زنی که دیروز قربانی این درگیری طایفگی شد چهارمین زنی است که در سالجاری در شهر ایرانشهر قربانی نزاعهای بی پایان طایفگی شده است. پدیده ای که در فرهنگ بلوچ بی سابقه بوده است. و به نظر می رسد که دارد به یک « الگوی رفتاری» جاهلین طابفه ای تبدیل می شود!!
زن در فرهنگ بلوچ قداست و حرمت والایی داشته و دارد. حتی مردان قبیله ای بلوچ همیشه در کنار سلاح و مرکب ، رن را حرمت داشته اند. شکل طایفه و ارزشهای حاکم بر آن همواره بر تکریم و حرمت زن تاکید داشته است.با وجودیکه منتقد سنتهای طایفگی و قبیله ای هستم و این نوع نظام اجتماعی را مانع تحول و تغییرات مثبت در جامعه می دانم و همواره زنان را در این نوع نظام عرفی ، قربانی می دیده ام اما این مساله مانع این نمی شود که چشم را بر حرمت زن بلوچ در جامعه بست.
تمام صاحبنظران توسعه متفقا" گواهی می دهند که نظام طایفگی یکی از دلایل مهم عقب افتادگی استان است. طایفه جمعی است که بر اساس « خون » مشترک بنا شده است و نه بر اساس عقل و فهم مشترک. در زمانه ای که پیشرفت جوامع ، بر مبنای خردورزی و تعقل استوار شده است ؛ خون مشترک چه محلی از اعراب دارد؟ بارها مشاهده شده است که عده ای ساعتها ، از اصالت خونشان سخن می گویند . از بزرگی طایفه شان ، از گذشته های پر افتخار طایفه شان !! از گذشته هایی که بر گرد خشونت و کشتار می چرخد. هرگز در مخیله این این اعضای طایفه ، هویتی بزرگتر از طایفه شان خطور نکرده و هرگز به این نیندیشیده اند که در جهانی زندگی می کنیم که لحظات در آن پیشرفت و ترقی را باردارند.
در آمار قتل در کشور پیشتاز هستیم . متوسط کشوری : 3 در یکصد هزار نفر است و استان ما رتبه 10 در یکصد هزار را در اختیار دارد . فکر می کنید این آمار بالا از کجا آمده است ؟ از همین نزاعهای طایقگی . بهترین فرزنذانمان را در نزاعهای طایفگی می کشیم . آنگاه مدعی این هستیم که چرا سرمایه ها به استان ما نمی آیند ؟ چرا سرمایه های فکری و مالی مان رهسپار استانها و کشورهای همجوار هستند ؟ مگر نه اینکه «سرمایه وطن ندارد» و هر کجا احساس امنیت کند آنجا وطن اوست. زمانی از اینکه چرا دکتر ... شیراز را برای زندگی انتخاب کرده و چرا در استان نمانده بود گلایه کرده بودیم اما کمی با خودمان صادق باشیم در این شرایط و در این فضا چه کسی احساس امنیت می کند ؟ زنان که همواره حرمت چادر آنها ، چنانکه عرض کردم تقدس داشت ، اکنون در روز روشن و در برابر چشمان مردم آماج گلوله قرار می گیرد ، دیگر چه کسی احساس امنیت می کند؟
دموکراسی همیشه زیباست . وقتی در سال 1377 شوراها احیاء شد ، امیدها برای رونق سرزمین مادری زنده شد. امیدوار شدیم که شاید خنکای توسعه در این سرزمین تفتیده وزیدن بگیرد اما شورا ها که خود محل خرد ورزی و قانونگرایی است نیز در استان ما جریانی متفاوت یافته است . در نیود ساختارهای سیاسی عقل گرا و خرد ورز که خود را در قالب حزب و انجمن نشان می دهد ، «طوایف » جایگزین حزب شدند و آنقدر مرزبندیهای طایفه ای شدت گرفت که اکنون به مرزبندیهای خانواده ای رسیده است. این تاخر فرهنگی خود باعث تضادهای بی پایان طایفگی دیگری شده است. و باز وقتی می آییم این ساختار معیوب را برای ایجاد امنیت مسلح می کنیم ، خود امنیت را به مسلخ برده ایم.
ایرانشهر همانطور که یکی از دوستان تیتر زده است در رثای این حوادث « خون گریه می کند ». بیایید همه ما برای رفع و رجوع این مسائل فکر کنیم و راه حل ارائه دهیم تا دیگر «هولوکاستی » شبیه چند روز قبل ایرانشهر را که در آن یک زن و چند فرزندش کشته و زخمی شدند را شاهد نباشیم.