قراربود نفت سر سفره های مردم بیاید و همه مردم ایران زمین در درآمد نفت سهیم شوند. همان موقع خیلی ها انتقاد کردند که نفت باید در خدمت توسعه باشد نه اینکه پولش را به ریال تبدیل کنیم و دست مردم بدهیم . اما نه آن حرف شد و نه این حرف . نه سفره های مردم نفتی شد و نه نفت را در خدمت توسعه گذاشتیم. درآمد نفتی مان و درآمد نفتی حاصل از فروش میعانات نفتی وگاز به انضمام فروش شرکتهای دولتی به بیش از 720 میلیارد دلار بالغ شد اما خیلی راحت ما تبدیل شدیم به یک واردکننده بزرگ . بازارمان پر شد از محصولات چینی . سالی 90 میلیارد دلار واردات برای هر تولیدی فاجعه است. تولیدمان را زمینگیر کردیم . تولید کننده های ما همه تاجر شدند . خیار شور و رب گوجه و فرش را وارد کردیم !!
زیاد از بحث دور نرویم . نفتی سر کوچه مان هر روز غوغایی دارد. از صبح علی الطلوع گالن های 60 لیتری و بشکه ها صف کشیدند و تا آخر شب صف کشیدنشان ادامه دارد. من از این همه وقت که در صف نفت هرز می رود ناراحت می شوم اما دردی که امروز صبح از آتش روشن کردن و گرم کردن چند زن بینوا در حاشیه صف نفت کشیدم با هیچ مسکنی آرام نمی گیرد.
نفتی سر کوچه مان چه غوغایی دارد و من در فکر اینم که قرار بود سفره هایمان نفتی شود!!
شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۰ | 21:45