سلام
ضمن خوشحالی از بازگشت مجدد شما به عرصه اندیشه و تفکر و درج مطلب اخیرتان خاطر عالی و دیگر دوستان تحول خواه را به موارد زیر برای چاره اندیشی در مورد آنها معطوف می دارم :
1- تجربه بیش از 15 سال کار در دوره های مختلف نشان داده است که قالب بندی های جامعه و ساختار های اجتماعی که برای برآوردن نیازهای گذشته ها بنا شده است ؛ به بزرگترین عامل در جهت ایستایی و رکود جامعه بدل شده و مانع هر گونه اندیشه تحول پذیر و تحول خواه شده است . در حالی که تغییرات در جهان و ایران از آستانه تصور فراتر است ما هنوز در قیل و قال بیهوده این ساختارها سرگردانیم ، بیندیشیم گه چگونه این ساختارها و قالب سازهای جامعه را جرح و تعدیل و یا حداقل تبدیل کنیم .
2- گفتمان و اندیشه مذهبی فی نفسه چیز بدی نیست ، اما وقتی به بنیاد گرایی و افراط گرایی بدل شود از بزرگترین ماشینهای جنگی نیز خطرناکتر می شود ، در حال حاضر تمام تار و پود استان ما را انگار با مذهب بافته اند و این مساله مانع بسط اندیشه ها ، نظریه ها و دستاوردهای هزاران اندیشمند چهانی در توسعه اندیشه ورزی و حتی اندیشه های نو مذهبی شده است . بدون شک جامعه ای که از قبل همه چیزش را تعیین یافته می بیند چه نیاز به قیل و قال مای نوعی !!
3- کمیت تحصیلکرده های ما در سالهای اخیر ، همه ما را به تغییرات امیدوار کرده بود اما محاسبه بدون ماشین حساب نشان می دهد که با این تحصیلکرده ها ، نوعی سطحی اندیشی ، بشدت مدعی شده است و در هر کوی و برزن مدارک پرزرق و برق آقایان شده است اثبات اندیشمند بودنشان !! حال بیا بساط بحث را بگستران ببین چگونه از طرف همین عده مدعی ، به حماقت متهم می شوی !! هنوز در حال و هوای این هستی که پیشانی فکور جامعه ارتفاع اش بلند تر شود؟
4- تریبون پشت تریبون ! صدا شاید متفاوت باشد ، لحن شاید فراز و فرود داشته باشد ، جمعیت مستمع شاید زیاد و کم باشند اما حرف یکی است و سالهای سال است که تکرار می شود . مریدان سینه چاک منتظر اشارتی هستند تا تمام هستی اندیشه ورزی را سنگسار کنند!! حال سخن از عمق اندیشه و پیشانی بلند فکور جامعه مگر از جان ، دل شسته باشد !!