تعريف تروريسم به علت اختلاف آرا و نظريات راجع به آن ، كاري دشوار و پيچيده است به ويژه پس از آنكه به برخي اقدامات خشونت آميزي اطلاق گرديد كه در واقع تروريستي نبودند، ضرورت خاص يافت. از آنجا كه عوامل ، انگيزهها و اهداف اعمال تروريستي متفاوت و مختلف است. دستيابي به تعريفي دقيق و مشخص از تروريسم به نحوي كه در سطح جهان پذيرفته باشد با دشواريهايي بسيار روبروست. تا كنون هيچ تعريف قانوني يا سياسي و جهاني واحد، روشن و دقيقي از تروريسم به دست نيامده است در نتيجه هر گروه يا هر دولتي ميتواند آنرا برحسب نگرش خود و طبق مصالح خود تعريف كند ( تهامي، 48:1386).
در ادامه به بخشي از دشواريها و مشكلات اشاره ميشود:
1- منابع، علل و انگیزه های افراد در دست زدن به تروریسم، در زمانها و مکانهای مختلف، متفاوت می باشد. این یکی از مشکلات بر سر راه تعریفی جامع از تروریسم است. نمی توان برای تروریسم در خاورمیانه نسخه ای همانند تروریسم درآمریکای لاتین پیچید. آنچه امروز تهدید است شاید فردا تهدید نباشد. (Sandol,2003:232)
2- حتی در تحقیقات آکادمیک هم توافق اندکی در خصوص عناصر و رویه های تروریستی وجود دارد. این موضوع بسیار ذهنی است و به گونه ای گسترده وابسته به نظرات فردی و مشاهدات کسی است که در مورد آن می اندیشد و می نويسد( Sandol,2003:84) اشميد معتقد است تعريف و يا تبيين تروريسم توسط يك استاد دانشگاه و محقق و نه لزوما"يك شهروند با ديدگاه كساني كه بطور قانوني مسئول مبارزه با تروريسم مي باشند متفاوت است (عبدالله خاني ،1386: 36).
3-تعريفي كه بتوان همه انواع مختلف اين پديده را كه در طول تاريخ نمود يافته است را در بگيرد مشكل است زيرا ما با گونه هاي مختلفي از تروريسم روبرو هستيم كه اغلب مشابهت های چنداني با هم ندارند .تعريفي كه درباره يك گونه درست است، مي تواند درباره گونه ديگر نادرست باشد.امروزه تروريسم تنوعي به مراتب بيشتر از 30 سال گذشته يافته است و بسياري از گونه هاي چنان متفاوت با گونه هاي گذشته و با يكديگرند كه واژه تروريسم ديگر با آنها جور در نمي آيد واحتمالا" در آينده اصطلاحات تازه اي براي انواع تروريسم پيدا خواهد شد(طيب،1384: 20-22).
4- ماهیت تروریسم پیچیده و در هاله ای از ابهامات قرار دارد. مطالعات در خصوص تروریسم توسط مورخّان، جامعه شناسان، حقوقدانان، روزنامه نگاران و سایر افراد درگیر انجام می گردد. سرویسهای جاسوسی، نیروهای نظامی، قوه قضائیه و نهادهای حکومتی نیز در سراسر جهان با این پدیده درگیرند. این مساله یکی از دلایلی است که منجر به آشفتگی در تعریف تروریسم می گردد. ما به این پدیده از زوایای محدود می نگریم، در حالی که باید به جنبه های مختلف حقوقی، تئوری و عملی آن نگاهی جامع داشت. ما اغلب تروریسم را به گونه ای تعریف می کنیم که بدانیم چگونه می خواهیم با آن مبارزه کنیم.(Sandol,2003:84).
5- با توجه به این که تروریسم عموماً دارای بار سیاسی و ایدئولوژیک است، نامگذاری یک اقدام خشونت آمیز به عنوان اقدامی تروریستی، پیش از آنکه مربوط به نفس آن عمل باشد، به دیدگاههای سیاسی نامگذار بستگی دارد، یعنی بیشتر بر مبنای یک قضاوت اجتماعی است تا توصیف یک پدیده.(Joseph,1990:14)
6-يكي ديگر از مشكلات تعريف تروريسم ، نگاهي است كه خود تروريستها به فعاليتهايشان دارند .از نظر اشميت تروريستها و حاميان آنها خود را تروريست نمي دانند و اقدامات خود را تروريستي قلمداد نمي نمايند .بلكه اقدامات خود را واكنشي منطقي و مقاومتي عادلانه عليه تروريسم دولتي ، سرمايه داري ، نژاد پرستي ، امپرياليسم و جنسيت گرايي و مواردي از اين دست مي دانند .تروريست هاي معاصر حتي خود را مبارزان آزاديبخش نيز معرفي مي كنند .(عبدالله خاني ،1386: 39)
7- برخی دیگر از عوامل را به اختصار می توان اينگونه برشمرد: سری و مخفی بودن ساز و کار سازمانهای تروريستی که آناليز آنها را مشکل می سازد، برخورد مساله تعريف تروريسم با منافع ملی کشورها، مه آلود بودن مرزهای تروريسم با مفاهيمی همچون جرائم سياسی و جنگهای چريکی، قدرت دولت در خارج نمودن فعاليتهای خويش از دايره تعريف، پرداختن به ريشه ها و علل اصلی تروريسم، ارتباط تروريسم با موضوعات مربوط به تعيين سرنوشت- مبارزه مسلحانه بر عليه اشغال خارجی و رژيمهای نژاد پرست، استفاده تبليغاتی از تروريسم به عنوان يک برچسب بر عليه مخالفان و بالاخره اختلاط و درهم پيچدگي ارزيابی اعمال تروريستی با مباحث مرتبط با اهداف عاملان و وضعيت بازيگران.(Joseph,1990:413)
2-3 تعريف تروريسم
2-3-1 تعريف تروريسم در فرهنگهاي علوم اجتماعي و سياسي
آلن بيرو در كتاب فرهنگ علوم اجتماعي در ذيل واژه تروريسم مينويسد:
تروريسم اعمال ترور به صورت منظم و سازمان يافته را مي رساند و ترور به معناي حالت و يا احساس ترس دسته جمعي است كه خشونت و كشتار بي حساب موجد آن است. تروريسم نه فقط با استفاده از وسايلي كه ميتوانند زندگي و امنيت افراد را مورد سوءقصد قرار دهند ، صورت مي يابد، بلكه از طريق تخريب خشونت آميز خدمات عمومي و يازير بنايي متعلق به يك جمع نيز اعمال ميشود. همچنين تروريسم مي تواند همچون يك روش مورد استفاده قرار گيرد كه در آن اقتدار با اعمال خشونت و از طريق قرار دادن ملّت در هراس جمعي و ترس دائم(رژيم وحشت) تحميل ميشود. تروريسم ميتواند به صورت روشي در جريان عمل انقلابي در جهت برانگيختن عدم امنيت عمومي با ايجاد ترس و هراس در محيطي كه با اعمال قدرت در صدد تسلط برآنند ، درآيد. در اين صورت هدف از اعمال تروريسم از هم پاشيدن ساخت اجتماعي و سياسي است با ايجاد واغتشاش در نظم عمومي ، انجام حملاتي عليه افراد يا گروهها، دستيازي به اعمالي چون تلافي و انتقام. هرج و مرج طلبان مدتها به اعمال تروريسم پرداخته اند در مواري نيز، ياغيها يا تبهكاران از تروريسم در جهت ايجاد هراسي كه در تحقق اهدافشان مفيد مينمايد، سود بر مي گيرند(بیرو،1375 :427).
فرهنگ علوم سياسي علي آقا بخشي و مينو افشاري نيز در زيل واژه تروريسم(Terrorism) آورده است:
1) نظام حكومت ترور و اعتقاد به لزوم آدمكشي و ايجاد وحشت در ميان مردم و رهبران سياسي و حكومتي ويا نظام فكري كه هر نوع عملي را براي رسيدن به هدف سياسي مجاز ميشمارد.
2) كاربرد سيستماتيك ترور، بويژه به عنوان وسيله اجبار ، يا رواشمردن اقدامات داراي ماهيت وحشت آفريني در اذهان عامه و گروههاي انساني، مثل تروريسم انقلابي براي ساقط كردن حكومت، تروريسم ظالمانه براي حفظ حكومت يا دفاع از آن، تروريسم شبه انقلابي كه از ترور براي نيل به هدفهايي مثل وادار كردن حكومت به تغيير سياست يا در واكنش به سياست حكومت استفاده ميكند.
3) تروريسم به معني مبارزه تروريستي روشنفكران انقلابي جدا از تودهها ، عبارت است از يك جريان خرده بورژوايي كه در مرحلهاي جنبش انقلابي در اروپا ظاهر شد .
برپايه دانشنامه برتيانيكا تروريسم به معني« كاربرد سيستماتيك ارعاب يا خشونت پيش بيني ناپذير سياسي بر ضد حكومتها، مردمان يا افراد براي دستيابي به يك هدف معين سياسي است».((Britannica,1986:650
داريوش آشوري در دانشنامه سياسي ذيل واژه ترور(Terror) و ترورگري آورده است: ترور در لغت ، در زبان فرانسه ، به معناي هراس و هراس افكني است، در سياست به كارهاي خشونت آميز حكومت ها براي سركوبي مخالفان خود و ترساندن آنها ترور ميگويند و نيز كردار گروههاي مبارزي كه براي رسيدن به هدف هاي سياسي خود دست به كارهاي خشونت آميز و هراس انگيز ميزنند، ترور ناميده ميشود.
ترورگري(تروريسم) روش حكومتهايي است كه با بازداشت و شكنجه و اعدام و انواع آزارهاي غيرقانوني، از راه پليس مخفي، مخالفان را سركوب ميكنند و ميهراسانند و يا روش دستههايي است كه براي افكندن يا هراساندن دولت به آدمكشي ، آدم دزدي و خرابكاري دست ميزنند. روش آنارشيستهاي انقلابي و نيز برخي دستههاي انقلابي در روسيه تزاري ترورگري بود. از اين جهت به معناي كشتار سياسي نيز بكار ميرود و كساني راكه به كشتار سياسي دست بزنند ترورگر و تروريست ميخوانند.
2-3-2 تعريف سازمانهاي بين المللي از تروريسم
مجمع عمومي سازمان ملل متحد نخستين بار در سال 1972 تروريسم را به عنوان معضل جهاني معرفي كرد و در اواسط دهه 1980 به طور نامنظم به بحث تروريسم پرداخت . اين نهاد از زمان صدور قطعنامه 60/49 در سال 1994 تحت عنوان «اقدامات لازم براي نابود كردن تروريسم بين المللي »به طور منظم اين مساله را در دستور كار خود قرار داده است.در ادبيات سازمان ملل سه كليد واژه «تروريسم»،«اقدامات تروريستي »و«تروريسم بين الملل» نقش اساسي و تعيين كننده دارند .(عبدالله خاني ،1386 : 86-90)
سازمان ملل تاكنون 13 كنوانسيون را مبناي شناخت خود از تروريسم و اقدامات تروريستي قرار داده است. اين كنوانسيون ها به موضوعاتي مانند : «جلوگيري از جنايت عليه افراد بين المللي مانند ديپلماتها »،«اقدام عليه گروگانگيري»،«جلوگيري از بمب گذاري»، «نابودي منابع مالي تروريسم»،«جلوگيري از تروريسم هسته اي»، «همكاري بين المللي و پشتيباني فني در اجراي كنوانسيونها و «پروتكل هاي مرتبط با تروريسم در چارچوب مسائل مرتبط با مواد مخدر »و «پروتكل هاي مرتبط با تروريسم در چارچوب فعاليتهاي مركز جلوگيري از جرايم بين المللي»مي پردازد.(عبدالله خاني،1386: 87-88)
اولين تعريف از تروريسم در سال 1937 و توسط جامعه ملل ارائه شد . در اين تعريف «تروريسم به تمام اعمال مجرمانه عليه يك دولت به قصد ايجاد وضعيت رعب و وحشت در اذهان اشخاص خاص يا گروهي از افراد و يا عموم مردم اطلاق گرديده است».(خانباني،1383: 16)
در نهم دسامبر 1994 ، مجمع عمومي با وفاق عام (كنسانسوس)، جامع ترين سند خود را در زمينه مبارزه تروريسم بين المللي تصويب كرد. به بيان اين اعلاميه،تروريسم بر اساس هيچ گونه ملاحظه سياسي، فلسفي، ايدئولوژيك، نژادي، قومي، مذهبي يا هر انگيزه ديگري كه براي موجه جلوه دادن آن مورد استفاده قرار گيرد، قابل توجيه نيست.(طيب،1384: 330)
با توجه به جميع تبيين و تعريف هايي كه از تروريسم و اقدامات تروريستي بر اساس قطعنامه هاي مجمع عمومي و كميته هاي تخصصي آن و همچنين گزارش هاي دبير كل يا هيئت هاي مامور از سوي دبير كل صورت گرفته است ، مي توان محورهاي ذيل را در خصوص تروريسم و اقدامات تروريستي از درون آنها استخراج نمود :
1 هرگونه اقدامي در هواپيما در حين پرواز بر روي آبهاي بين المللي كه بتواند امنيت پرواز يا نظم هواپيما را به خطر اندازد.
2 هواپيما ربايي به واسطه تصرف يا وادار كردن خلبانها براي پروتز به يك مقصد ديگر.
3 به خطر انداختن امنيت پرواز به واسطه اعمال خشونت عليه افراد؛ اقداماتي كه به هواپيما آسيب رساند؛كار گذاشتن مواد منفجره در هواپيما ؛آسيب رساندن يا تخريب هواپيما در روي زمين به شكلي كه ديگر قادر به پرواز نباشد ؛تخريب و آسيب رساني به دستگاههاي ناو بري هواپيما يا تبادل اطلاعات نادرست كه امنيت هواپيما در حين پرواز را با خطر مواجه سازد .
4 در دست گرفتن كنترل ، حمله(به)، نابود كردن ،يا آسيب رساندن تاسيسات ساحلي به شكلي كه امنيت آنها را به خطر اندازد.
5 در دست گرفتن كنترل كشتي در آبهاي بين المللي.
6 ارتكاب قتل ،آدم ربايي يا حمله عليه روساي كشورها يا دولت ها ، وزراي امور خارجه،يا نمايندگان يك كشور يا يك سازمان بين المللي كه داراي مصونيت ديپلماتيك بوده و در زمان انجام حمله عليه مقر رسمي خود در خارج از خاك كشور خويش به سر مي برده اند .
7 دريافت ، تصاحب ، انتقال ، يا منهدم كردن آن دسته از ايزوتوپ هاي اورانيوم و پلوتونيوم كه براي ساخت تسليحات كافي مي باشد .
8 دزديدن و نگاهداشتن كسي براي وادار كردن يك حكومت ،يك سازمان بين المللي ، يك شخص بي طرف يا قضايي يا يك گروه از انسانها به انجام يا عدم انجام كاري .
9 تخريب يا آسيب رساندن عامدانه به ساختمانهاي عمومي يا ديگر اماكن عمومي با هدف كشتن يا مجروح كردن ساكنان آن .
10 تامين آگاهانه منابع مالي افراد يا گروههاي تروريستي به شكل مستقيم يا غير مستقيم يا كمك به تروريست ها در پول شويي (عبدالله خاني،1386: 96-97) .
اتحاديه اروپا نيز تروريسم را چنين تعريف كرده است:
هر اقدامي كه باعث ايجاد رعب شديد در ميان شهروندان شود يا نظم و آرامش جامعه را متزلزل سازد يا نهادهاي قانوني، سياسي، اقتصادي يا اجتماعي يك دولت يا يكي از سازمان هاي بين المللي را مختل سازد، از جمله هرگونه تجاوز به جان انسانها، ربودن و گروگان گيري اشخاص واداره هر يك از گروههاي تروريستي يا مشاركت در فعاليت هاي گروه هاي تروريست.(تهامي ،1386: 50).
بيست و ششمين نشست وزراي خارجه دولتهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي( نشست ويژه صلح و مشاركت براي توسعه و رشد) كه در پايتخت بوركنيافاسو ( شهر اوگادو) برگزار شد(تهامي،1386: 49) « تروريسم» را اين گونه تعريف كرده است:
هر گونه عمل يا اقدام خشونت آميز و يا تهديد به آن با هر هدف و انگيزه اي،كه منجر به اجراي طرح هاي مجرمانه فردي يا گروهي گرديده و باعث بروز رعب و وحشت بين مردم و يا به وحشت انداختن مردم از طريق آزار و اذيت آنها ، يا به خطر انداختن زندگي، يا نواميس يا آزادي و امنيت و يا حقوق مردم شده ، يا موجبات ضرر رساندن به محيط زيست را فراهم نموده يا اموال عمومي و يا خصوصي را به اشغال در آورده يا آن را تصرف كند و يا منابع و اموال ملي و بين المللي را به خطر انداخته و يا موجبات تهديد ثبات يا تماميت ارضي يا استقلال سياسي يا حاكميت كشورهاي مستقل را فراهم آورد .(عبدالله خاني ،1386: 126-127)
كنوانسيون عرب براي سركوب تروريسم اين تعريف را از تروريسم ارائه داد ه است:
هر گونه اقدام يا تهديد خشونت آميزي ، صرفنظر از اهداف و انگيزه ها ،كه براي پيشبرد يك برنامه جنايي فردي يا گروهي صورت مي گيرد و به دنبال ايجاد وحشت در مردم ، ايجاد ترس به واسطه آسيب رساندن به آنها ، يا به خطر انداختن زندگي ،آزادي يا امنيت آنها باشد يا بدنبال آسيب رساندن به محيط زيست، تاسيسات و دارايي هاي عمومي و خصوصي و يا اشغال آنها باشد و يا بدنبال به خطر انداختن منابع ملي باشد ، تروريسم ناميده ميشود.(عبدالله خاني ،1386: 120)
2-3-3 تعريف تروريسم از نگاه صاحبنظران و محققان
الكس اشميد دانشيار دانشكده علوم سياسي دانشگاه لايدن يكي از كارشناسان بنام هلندي در زمينه مطالعات تروريسم و مسئول سابق دفتر جلوگيري از تروريسم سازمان ملل متحد مي باشد .وي مدعي است توانسته تعريفي از تروريسم كه مورد توافق 81 درصد دانشگاهيان است ،بدين شرح ارائه دهد :
«تروريسم يعني شيوه ايجاد وحشت توسط اقدام خشونت آميز مكرر توسط افراد،گروهها يا بازيگران دولتي مخفي (يا نيمه مخفي )به دلايل سياسي،جنايي و غير عادي كه اهداف مستقيم ،اهداف اصلي نيستند –برخلاف ترور كه هدف مستقيم ،هدف اصلي است.قربانيان انساني چنين خشونتي اغلب به طور تصادفي (برحسب فرصت)يا گزينشي(اهداف سمبليك و نماينده )از ميان جمعيت هدف انتخاب مي شوند و به عنوان مولدهاي پيام رساني عمل مي نمايند.ارتباط مبتني بر تهديد و خشونت بين تروريست ها ،قربانيان و اهداف اصلي ،اصولا"براي فريفتن هدف اصلي كه همان افكار عمومي و مخاطبان مي باشند ،براي تبديل آن به هدف مورد توجه،هدف خواسته شده و هدف وحشت و تبليغي كه از آغاز براي آن در نظر گرفته شده بكار ميرود». Schmid,1993:89))
تد رابرت گر در كتاب چرا انسانها شورش مي كنند سه شكل از خشونت سياسي را ازهم متمايز مي سازد:
1)آشوب : خشونت سياسي نسبتا" خود انگيخته و سازمان نايافته همراه با مشاركت مردمي قابل ملاحظه، شامل اعتصابات سياسي خشونت بار ، شورشها، درگيريهاي سياسي و شورشهاي محلي ؛
2)توطئه :خشونت سياسي بسيار سازمان يافته همراه با مشاركت محدود ، شامل سوء قصدهاي سياسي سازمان يافته ، تروريسم در مقياس كوچك ، جنگهاي پارتيزاني در مقياس كوچك ،كودتا و طغيان ؛
3) جنگ درون كشوري : خشونت سياسي بسيار سازمان يافته ، همراه با مشاركت مردمي گسترده كه به منظور سرنگوني رژيم يا امحاء دولت طراحي و همراه با خشونت گسترده باشد ، شامل تروريسم و جنگ پارتيزاني در مقياس وسيع ، جنگهاي داخلي و انقلابها. تد رابرت گر تروريسم را از اشكال خشونت سياسي دانسته و خشونت سياسي را اينگونه تعريف مي كند :«خشونت سياسي به تمامي حملات جمعي اطلاق مي شود كه در درون يك اجتماع سياسي عليه رژيم سياسي ، بازيگران آن شامل گروههاي سياسي رقيب و صاحبان مناصب يا سياست هاي آن صورت مي گيرد (گر،1377: 14- 24) .
انور خامهايي در كتاب شاه كشي در ايران و جهان اين تعريف از تروريسم را ارائه داده است: تروريسم يعني اقدام غير مشروع و توطئه آميز براي كشتن يك يا چند انسان با نيت سياسي يا بخاطر نيل به هدفهاي سياسي معين،(خامهايي ،1381: ز ، ج).
جي بدي اين تعريف را از تروريسم ارائه داده است:«کاربرد مکرر خشونت، با انگیزه سیاسی به همراه قصد ارعاب، بوسیله عاملان غیر دولتی، که بر بیش از یک دولت اثر می گذارد»(جي بدي،1378: 251)
ویلیگنسون[1] تروریسم را دارای پنج ویژگی می داند: «1- هدف و جهت ترور گسترده تر از قربانیان فوری خشونت می باشد و مخاطبان و اهداف وسیع تری را دنبال می کند. 2- عملیات تروریستی به طور ذاتی حمله بر اهداف سمبلیک و تصادفی و از جمله اشخاص را در بر می گیرد. 3- اعمال خشونت آمیز و غیر عادی که در جامعه ظاهر می گردد و سبب نقض هنجارهای جامعه شده و باعث هتک حرمت نسبت به جامعه می گردد. 4- تروریسم اغلب سعی در تاثیر بخشی بر رفتار سیاسی دارد. 5- جهت عمده تروریسم ایجاد جو شدید ترس و وحشت می باشد».( wilwinson,1995: 98-99)
يكي از تعاريف تروريسم كه توانسته تعريفي جامع ارائه دهد تعريف «كاربر[2] »است . براساس تعريف كاربر تروريسم به عنوان اقدامي نمادين مي تواند مانند ديگر راههاي ارتباطي مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد . اين مفهوم سازي درباره تروريسم متشكل از چهار جزء اصلي از فرايند ارتباطي است كه عبارتند از:
فرستنده پيام (تروريست)،گيرنده پيام(هدف مورد نظر تروريستها)،پيام(اقدام تروريستي كه قربانيان آن ممكن است اشخاص يا سازمانها باشند)و بازخورد(واكنش گيرنده پيام). (karber,1971)
با توجه به تعاريف ارائه شده ، تروريسم نوعي خشونت از پيش طراحي شده است كه با جهت گيري سياسي بر ضد اهداف غير نظامي از سوي گروههاي خرده ملي و عوامل مخفي براي تاثير گزاري بر مخاطبان به كار گرفته مي شود. تعريف تروريسم داراي عناصر مختلف و متفاوتي مي باشد : 1- تروريسم عملي از پيش طراحي شده است2- اين كنش داراي جهت گيري سياسي مي باشد3- عنصر سوم قربانيان تروريسم است كه قربانيان معمولا" افراد عادي هستند.4-مرتكبين اعمال تروريستي از گروههاي فروملي و عوامل مخفي هستند كه كار آنها از عمليات نظامي دولتها متمايز است.(امام جمعه زاده و شايان ،1383: 5)
2-4 شاخصه ها و اجزاي مفهومي تروريسم
با توجه به تعريف مختلف ،شاخصه ها و اجزاي مفهومي تروريسم به شرح زير بيان شده است :
1) خشونت : عمومي ترين ويژگي تروريسم خشونت يا تهديد به استفاده از خشونت مي باشد اين واژه نمي تواند مفهوم اختصاصي از خشونت تروريستي ارائه دهد و بسياري از ديگر اقدامات كه نمي توان آنها را تروريسم ناميد از قبيل: شورش، جنايات سازماندهي شده و جنگ را در بر مي گيرد.
2) قرباني: انتخاب تصادفي يا از روي هدف غير نظاميان يكي از معيارهاي اقدامات تروريستي است.در اين خصوص برخي گروههاي تروريستي نظير «اتا» يا ارتش جمهوريخواه ايرلند قبل از حملات خود به مردم هشدار مي دهند تا از شمار قربانيان كاسته شودو برخي نظير القاعده بدنبال بيشترين قرباني مي باشند .
3)هدف: هدف تروريسم ايجاد وحشت و ترس قرباني است كه اين قرباني مي تواند حكومت،كل جامعه يا گروهي از اعضاي جامعه باشد. اقدامات تروريستي بر اين اساس براي جلب توجه گسترده مردم طراحي مي شوند و به دنبال ايجاد شوك رواني در جامعه مي باشند.
4) انگيزه: اقدامات تروريستي ممكن است براي رسيدن به اهداف سياسي يا مذهبي انجام شود و يا ممكن است بر اساس كسب منافع شخصي صورت گيرد . اگر سارقي به بانك حمله كند و پس از كشتن رئيس بانك با مقداري پول فرار كند نمي توان او را تروريست ناميد ولي اگر همين شخص در سرقت از بانك ايجاد ترس و وحشت در مردم يا مقاصدي مانند بي اعتماد كردن مردم به بانكها و بي ثبات كردن اقتصاد باشد ،اين كار يك اقدام تروريستي به حساب مي آيد.
5) قانونمندي:غير قانوني بودن از ويژگيهاي بارز تروريسم است.
6) قبول مسئوليت : صدور بيانيه پس از اقدام تروريستي يكي از ويژگيهاي تروريسم است.اين بيانيه مي تواند ضمن قبول مسئوليت اقدام ، ترويج كننده مواضع عقيدتي ، سياسي و يا ملي تروريست ها نيز باشد.
7) عامل اقدام تروريستي : بسياري از تعاريف تروريسم ، اقدامات حكومت هاي قانوني را به عنوان تروريسم در نظر نمي گيرند مگر آنكه كار آنها پنهاني و در زمان غير از جنگ انجام شود. اقدامات جنگي اصولا" در حوزه تروريسم قرار نمي گيرد. اما مي توان حمايتهاي حكومتي كه در آن يك حكومت از فعاليت تروريستي در يك كشور ديگر حمايت به عمل مي آورد را اقدام تروريستي قلمداد كرد. اين نوع از تروريسم را براي فعاليتهاي گروههاي قانوني نظير: CIA،گشتاپو و KGB تحت عنوان تروريسم دولتي استفاده كرده اند.
ttp//en.wikipedia.org/wiki/ Terrorism))
2-5 مصاديق تروريسم
در مجموعه دانشنامه ها و فرهنگهاي بررسي شده ، هواپيما ربايي ، آدم ربايي و بمب گذاري سه مصداق اصلي تروريسم معرفي شده است . هواپيما ربايي يكي از مصاديق تروريستي است كه اولين بار در 1931 در پرو انجام شد اما به عنوان يكي از مصاديق تروريسم از اواخر دهه 1960 رواج يافت . هواپيما ربايي به كرّات توسط گروههاي فلسطيني به منظور آزادي زندانيان در بند و شهروندان آلمان شرقي براي فرار به آلمان غربي مورد استفاده قرارگرفته است با اين حال از اين شيوه براي ترس و هراس در ميان مردم نيز استفاده مي شود.
بمب گذاري يكي ديگر از مصاديق تروريسم معرفي گرديده است و ساليانه هزاران بمب گذاري در اقصي نقاط دنيا صورت مي گيرد كه خسارتهاي جاني و مالي فراواني به همراه دارد . تهديد به بمب گذاري يكي ديگر از شيوه هاي تروريستي است كه با هدف ترس انجام می گیرد.
ترور يكي ديگر از مصاديق تروريسم معرفي گرديده است كه با كشتن افراد و مقامات سياسي و يا نظامي با سلاح سرد ويا گرم صورت مي گيرد (عبدالله خاني ،1386: 31 -32)