغالها و روباها و پرندگان از آنها سیر میشد زمان زیادی نگذشته هنوز بعضی اثار
وجود دارد
2 . برسر یک حرف بی ارزش و یا یک کالای بی مقدار خون چندین نفر را می ریختیم سراغ دارم
و خدا می داند برای پرتاب کفش به طرف یک نفر 10 انسان از جوان رعنا و تا زن و مرد
بیگناه کشته شده اند اماری بگیریم در همین درگیرهای عبث و بیهوده چندین هزار نفر کشته
شده اند حالا کمتر شده اند چه چیزی باعث تعدیل آنها شده است از همین صداها
و فریادهای اسلامی
3. چه افتخاری امروز اسلام دارد در قلب غرب فرهنگ صادرکننده است همین بلوچهای کم سواد
این افتخار را پیدا کرده اند ندای لا اله الا الله را به جهانیان بعنوان پیام آزادی بشر از هر قید
و بندی سر بدهند و حالا که غرب کم آورده است برچسب تروریسم و آدم کش می زند و طو طیهای انها
هم این اراجیف را تکرار می کنند سلاح غرب در جوامع اسلامی داشتن انسانهای طوطی صفت است
که تنها حرفها و اندیشه های انها را حفظ کنند و تکرار با ردای روشنفکری و از بالا نگاه کردن
در طول تاریخ در جوامع اسلامی رمز کاری انها همین بوده که صداهای بلند شده در کشورهای
اسلامی از زبان خودشان ولی محتوا و آموزه ها از ما
برخود لازم دانسته نکاتی در مورد نوشته ایشان بنویسم در نگاه ایشان افکار مهندسی شده و حرفها کلیشه ایی است حرف تازه می طلبد ولی مصدایق را بعلت
محظورات بیان نمی کندآیا خود ایشان به این فکر نمی کند خودش دچار افکار قالب شده و طراحی دیگران باشد
در جامعه ما بعضی از موارد زیاد تکرار میشوند مثل دین ؛مذهب ،زندگی دینی و باورهای به آن حالا که
اینها زیاد تکرار میشوند حرفهای کلیشه ایی هستند آیا با این همه تکرار جامعه ما به معنای واقعی
کلمه دیندار شده است و یا نه باید سالها تلاش کنیم تا به جامعه مطلوب برسیم
در هر کاری بایدهدف خود را مشخص کنیم هدف ما از جامعه خود چیست به کدام استراتژی برسیم
منتهای الیه هدف ما رسیدن به کدام جامعه و آرمان است جامعه ما از مشکلات زیادی در رنج است
راه برون رفت از آنها را در کدام از آموزه ها می دانیم اسلامی ،غربی ،شرقی پس نباید ما در نوشتن
دچار نگرانی شویم بدون واهمه حرفهای خود را بزنیم بزار نقد بشویم ،حتی مشکلات تحمل کنیم ولی
پایش آنها یک جامعه اید ه آل برای آیندگان باشد
در جایی ایشان نوشته من ایستایی در عقیده را برای خود تجویز نکرده و طبع خود را با آن سازگار نمی دانم
وقتی از عقیده سخن می گویم یعنی آنچه که به آن یقین داریم که هیچ دینی چه مسلمان و غیر آن پیروان مذب ذب
را نمی پذیرد حالا امکان دارد فقه به تناسب زمان چیزی جدید به آن وارد شود اما عقیده نه، امروز مسلمان
فردابودایی، پس فردا هندو البته شاید منظور ایشان از عقیده فرهنگ رفتاری انسانها باشد که به اشتباه عقیده
بیان داشته است البته که در رفتارهای عمومی یکی بهتر عمل کند و یکی بدتر مثلا فرهنگ رانندگی
ما ضعیف است یا احترام به قانون کم است کسانی دیگر باشند از ما بهتر است و ما اینگونه رفتارهای
خوب را از دیگران اقتباس کنیم
در پایان عزیزان مومن نباید از یک سوراخ دو بار گزیده شود وظیفه درس خوانده های بلوچ سنگین است
اسلام تنها و تنها و تنها راه نجات از مشکلات است
والله من وراء القصد و هو حسبنا و نعم الوکیل
در پناه حق منصور باشید