به استناد آمارهای وزارت کشور ، استان سیستان و بلوچستان به نسبت جمعیت استانی بالاترین آمار وقوع قتل را به خود اختصاص داده است. بر اساس آمارها استان سیستان و بلوچستان طی سالهای مورد بررسی 1375 تا سال 1381 با میانگین متوسط : 6/85 نفر در یکصد هزار نفر ، بالاترین آمار قتل را به خودش اختصاص داده است. همچنین جالب است بدانید که در سالهای مورد بررسی، نرخ رشد قتل هر سال در استان افزایش داشته است و در سال 81 به 9/41 در صد رسیده است و این در حالی است که متوسط میانگین کشوری در این دوره بررسی 2/48 در صد بود است. همچنین میانگین نرخ قتل بین سالهای 75 تا 86 در استان : 6/08 در یکصد هزار بوده که باز استان رتبه نخست را در کشور به خودش اختصاص داده است .
در سالهای اخیر نیز کماکان استان سیستان و بلوچستان در آمارهای مربوط به قتل بالاترین میزان را به خودش اختصاص داده است. سرهنگ مصطفیایی معاون مبارزه با جرائم آگاهی ناجا در سال 90 اعلام داشت: « نرخ قتل در ایران ( در سال 89) 3 نفر در یکصد هزار نفر است که کمترین آن مربوط به استانهای خراسان جنوبی و و زنجان با 1 در یکصد هزار نفر و بالاترین مربوط به یک استان با نرخ 10 در یکصد هزار نفر است که نمی توانم نام آنرا اعلام کنم . این استان اعلام نشده با توجه به روندهای نرخ قتل در سالهای قبل و بعد از سال 89 ، استان سیستان و بلوچستان بود.
این آمارها وقتی تلخ تر می شوند که نرخ قتل در استان با نرخ میانگین متوسط کشوری قتل ، فاصله معنی داری داشته باشد ( 7 نفر بیشتر ) . و در ماهها و هفته های اخیر ، هر چند آماری رسمی وجود ندارد اما وقوع آن رشد زیادی یافته است. در همین آذر ماه اخبار ناگواری از قتلهای دلخراش در سراسر استان منتشر شده است .
اما چه دلایلی باعث شده است که استان سیستان و بلوچستان بیشترین نرخ قتل در کشور را در اختیار داشته باشد ؟
بر اساس اعلام مسولان ، عمده قتلها در سیستان و بلوچستان ماهیت انتقام جویانه دارد و به دلیل درگیریهای قومی و مسائل مربوط به مواد مخدر رخ می دهد .
به پدیده قتل در استان از چند منظر می توان نظر کرد : 1- ساختارهای اجتماعی و نظام اعتقادی و هنجاری حاکم بر این ساختار و ارتباط آن با پدیده قتل 2 - نوع معیشت و ارتباط آن با قتل 3- شاخص های مختلف اجتماعی و اقتصادی و ارتباط آنها با قتل.
1- ساختار نظام اجتماعی در این استان سنتی و بر مبنای طایفه و سلسله مراتب آن استوار است. بخش عمده قتلهای استان نیز حاصل جدالها و نزاع های طایفگی است. دلایل درگیریهای طوایف نیز متعدد است و از اختلاف بر سر مالکیت زمین ، اختلافات مالی ، اختلافات در ازدواج های صورت گرفته در میان دو طایفه ، مسائل ناموسی گرفته تا دلایل کوچکتر مثل نزاع دو نوجوان در خیابان را در بر می گیرد. آنچه در مطالعه درگیریهای خونین طوایف مشاهده می شود جالب است : 1- درگیریها را جوانان شروع می کنند و تقریبا" کل اعضای طایفه در گیر آن می شوند 2- بر خلاف دیگر نقاط کشور که بیشترین قتلها با سلاحهای سرد رخ می دهد ، در این منطقه از سلاح گرم استفاده می شود 3- انتقام گیری نه بر مبنای عامل قتل بلکه با کشتن یکی از اعضای برجسته و مهم طایفه و خانواده قاتل است 4- معمولا" پس از چندین کشته به سازش می انجامد . هرچند در نگرش اعضای طوایف در این سالها تغییرات مهمی رخ داده است اما هنوز ، اجداد پرستی و افتخار به حماسه های پوچ طایفه در درگیری با دیگر طوایف مشاهده می شود . هنوز نوعی عصبیت و همبستگی منفی قابل دیدن است ، انتقام ، به عنوان یک ارزش مهم فرهنگی تلقی می شود . پدیده جالب دیگر : « شگام » است که در فرهنگ بلوچ بسیار سوزناک است . معمولا" «شگام» باعث درگیریها و قتلهای زیادی در استان شده است . شگام در واقع طعنه ای است که به خانواده مقتول یا مضروب می زنند که نتوانسته است انتقام عضو از دست رفته اش را بگیرد. در مجموع ساختار طایفگی و فرهنگ حاکم برآن باعث خشونت و جدالهای خونین در استان شده است .
2-هر چند بخش اعظم اقتصاد استان رسمی ، قانونی و مشروع است اما اقتصاد غیر رسمی و زیر زمینی نیز سهم مهمی را در اقتصاد استان به خودش اختصاص داده است. مرزهای طولانی با دو کشور افغانستان و پاکستان سبب اشتغال جمع کثیری از اهالی استان در داد و ستدهای قانونی و غیر قانونی شده است . معاملات غیر قانونی مرتبط با قاچاق : مواد مخدر ، سوخت و انواع کالا نیز در وقوع قتلها تاثیر داشته اند . در واقع وقتی دست یک قاچاقچی در ستاندن بدهی اش از نظر قانونی کوتاه است ، به اشکالی از خشونت نظیر گروگان گیری روی می آورد که در یک فرایند ممکن به جدالهای خونینی تبدیل شود.
3- شاخصهای مختلف اجتماعی و اقتصادی نسبت به متوسط کشوری نمایای وضعیت نامطلوب استان است. استان در رنکینگ توسعه یافتگی استانها در شاخصهای مختلف توسعه در رده های آخر قرار دارد . هرچند فقر به خودی خود زمینه ساز قتل نیست اما بخش از قتلها در استان ، بخصوص در ماههای اخیر بر می گردد به فقر مجرمان. با توجه به رشد شتابان شاخص فلاکت( ترکیبی از نرخ تورم و نرخ بیکاری ) در ایران از سال 2009 ( 1388) و تاثیری که رشد این شاخص در وقوع انواع جرم داشته و دارد ، می توان رشد این شاخص را به عنوان یکی از مهمترین دلایل وقوع قتلها در استان در کنار دلایل دیگر قرار داد.
4- سیاست مشارکت طوایف در ایجاد امنیت که با استقرار دسته های رزمی در قالب طایفه اجرا گردیده ، مانند شمشیر دو لب عمل کرده است ، از یک طرف به اشتغال اعضای طایفه کمک کرده و بسیاری از جوانان طایفه جذب شده اند و این قابل تقدیر است، اما از طرف دیگر سبب شده که بسیاری از ارزشهای طایفه که رو به افول بود مجددا" احیاء گردند . ( در بند یک توضیح دادم). این طرح در کوتاه مدت موفقیت آمیز بود ، اما تسلیح طوایف ، در دراز مدت نمی تواند به امنیت منجر شود و خود ممکن است ، سبب ناامنی شود. بنابراین مسئولان می توانند با تغییراتی در طرح از پیامدهای منفی آن جلوگیری کنند.
اما برای کاهش نرخ قتل در استان چه باید کرد ؟
1- بازسازماندهی جامعه در ساختارهای جدید و مدرن وفاصله گرفتن از جمع گرایی افراطی طایفه اولین راه حل است . شکستن طایفه و ترویج فردگرایی و حداکثر خانواده گرایی اولین گام در کاهش عوارض و آسیب های نامطلوب طایفه گرایی در ایجاد آسیبهایی مانند قتل است. این مهم در سایه ترویج شهر گرایی ، تفکر گرایی و خارج شدن از مبنای قبیله و بازسازماندهی جامعه در قالبهای مدرن مانند: انجمن ، حزب ، باشگاه و... است . در این راستا باید نخبگان و روشنفکران جامعه محور قرار گیرند و سیاستهای دولت حتی درمقوله ای مانند : امنیت نیز باید مجددا" تعریف شود و همه رویکردها و سیاستها باید در در خدمت شکستن طایفه قرار گیرد . در این راستا باید همه ابزارهای فرهنگی و هنری و هم سیاستهای رسمی به گرفته شوند تا ارزشهایی مانند : صلح ، نوع دوستی ، نفی خشونت و حقوق دیگران و بشر نهادینه و ترویج و جانشین ارزشها و افتخارات پوچ قومی گردد.
2- جنبه های رسمی اقتصاد ، در استان باید به گونه ای ساماندهی و تعریف شود که حداکثر سود و رضایت را در پی داشته باشد و اقتصاد غیر رسمی باید به تدریج و نه ناگهانی به کاری پر هزینه و کم سود بدل شود. قاچاق سوخت ، کالا و مواد مخدر که بخش از قتلها معلول آنهاست لزوما" باید به تدریج حذف و به فعالیتهای پرهزینه مبدل گردند.مالکیت ها بالخصوص مالکیت های زمینهای کشاورزی در روستاها که بیشترین نزاعهای طایفگی از آنجا نشات می گیرد باید بصورت قانونی تثبیت شود.
3- شاخصهای مختلف توسعه تقویت شود ، نرخ بیکاری و نرخ تورم کاهش پیدا کند و در مجموع وقتی رفاه مردم و حداقل معیشت مردم تضمین گردد بسیاری از قتلها امکان وقوع نمی یابند .
4- آسیب هایی مانند اعتیاد به مواد مخدر علی الخصوص اعتیاد به مواد مخدر صنعتی در آسیبهای دیگر مانند سرقت مسلحانه که منجر به قتل برخی شهروندان شده است نقش غیر قابل انکاری داشته است. کاهش معضل اعتیاد به کاهش در قتل می انجامد.
5- حساسیت های ناموسی در استان و افراط گرایی در ناموس پرستی نیز منجر به قتلهای زیادی شده است. با توجه به گذر جوامع از سنت به مدرنیته و تغییر نگرش دوران گذار می طلبد که آگاهی های لازم در خصوص چگونگی به سلامت طی کردن دوران گذار به خانواده ها داده شود. تا حساسیت های ناموسی معقول و منطقی شود.
6- جمع آوری انواع سلاح سرد و گرم از دست مردم نیز می تواند در کاهش قتل تاثیری ویژه داشته باشد.
در پایان وقوع قتلهای متعدد در ماههای اخیر از آستانه تحمل جامعه فراتر رفته است و می طلبد که در این زمینه در سطوح مختلف چاره اندیشی شود.