دو روز تعطیلی و یک روز مرخصی فرصت خوبی بود تا بزنیم به کوه تفتان . شگفت انگیز ترین کوه ایران .شگفت انگیز از اینجهت که هنور کسی راز سوز و گداز این کوه را کشف : نه ، درک نکرده است!مهمانی داشتم معتقد بود: چون امسال سال نهنگ است بارندگی زیاد است . نتوانستم رابطه ای معنادار بین نهنگ و باردار شدن ابرها و زاییدن باران در این خشکسال استان بیابم. اما در این دو روز، تفتان تماشایی بود. بارندگی های تند بهاری همراه با نم نم باریدن پس از آن ، تمام طبیعت تفتان را به وجد آورده بود. بوی گیاهان کوهی که پس از باران ، شدید تر احساس می شد ، تمام حواس جمع سه نفره ما را صفایی دیگر داده بود . با دوستان بر فراز یکی از تپه های تپتان ایستادیم و سیر اکسیژن هوا را بلعیدیم و از همه طرف بر پایین دست خیره شدیم .و از خودمان پرسیدیم در پایین دست هواچگونه است ؟ اینرا مطمئن بودیم که به قول اخوان در پایین دستها ، هوا بس ناجوانمردانه سرد نیست اما .....
نمی دانم الان که صحبت از طراوات دبتان می کنم و مخاطبان با این نوستالژی خاطرشان طروات گرفته صحبت از «توسعه از درون» و «نقد از درون» چقدر می تواند ضرورت داشته باشد. اما آن چیزی که همیشه خاطرمان را محزون می کند ، عقب ماندگی و توسعه نیافتگی است. حتی در دامنه های تفتان وقتی دخترکان کم سن و سالی را می دیدم، ناخودآگاه ذهنم به این می رفت که آینده این دخترکان چگونه است؟ بی اختیار حتی اکسیژن های پاک کوهستان نیز نمی توانست غبار غم را ازدرونمان با بازدم به بیرون پرت کند!
چندی قبل با مصطفی دانشور صحبت می کردم بحث در مورد عملگرایی بود که قبل از چرت نیمروز وبلاگها(به تعبیر نوهان) در مقابل گفتمان گرایی طرح شده بود. به مصطفی پیشنهاد کردم با توجه به تخصصی که در حوزه کامپیوتر و اینترنت دارد در مورد ایجاد یک سایت یا پرتال گردشگری در مورد جاذبه های مختلف استان کار کند. هر چند این موضوع مدتی مسکوت ماند اما آن چشم اندازهای زیبای تفتان دوباره این موضوع را در ذهنم زنده کرد.
ضرب المثل معروف که می گوید : «کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من » مصداق کامل توسعه از درون است. برای ساختن استانمان خودمان باید برخیزیم . زمانی در همایش بیکاران در بزمان به سرحدی بخشدار پر تلاش بزمان گفتم اگر می خواهی بر غول بیکاری در منطقه ات غلبه کنی باید ظرفیتهای منطقه ات را بکار بیندازی . برایش مثال زدم که اگر بتوانید همین آب گرم اعجاب انگیز بزمان را با ساختن زیرساختهایش برای جذب مسافران آماده کنی، مطمئن باش که از قبل آن می توانی ضمن توسعه منطقه ، دهها شغل نیز ایجاد کنید.
با این توضیحات دو پیشنهاد به دوستان متخصص و صاحبنظرم دارم:
اول: در ۵ منطقه استان که عرض خواهم کرد بحث شود که چگونه و بر اساس چه مدلی می توان ظرفیتهای گردشگری را توسعه داد. منطقه اول: چهار طرف تفتان با چشم اندازهاو روستاهای زیبای آن برای فصل گرم استان . منطقه دوم : ایرندگان ، کارواندر و دامن برای فصل سرد در نیمه شمالی استان . منطقه سوم : رودخانه روح بخش سرباز و تنکه سرحه و بر خی از روستاهای نیکشهر . منطقه چهارم: در مناطق دیدنی سراون و منطقه پنجم سواحل زیبای دریای مکران .
دوم : از دوست خوبم مصطفی دانشور می خواهم که طراحی یک سایت یا پرتال جامع و کامل گردشگری که تمام جاذبه های استان در تمام بخش ها و حوزه ها را در بگیرد ؛ را طراحی کند. و اگر این سایت نیاز به همکاری گروهی دارد را اعلام کند تا بر مبنای آن بتوانیم همه و با کمک هم این سایت اینترنتی را طراحی و راه اندازی کنیم.
در آخر این بحث باز هم از توسعه از درون می گویم و این ضرب المثل معروف: «کس نخارد پشت من جزء ناخن انگشت من»!!!