یا تابع شرع یا تابع سر !
« برای حل این اختلاف یا باید تابع شرع باشیم یا تابع سر » . این جمله ای بود که یکی از دوستان در مورد چگونگی حل یک اختلاف طایفگی بیان داشت . منظورش از شرع را متوجه شدم اما منظورش از « سر » را نه . این دوست بزرگوار در توضیح مفهوم « سر » بیان داشت : در حل منازعات باید مرجعی را طرفین منازعه قبول داشته باشند . شرع ، شریعت است که می تواند مبنای قضاوت باشد و سر ، هم سردارها هستند که نظر و تدبیر سردارها هم مرجع دیگر حل دعاوی طرفین یک درگیری آن هم از نوع طایفگی اش باشد.
خیلی نمی خواهم به تحلیل و ارائه نظر خودم بپردازم ، اما امروز که این جمله را شنیدم : « یا تابع شرع یا تابع سر » ، برایم جالب بود .
بیچاره مقتولین !
در رفتارشان که نظر می کنی ، آدمهای مسئول و متعهدی هستند . بشدت به قوم و طایفه شان دلبسته اند و نوعی ناسیونالیسم خرد طایفه ای تمام هوش و حواسشان را ربوده و تعصبی عمیق بر تمام کنشها و رفتارشان به نفع طایفه شان نهفته است . دزد طایفه شان ، با وجود اذعان به بدی جرمش برای جامعه ، قابل حمایت است . قاتل ، ذخیره ای است برای روز مبادای طایفه . بنابراین با وجود اینکه در حرفهایشان استنادات زیادی در مورد قبح جرم و کجرفتاری وجود دارد اما مگر می شود دلبستگی به مجرمین طایفه را از دلش دور کند.
چند ماه قبل بود که دوستی روایت می کرد که در جلسه ای با دوجین از سردارها در زاهدان حضور داشته ، در آن جلسه گفتارها و تصمیمات همه در توجیه قتل و حمایت از قاتلین یک جنایت بوده است که در زیل ارزشهای نظام طایفگی به زیبایی و آراستگی توجیه می شد. بیچاره مقتولین !!
روزگارش را می گذراند!!
نسل گذشته شان ، از کاریزمای بالایی برخوردار بودند ، هنوز خیلی ها نوستالژی آن دوره سرداران را به یاد دارند ، مردان ساده ای که زندگی شان خیلی با بقیه اعضای طایفه تفاوتی نداشت ، شاید پلاسشان (گدامشان ) به جای سه سه ستون چوبی 4 ستون چوبی داشت و چیدمان دکوراسیون منازلشان رنگ و لعاب بهتری داشت . اما خودشان ، رمه های بزرگشان را نگهبان بودند ، خودشان مثل بقیه اهل کار بودند ، خیلی اهل تجمل و بیگاری دیگران نبودند . اما نسل امروزی سرداران ، به گونه ای جالب از نسل قبلشان تمایز یافته اند . اهل سیاست است ، دیگر پاک و بی آلایش نیست ، انتخابات برگزار می کند ، طایفه اش را سازماندهی می کند ، در کنار روحانیون و تحصیلکردگان طایفه اش ادعا و مدعا دارد . با دولتی ها رفیق گرمابه و گلستان است . مهمانخانه های بزرگی ، با متکاهای درشت برای بزرگی اش نیاز دارد ، تویو تاهای 2700 تایلندی و... درآمدش زیاد معلوم نیست از کجا تامین می شود ، اکثرا" اعضای طایفه اش کمک حالش هستند ، گاهی دستکی در معاملات خلاف دارد و گاه با رانت طایفه و دولت امتیازی بدست آورده ، گاه در انتخاباتها ......، خلاصه روزگارش را به هر ترتیبی که هست می گذراند...