نوهان
موج جدید نقد از درون در بین وبلاگ نویسان بلوچ بالا گرفته که بی ارتباط با نزدیک شدن به انتخابات شوراهای شهر نیست. مطالب را که مرور می کنیم نوعی تردید در تعریف نخبه بلوچ محسوس است! یادداشت ها حاکی از نگرانی و یاس است، همچنین دغدغه هایی که این روزها به زبانی مشترک تبدیل شده شاید تلنگری باشد برای اصلاح و تغییر رویکرد نخبگان بلوچ؟!
جامعه شناسان بارزترین ویژگی نخبگان را قدرت،میزان اثرگذاری و نفوذ آنها در جامعه می دانند. حال با بررسی جامعه می توان دریافت که کدام اقشار در بلوچستان صاحب نفوذ و قدرت و اثر گذاری بوده و هستند به نحوی که آن را میراثی سنتی برای خود قلمداد کرده و دیگر معادلات را نمی پذیرند و به راحتی حاضر به تغییر روند کلیشه ای موجود نیستند. هرچند این گروه مخاطب نقد از درون دوستان نبوده اند و انگشت اتهام به سمت نسل آکادمیک و تحصیلکرده بلوچ نشانه گرفته شده است. اما می توان برداشت کرد که منشاء یاس و ناامیدها، باقی ماندن نخبگان سنتی در قدرت و تعریف معادلات از جانب آنهاست. یکی از مهمترین دلایل این امر ناکارآمدی نخبگان علمی و فرهنگی بلوچ (فرهنگ فولکلوریک) بوده که نتوانسته اند با ترسیم چشم اندازی مشخص و شکل دادن هویتی حقیقی دامنه نفوذ خود در جامعه را گسترش دهند. در تقسیم بندی ها نخبگان علمی را به نسل های اول و دوم و متاخر دسته بندی می کنیم و چیزی را جستجو میکنیم که یافت می نشود. تنها میل به کسب جایگاه اجتماعی و کرسی های دولتی را می بینیم یا روزمرگی و گوشه نشینی و انزوا که در عمل نتوانسته انتظارات از این قشر را برآورده کند.
جوامعی که به درک درستی از توسعه رسیده اند با سرعت روزافزونی خود را با تغییرات و تعاریف جدید منطبق می کند، شرایط اجتماعی انعطاف پذیر در این جوامع بستر مناسبی را برای جذب ایده،خلاقیت و نوآوری فراهم کرده، تابوها شکسته شده و همین امر موانع پیش روی توسعه و ترقی جامعه را از میان برداشته است. داشتن تعهد و حس مسئولیت نسبت به توسعه همه جانبه هم از سمت نخبگان و هم عموم مردم ویژگی ممتاز این جوامع بشمار می رود که متاسفانه کمبود چنین روحیه ای در جامعه بلوچ آزار دهنده است. جامعه علمی نزار و نوپای بلوچ همچنان در حال آزمون و خطاست و نگرش جامعی را شکل نداده است. اینها آسیب هایی هستند که سبب شده این قشر کنشگر برای دست یافتن به جایگاه و منابع ارزشمند اجتماعی متوسل به تصاحب کرسی ها و مناصب دولتی شوند، می توان گفت ساده ترین مسیر را برگزیده اند! این امر هم محاسنی دارد و هم معایبی؛ منجمله قرار گرفتن نخبه در کانون توجهات و در اختیار داشتن ابزار بیشتر برای تحقق اهداف و دغدغه های علمی و اجتماعی، زیاد شدن حواشی و عدم تمرکز بر رسالت حقیقی خویش، فرصت توسعه و بازیابی توان تشکیلات علمی و تخصصی،از دست دادن حاشیه امن برای تولید اندیشه و فکر و تابو شکنی و قرار گرفتن در بروکراسی خشک اداری و مواردی دیگر از این دست.
کنشگران بلوچ که دغدغه فتح باب فصل جدیدی از تفکر و گفتمان را در جامعه بلوچ دارند نمی توانند نسبت به متغیرهای اجتماعی بی تفاوت باشند و انتخابات شوراها یکی از این فرصت هاست،در گام نخست باید که روشنگری کرد و با توجه به اصول تعریف شده استاندارد و معمول جوامع توسعه یافته فرم اجتماعی صحیح را برای مردم ترسیم کرد.سپس نیاز به کننده کار است که بتواند این طرح را به نحو احسنت در جهت خواسته جامعه علمی و فرهنگی که برخاسته از نیاز جامعه است پیاده کند. هرچند گذشته همراه با فرصت سوزی هایی بوده است اما دلیل قانع کننده ای برای صرف نظر کردن از این ابزار اجتماعی نیست در صورتی که قدم نهادن در چنین مسیری همراه با تدبیر و اجماع فکری باشد می توان خوش بین بود اقبال واعتماد عمومی را هم در پی داشته باشد.