آيا اين همكاري بعد از انقلاب هم ادامه داشت؟
ايشان از سال 1350 كه هنوز دانشكده علوم اجتماعي وجود نداشت و فقط يك گروه جامعه شناسي دانشكده ادبيات وجود داشت، در ايران كار مي كرد. البته موسسه از دانشگاه استقلال داشت و با درآمدهاي جانبي اي كه از موسسات و نهادهاي مختلف مي گرفت، امورش را مي گذراند. ايشان ارتباطات فراواني با موسسات و نهادهاي دولتي و غيردولتي داشتند و براي كارهاي تحقيقاتي بودجه مي گرفت. قبل از اينكه موسسه تبديل به دانشكده شود، ايشان در يونسكو پستي گرفتند و مدير بخش جوانان در يونسكو شدند و عازم اروپا شدند. البته گاهي هم برمي گشتند، اما ما از سخنراني هاي ايشان استفاده مي كرديم. در سال هاي اول انقلاب مدتي را در زندان بودند و سپس از ايران خارج شدند به يونسكو رفتند و همان جا فعاليت مي كردند. اما هميشه به ايران سر مي زد و سخنراني مي كرد يا آثارش را منتشر مي كرد. اما به دليل فضاي خاص دانشكده كمتر به دانشگاه مي آمد، زيرا فرهنگ جامعه عوض شده بود و بسياري از همكاران ايشان بازنشسته شده بودند.
نقش احسان نراقي را در توسعه و گسترش جامعه شناسي در ايران چگونه ارزيابي مي كنيد؟
ايشان از لحاظ راه انداختن تحقيقات اجتماعي به سبك جامعه شناسي در ايران نقش موثري داشت. زيرا موسسه تحقيقات علوم اجتماعي به همت پشتكار و فعاليت ايشان راه اندازي شده بود. ايشان توانست افراد مختلفي را به آنجا جذب كند، نه فقط دانشجويان دوره هاي عالي جامعه شناسي كه از ساير رشته ها نيز محققان و نويسندگان به اين موسسه مراجعه مي كردند. افرادي مثل جلال آل احمد و غلامحسين ساعدي در اين موسسه حضور داشتند و فعاليت مي كردند. موسسه در زمان ايشان بسيار پرتحرك و فعال بود و افراد فراواني چه در آموزش و چه در تحقيق در آنجا فعال بودند. منتها روش ايشان خاص بود و همين امر سبب شد كه موسسه در زمينه جهاني شدن چندان موفق عمل نكرد و وقتي ايشان رفتند كيفيت فعاليت هاي موسسه افت كرد و بوروكراسي برقرار شد و نظم آنجا به هم خورد و كسان ديگري كه آمدند، نتوانستند امور را مثل ايشان پيش ببرند. موسسه البته همچنان به عنوان بخشي از دانشكده علوم اجتماعي برقرار بود ولي امكاناتش محدود شد، زيرا دكتر نراقي با دستگاه هاي دولتي مثل سازمان برنامه و شركت مسكن و خود شخص هويدا روابط دوستانه داشت و از آنها براي كارهاي موسسه كمك مي گرفت. بنابراين در يك دوره يي موسسه هم كتاب منتشر مي كرد و هم تحقيقاتي صورت مي گرفت و حدود بيش از 50 نفر در آن فعاليت مي كردند و در زمينه جامعه شناسي سياسي، جامعه شناسي شهري، جامعه شناسي روستايي، برنامه ريزي شهري و... تحقيقات گسترده يي صورت گرفت. اين امر هم تا حدودي به دليل روحيات و ويژگي هاي شخصيتي ايشان بود كه مي توانست در فقدان امكانات زياد فعاليت هاي فراواني صورت دهد.
سهم احسان نراقي به عنوان يكي از شناخته شده ترين روشنفكران معاصر ايران در عرصه فكري و روشنفكري ايران چه بود؟
به نظر من ايشان در دوران پرچالشي در ايران فعاليت مي كرد، مراحل دانشگاهي را طي كرد و به درجه استادي رسيد، ارتباطات فراواني با افراد مختلف داشت و فعاليت خودش را به سطح بين المللي رساند، چنان كه به عنوان مدير در يونسكو پذيرفته شد. در داخل ايران هم همواره در جرايد و محيط هاي دانشگاهي حضور داشت و از اين حيث چهره يي شناخته شده و مطرح بود. اين به آن معنا نيست كه هر كار او مورد تاييد است، اما نمي توان فعاليت هاي مفيد او را ناديده گرفت. ممكن است نقايصي در كار او باشد كه از نظر كساني كه مسائل را زير ذره بين قرار مي دهند، پذيرفته نشده باشد، اما نمي توان نقشي را كه ايشان در شكل گيري تحقيقات علوم اجتماعي ايران داشت را منكر شد. ايشان با وجود تشنجات سال هاي منتهي به انقلاب در دانشگاه ها كار خود را مي كرد و فعاليت هايش را ادامه مي دهد. از اين لحاظ ايشان در كنار چهره هاي برجسته نسل اول جامعه شناسان قرار مي گيرد كه در نبود هر گونه فعاليت علمي جرياني در زمينه تحقيق مسائل اجتماعي ايجاد كرد. اين ابتكار را بايد ارج نهاد.
دوشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۱ | 17:39