عبدالوهاب شهلي بر
1.در اين نوشته بر آنيم که نگاهي تحليلي داشته باشيم بر معاني آشکار و پنهان رخدادي که دوشنبهشب، هفدهم تيرماه يک هزار و سيصد و نود و دو، در سالن هلال احمر ايرانشهر، اتفاق افتاد. لازم به ذکراست که روش تحليل هم «منظومه سازي» والتر بنياميني است که بندهاي مختلف همچون اجزاء يکپازل کنار هم قرار مي گيرند، تا در نهايت يک کل را تشکيل دهند؛ کلي که به نوبه خودش عناصر تشکيل دهنده اش را معنا مي کند و در نوشته اي ديگر توضيحات بيشتري را در خصوص اين روش، مطرح نموديم و احتمالا خوانندگان محترم نوشته هاي اين قلم به خاطر دارند.
2.رخداد دوشنبه شب، در فضاي «همايش اصلاح و اعتدال» متجلي شد؛ همايشي که بنا بر پوستر
تبليغاتي اش به دنبال «سپاس و قدرداني از حماسه سازان 24 خرداد در سرزمين نخل و آفتاب» بود، اما
در عمل تبديل به چيزي فراتر از اين هدف شد. در واقع، اين نشست علاوه بر اينکه به هدف اعلامي اش
دست يابد، تبديل به «رخداد»ي شد که هم کليتِ گفتمان پيروز انتخابات را بازتقرير نمود و هم معناي راي مردم ايران و به خصوص مردم شرق کشور را.
5. برخي از آن مواردي که نشست دوشنبه شب را تبديل به رخدادي قابل توجه و نمودي از سياست فعال در فضاي سياسي و اجتماعي استان نمود عبارتند از: الف. در کنار هم قرار گرفتن جوانان انديشه ورز و اهل قلم که به دور از کليشه ها، عناوين آن چناني واحکام رسمي ستادي در فضايي ساده و صميمي و مردمي آمدند، نشستنند، سخن گفتند و شنيدند و رفتند، ب. حضور قابل توجه زنان، دختران و کودکان بلوچ که کمتر پيش مي آيد در مجالسي اين چنيني حضور داشته باشند. ج. حضور ميهماناني از تهران که نه بدليل ماموريت رسمي اداري و يا ستادي شان بلکه بدليل داشتن دغدغه هاي مشترک و يکساني مليت و سرزمين، تشريف آورده بودند. د. طرح نکته نظراتي متفاوت از آنچه که در دهه هاي متمادي در منطقه مدام تکرار و تکرار مي شوند و براي بعضي هاي تبديل به چيزي شبيه وردهاي مقدس! شده اند.
6. نشست دوشنبه شب را مي توان «نمودي از شوق پرواز در فراسوي کهن سياست بلوچی» ناميد. اين نشست تجلي گاه گذر نسل جديد روشنفکران و فعالان اجتماعي بلوچ از الگوی «کهن سياست»، است؛ الگويي که افلاطون آن را ارائه کرد. الگوي جامعه ي بسته و سنتي و ارگانيک و همگني که در آن هر کسي بايد در جايي که تعيين شده است، قرار گيرد. امر سياسي در اين جامعه راهي ندارد، زيرا هيچ راهي براي بروز برابري وجود ندارد. مطابق با کهن سياست حاکم در بلوچستان اولاً، کنشکري سياسي عمدتاً خلاصه در جمع محدودی از چهره های قبيله اي، مذهبي و دانشگاهي می شود که انحصارگرايانه کل جامعه ي را به خودشان تقليل داده اند و ثانياً، عرصه ی سیاست به حضور در پست های سیاسی همچون استاندار و فرماندار و بخشدار و ... آن هم برای مقربین! کاسته می شود. آلترناتيو کهن سياست، «سياست فعال» است؛ سياستي که براي برابري همگان و بهرمندي هر کسي متناسب با شايستگي هايش فضا سازي فکري و نيز اجتماعي مي کند تا فواصل احتمالي ميان ملت و دولت را کاهش دهد و زندگي اجتماعي را انساني تر سازد. بنابراين در اين الگو اولاً، هر کسی می تواند با رعایت قواعد کنشگری سیاسی مطرح در قوانین کشور، به بیان و تئوریزه کردن مطالبات جامعه اش بپردازد و ثانیاً، مسئله ديگر صِرف حضور چند نفر مشخص در ساحت رسمي قدرت نيست، بلکه تحقق توسعه همگاني و از بين رفتن زمينه هاي فکری، اجتماعي و سياسي ناخوشایندی های جمعی است.
7.همانطوريکه رخداد ها بر خاسته از تضادها و تنش هاي اجتماعي هستند، خودشان هم بي نصيب از آنها نيستند. درون هر رخدادي کنشگران مختلفي وجود دارند که اهداف و رويکردهاي خاص خودشان را دنبال مي کنند. اما آن چيزي که مهم است کليت موجود در هر رخدادي است. هيچ رخداد کاملاً ناب و خالصي در جهان وجود ندارد چون زندگي بشر که رخدادها منتج از آن هستند، هميشه در ديالکتيک ميان نيروهاي مختلف و بعضاً متضاد، جريان دارد.