همین امروز بود که در فصلنامه بهاری امسال « تعاون و کشاورزی» مقاله ای را دیدم تحت عنوان : « بررسی وضعیت قابلیت های بالقوه دانشجویان کشاورزی برای تشکیل تعاونیهای دانش آموختگان» به قلم شهرزاد بارانی و امیر حسین علی بیگی. هر چند عمده بحث این مقاله علمی مرتبط بود با شرکت های تعاونی و قابلیت های که دانشجویان کشاوری. اما در شاخصهایی که برای موفقیت دانشجویان در تشکیل تعاونیها ذکر شده بود ، نکاتی را یافتم که بی ارتباط با بحث ما نیست .
نویسنده مقاله در 5 آیتم و30 شاخص را عامل موفقیت دانشجویان در تشکیل تعاونیهای موفق دانسته بود که عبارت بودند از:
1- کار با افراد دارای نگرشهای مختلف 2- توانایی درک بین فردی 3- ار تباطات بین فردی 4- تاثیر و نفوذ در دیگران 5- جدیت و استقامت در کار 6- توانایی جمع آوری ، سازماندهی و تجزیه و تحلیل اطلاعات 7- داشتن انرژی و هیجان 8- داشتن انعطاف پذیری 9- مسئولیت پذیری 10 - توانایی فهم فرهنگی و مفهومی 11 - علاقه به نظم ، کیفیت و دقت 12- توانایی رهبری 13- تمایل و آمادگی برای یادگیری مستمر 14- داشتن اخلاق حرفه ای 15- توانایی کار گروهی و همکاری 16- قدرت تصمیم گیری 17- توانایی تفکر تحلیلی 18- داشتن اعتماد به نفس 19- توانایی حل مساله 20- داشتن ادبیات ارتباطی و نوشتاری 21- تواناییهای مدیریتی نظیر برنامه ریزی و سازماندهی 22- تمایل به پیشرفت 23- آشنایی داشتن با ابزار تولید و اشاعه دانش 24- متعهد بودن نسبت به تعهداتش 25- پیشگام بودن 26- داشتن سواد از اطلاعات و تکنولوژیهای نوین و کار با اینترنت 27- درک موضوعات بین المللی 28- آشنایی با زبا انگلیسی 29- کارآفرین بودن 30- ذاشتن تخصص فنی و تجربه شغلی
آنچه که در بالا ذکر شد قابلیت های اولیه و مهمی هستند که افراد برای رشد فردی خود در زمانه ی بسیار رو به تحول امروز الزاما" باید بیاموزند. اما برای تغییرات اساسی ومهم در جامعه ما همواره نیاز به تراکمی از انسانهای مسلح و مجهز به شاخصهایی نظیر شاخص های فوق الذکر داریم . نمی شود منتظر تغییرات مثبت در جامعه با نیروی انسانی موجود باشیم که علاوه بر اینکه فاقد قابلیت ها و توانمندیهای فردی هستند ، در چنبره سنت ها و نیروهای سنتی قرار دارند که اصلا" تفکر و اندیشیدن را بر نمی تابد و آنرا بدعت تلقی می کند!!
اهمیت نیروهای پیشرو ، متعهد و آوانگارد جامعه در این است که سنت و انرژی تحول ستیز نهفته شده در پشت آنرا که متاسفانه جامعه ما آکنده از آن است؛ رابه تدریج با خرد ورزی و عقلایت در خدمت تغییرات مترقی جامعه قرار می دهد و زیر پوست جامعه را برای تحولات بنیادین آماده می کند. خلاء این نیروی پیشرو بشدت در جامعه ما احساس می شود که نه سلهای قبل این ویژگی را داشتند و نه نسلهای امروز. که خود مساله ای است بسیار مهم و شایسته توجه.
معتقدم که با وجود تغییرات روپوستی که در این کویر رخ داده است ، انتظار تغییرات زیر بنایی حداقل در کوتاه مدت کاری بیهوده است چراکه هنوز نه اندیشه رایافتیم و نه اندیشیدن را......