2-متاسفانه همیشه تاریخ نویسانی هستند که تاریخ را وارونه می نگارند و اگر بحث های تاریخی با مستندات آن ذکر نشود ، شاید آن چه از گذشته بدست ما برسد ، تطهیر و اسطوره سازی افرادی است که دستشان در خون مظلومان آغشته بوده . و به ناحق جایگاهی را که به آنان تعلق ندارند ، در تاریخ تصاحب کرده باشند.
3- همواره تاکید دارم که بخش مهمی از توسعه نیافتگی استان ما درونی است و به ساختارها و ارزشهای غلط حاکم بر آن بر می گردد. نظام سرداریسم و خانخانی ، مانع تحول و تغییرات در استان ما بوده است . حتی در حال حاضر در منطقه خاش و زاهدان نظام طایفگی و سرداریسم بزرگترین مانع تحول و آزاد سازی نیروهای اجتماعی است.
آیا رهنمون ساختن جامعه به ترقی و توسعه ، مترادف با نقد سنتها و ساختارهای گذشته و یافتی راهی برای برون از این وضعیت تاسف برانگیز نیست؟