روی سخنم در این یاداشت با نسل پیشتاز است ، نخبگانی از نسل اول و دوم تحصیلکردگان بلوچ . نخبگانی که می توانستند با نقش آفرینی خود جامعه را رهبری کنند. فکر بدهند تولید اندیشه داشته باشند و در شکستن ، تعدیل و تغییر سنت های غلط گذشتگان جامعه را یاری برسانند. نسلی که بیش از سه دهه است که ظهور یافته و خود در تعمیق و ماندگاری سنت های غلط بیش از دیگر اقشار سنت گرا آستین ها را بالا زده است.
آری ! روی سخنم با نخبگانی است که به حکم جبر زمان زودتر از نسلهای متاخر تر خود پا در هستی گذاشتند و برای نسل بعد از خود حکم الگو و معیار را یافته اند !! با نخبگانی است که باید فرزند زمان خویش می بودند و با درک شرایط جهانی ، متعهدانه نسلهای پس از خود را با تولید اندیشه هایی از جنس پیشرفت و ترقی راهبری می کردند . روی سخنم با دانشگاهیانی است که در ویترین افتخاراتشان ، از درجات و عناوین دانشگاهی سرشار است اما جامعه را با تمام بدبختی هایی که دارد ندیده و نمی بینند . از نسلی می خواهم بگویم که تمام دستاوردشان برای جامعه الگوهای غلط سود پرستی و منافع پرستی است. از نسلی می خواهم بگویم و بنویسم که از کیسه بلوچ جاه و مقام یافته اند اما نمی بینند که بلوچ در چه جهالتی غرق است و دردش چیست.
بگذارید همین امروز عملکرد و میراث این نخبگان را داوری کنیم. بگذارید تقصیر و کوتاهی نسل پیشتاز استان را در رادیکالسم و افراط گرایی ، قبیله گرایی ، دگم اندیشی در جامعه و... مشخص شود . این نسل باید در محکمه تاریخ حاضر شود و برای کوتاهی اش در مورد وضعیت موجود پاسحگو باشد.
معتقدم نخبگان نسل پیشتاز ما به نسلهای بعد از خود آدرس غلط داده اند. آیا همه درد بلوچ نداشتن فرماندار و بخشدار است ؟ الگوی منفعت پرستی و جاه و مقام پرستی که در پیوند با سنت و خرافه بدست می آید میراث این نسل است . توجه نداشتن به جامعه و دردهای آن میزاث این نسل است ، کم کاری و اهمال علامت مشخصه این نسل است . تولید گر نبودن در حوزه اندیشه ، معرفت و عمل برای راهبری نسلهای بعدی از اتهامات جدی به این نسل و نخبگان دانشگاهی اش می باشد.
نسل پیشتاز ما جامعه را با تمام گرفتاریهایی که بر آن عارض است خوابیده به نظاره نشسته است!!