عروسی دولت : ما هم دعوتیم
1- در پارک شهدای گمنام ایرانشهر ، در قسمت شهر بازی اش که توسط شهرداری ایرانشهر به یکی از اعضای سابق شورای شهر که چند ماه قبل در طی سانحه تصادف به رحمت خدا رفت ، اجاره داده شده است و در حال حاضر هم ورثه مرحوم مدیریتش را به عهده دارند ؛ به اتفاق فرزندانم ایستاده ام. جالب است که این « مینی شهر بازی » که جرء معدود مکانهای بازی کودکان در شهر ایرانشهر است خود حکایتی دارد جالب و عبرت آموز برای شهروندان شهر ایرانشهر که قرار است 20 روز دیگر پای صندوقهای رای بروند و اعضای شورای جدید را انتخاب کنند. حکایت پر ماجرای این پارک از آنجا شروع شده است که شهرداری با قیمتی غیر معمول و اندک این پارک را به یکی از اعضای سابق شورای شهر اجاره داد. اجاره بهایی که خیلی سرو صدا کرد و یکی از وب نویسان ایرانشهری اسنادش را افشاء کرد . جالب تر اینکه بعد از این مناقشات برای اینکه دست شورای شهر آینده از این قرارداد سود آور کوتاه باشد ، شهرداری با مالک این قسمت قرارداد 10 ساله امضاء کرده است !! هر چند بحث این قسمتم پرداختن به شورای شهر نیست اما چنانکه بارها اشاره کردم ، خیلی از این سینه چاکان شورای شهر ، تصورشان از شورای شهر نه آن چیزی است که در قانون آمده است ، بلکه مکانی است برای تحقق رویاهای مافیایی شان.
2- فردا (3/3/92) را در تقویم رسمی روز مرد نامگذاری کرده اند. جدا از پیامکهای بامزه دوستان در مورد مظلومیت مردان بیچاره و خوشحالی کارمندان بابت دریافتی هایی که در قالب رور مرد دارند ، جشنهای دولتی نیز برگزار می شود که یک نمونه اش را امشب (2/3/92) در پارک شهدای گمنام ایرانشهر که در پاراگراف اول داستانش رفت ، دیدم. در این جشن بازار فشفشه ، ترقه و بمبهای جشن داغ است . پسرکی 5 ساله که همراه پدرش جشن را نظاره گر است از پدرش به زبان بلوچی می پرسد : «بابا کی ای عاروسن ( بابا عروسی کیه ) ؟!!» بابای بچه هم بدون درنگ جواب داد : دولتی عاروسن ( عروسی دولت است) !!! کلی خندیدم . لحظاتی بعد با خودم فکر کردم حرف پدر این بچه بی مناسبت هم نیست چرا که حدود 20 روز دیگر قرار است انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود و این انتخابات به نوعی عروسی دولت است.
3- دیروز ایرانشهر مهمانی ویژه داشت . یکی از کاندیداهای احراز صلاحیت شده ریاست جمهوری و کهنه سرباز سالهای جنگ. دکتر محس رضایی . مراسم سخنرایی دکتر محسن رضایی در آمفی تئاتر دانشگاه آزاد ایرانشهر برگزار شد. ورود دکتر محسن رضایی هر چند با استقبال زیادی مواجه نشد اما حرفهایش که متاثر از شرایط پوپو لیستی سیاسی کشور بود ، شرایط و جو جلسه را به نفعش تغییر داد. بازار گرمی مردی که همراه هیات بود و در جای جای سخنرانی فریاد می زد: « رضایی رضایی حمایتت می کنیم» نشان داد که می شود گاهی در غیاب احزاب ، بدون برنامه و فقط با زدن حرفها و بازار گرمی هایی از این جنس ، مردم را با خود همراه کرد.آخر مگر غیر از این است که ما ایرانیها آدمهای احساسی هستیم و خیلی راحت جو گیر می شویم .
4- بله عروسی دولت است و قرار است 20 روز دیگر « کهنه حجله مام میهن» خود را برای مردی دلربا در قامت یک رئیس جمهور بیاراید. رجل سیاسی مدیر و مدبر که قرار است وفادار و کاردان باشد و این کهنه حجله را با مدیریتش شکلی نو بدهد . من و شما 75 میلیون ایرانی دیگر هم برای عروسی دعوتیم.
5- با خودم می اندیشم عجب نسلی است ، نسل من. با انقلاب متولد شد . جنگ را درک کرد و در بازیهای کودکانه اش هر روز از صدام یک مغلوبه می ساخت . دوران 8 ساله سازندگی را با سردارش شناخت . بلوغش با دوم خرداد 1376 که امروز سالگردش نیز هست و سیدی خندان و رویاهایی نظیر : جامعه مدنی ، توسعه سیاسی و اصلاحات همراه بود. از سال 1384 نظاره گر مردی شد که مدعی عدالت و مهرورزی بود. 1388 را با تمام تلخی هایش به ناخودآگاهش سپرد تا رسید به این منزل و در بزنگاهی خاص از تاریخ .
6- 20 روز دیگر عروسی دولت است . می خواهم دستهایم را حنا بزنم . نمی دانم به رسم خاشی ها بروم عروسی یا رسم ایرانشهریها یا اصلا" با رسم تمام بلوچها . دیروز در یادشتی که حاوی چند سوال بود و در یکی از سوالهایم از دکتر رضایی پرسیدم در کابینه ات حاضری از بلوچها استفاده کنی و یک وزارتخانه را به بلوچها بدهی ؟ دکتر رضایی با اطمینان و بدون اینکه اسمی از وزارت بلوچها به میان آورد ؛ گفت : «من از ظرفیتهای قوم بلوچ در دولتم استفاده خواهم کرد» بنابراین ما هم به عنوان یک بلوچ برای عروسی دولت ، دعوتیم.