2- ستاد دکتر روحانی در استان بر اساس شاحه استانی حزب اعتدال و توسعه که در اواخر دهه 70 و در زمان دولت اصلاحات با مشورت آیت الله هاشمی رفسنجاني و حضور افراد شاخصی مانند: نوبخت، اکبر ترکان، فاطمه هاشمی رفسنجانی، نعمت زاده و ... در سايه شخصيت تاثير گزاري بنام دکتر حسن روحانی تشكيل شده بود، تنظیم گرديد. اين ستاد در حالی خود را آماده برگزاری انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری می نمود که این حزب و گفتمان غالب آن در استانی اصلاح طلب با کمترین نام و نشان و پذیرش روبرو بود. در واقع مردم استان بدلایل خاص تاریخی همواره معتقد به اصلاحات، البته اندكي متفاوت از آن نوعی که برخی از اصلاح طلبان کشوری پی می گیرند، بوده و در مقاطع مختلف با تابلوی خاص اصلاح طلبی اش با اصلاح طلبان کشوری و مرکز نشین همكاری های گسترده اي داشته و در پيروزي برخي از كانديداهاي رياست جمهوري از جمله حسن روحاني نقشي تعيين كننده داشته است. نکنه مهم این که ستاد دکتر روحانی که در ادامه به آن پرداخته می شود، تا روزهاي آخر كه دكتر عارف كانديداي اصلاح طلبان انصراف داد و حتي بعد از آن با هیچ اقبالی از طرف مردم روبرو نشد و حتی در شهری تاثیر گزار مثل ایرانشهر ستادش افتتاح نشد. هر چند اینروزها مدعی است ولی همگان از نقش آن و ناثیر گزاری آن باخبر هستند. در واقع رای بالا و بيش از 73 درصدي مردم استان که اینروزها زمینه منفعت طلبی اعضای ستاد روحانی قرار گرفته است، نه بدلیل فعالیت این ستاد ، بلکه بدلیل پیگیری مطالبات تاریخی مردم این استان که همانا: عدالت، آزادیهای اساسی، توسعه استان، رفاه و از همه مهمتر متحقق شدن حقوق قانونی و مصرح در قانون اساسی و..... همگام با ديگر نقاط كشور داده شده است. نکته مهم دیگر در مورد این ستاد تقسیم کاری است که برخي فعالين سياسي عمدتا" سيستاني انجام داده و مي دهند . بدلایل متعدد، بلوچها کمتر توان چانه زنی با مرکز را دارند و این مساله همواره باعث شده است که برخي از سیستانیهای سیاسی در امورات سیاسی پیشگام شده و هر کدام ریاست ستاد یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری را بر عهده بگیرند و در واقع این افراد، نسبت به جریانات سیاسی کشور نگاه قومیتی را دارند و بر اساس یک تقسیم کار نانوشته، اگر هر کدام از كانديداهاي رياست جمهوري به مقام ریاست جمهوری برگزیده شد دست بقیه را می گیرد و هماهنگ با هم منافع قومي خويش را پيش مي برند،که در این انتخابات اخير به عینه دیده شد. نکته پایانی این بند ذکر این نکته است که رای مردم اين استان با تمام اقشار و قوميتهاي ساكن در آن معطوف به محقق شدن خواست هايشان است و نه به كرسي رساندن عده اي به پست و مقام ، كه متاسفانه دولتمردان نيز پيام مردم را در هياهوي كنشهاي معطوف به منافع فردي و باندي عده اي از فعالين سياسي دريافت نكرده اند.
3- نقطه اتصال دو جریان فوق، بعد از انتصاب استاندار اتفاق افتاد. در واقع ستاد دکتر روحانی که خود محل اختلافات زیاد در میان خود است و بعد از برگزیده شدن سید حسن روحانی كه به نحو شگفت انگیزی اعضاء جدید یافت !! در دیداری که فقط یک نفر از میان بلوچها در میان آنها حضور داشته و از ديگر تفكرات و قوميت ها ي ساكن در استان كسي حضور نداشته است، به دیدار استاندار می روند که استاندار، با اين توصیه كه تركيب فعلي ناقص است، آنها را به کامل شدن ترکیب شان توصیه می کند. که از دل این توصیه استاندار، شورای مشورتی استاندار شکل می گیرد. در راستاي ترميم شوراي مشورتي بر اساس نگاه قوميتي و مذهبي ازتركيب سيستانها ( عمدتا" از ستاد روحاني )، بلوچها ( عمدتا" از شوراي راهبردي مسجد مكي ) و شهرستانيها ( عمدتا" از انجمن مدرسين دانشگاه ) بازسازي مجدد شكل مي گيرد. عمده ترين كاركرد اعلام شده اين شورا: جا نمايي افراد در مديريت ها و مناصب است. مساله اي كه از هم اكنون محل مناقشه بسيار است. در واقع برخی از اعضاي اين شورا در وهله اول خودشان بشدت طالب مناصب هستند و در ليست هاي اعلام شده براي مناصب نام خودشان در صدر است. از حكايت هاي عجيب انتصابات استاني تا حال حاضر چرخيدن در بر همان پاشنه سابق و قرباني شدن شايستگي صدها چهره فرهيخته است كه جايي در شوراي راهبردي مسجد مكي و ستاد روحاني و به تبع شوراي مشورتي استاندار نداشته اند است. حكايت مردم و مشكلات تاريخي شان نيز بماندكه از مشكلات اقتصادي و فقر شديد، عوارض منفي ناشي از ديد امنيتي حاكم براستان، توسعه نيافتگي، نقض حقوق شهروندي و.... رنج مي برند.كه تا حالا برنامه اي راهگشا در اين زمينه نه از سوي دولت جديد و نه ستاد روحاني حداقل در مطبوعات استان نديديم.
آنچه در بالا آمد تحليلي كلي است بر آنچه كه اينروزها در سپهر سياسي استان اتفاق افتاده است. در مورد شوراي راهبردي مسجد مكي سخن بسيار است. اما آنچه كه در برايند ديدگاههاي بسياري از نخبگان وجود دارد: اولا" در نفس رهبري سياسي و محوريت روحانيون در عرصه سياسي بحث وجود دارد. دوما" اگر با اكراه اين حضور را بپذيريم در عملكرد آنچه كه شوراي راهبردي مسجد مكي انجام داده است نيز انتقادات اساسي وجود دارد برخي از انتقاداد وارده : اولا" نگاه نسلي است كه بر اين شورا حاكم است.كه اكثرا" از نسل اول و دوم هستند با خاستگاه اجتماعي و آرمانهاي خاص خودشان كه الزاما" از سوي بسياري از فعالين جوان مقبول نيست. ثانيا": نگاه زاهداني كه در اين شورا وجود دارد و با وجوديكه كه در مردادماه اخير ترميم شد با اين وجود اين نگاه هنوز جاري است و حتي واكنشهايي كه اخيرا" در انتخابات شوراي اسلامي استان و حتي بخشی از سرحد هراسي كه در جنوب استان براه افتاده است نيز محصول اين نگاه شوراي راهبردي است.ثالثا": نگاه صرفا" مذهبي است كه در اين شورا وجود دارد. كه دو پيامد مهم منفي داشته است بسياري از نخبگان غير همسو جايي در شورا نداشته اند و از همه مهمتر قرباني شدن مولفه اي مهم از هويت بنام قوميت است كه تحت الشعاع اين نگاه مذهبي قرار گرفته است. و رابعا" تقليل مطالبات وسيع مردم به پست و مقام اداري و سياسي است كه دلمشغولي عمده اين تشكيلات است .
در مورد ستاد روحاني در استان اشارات بالا كفايت مي كند اما باز تاكيد مي كنم كه آقايان ! راي مردم اين استان به روحاني ستادي و يا از قبل فعاليتهاي شما در ستاد نبوده است. راي مردم محصول گرايشات عميق اصلاح طلبانه مردم اين استان براي برون رفت از وضعيت موجود است. منافع و پست هاي هاي كه كسب كرديد گواراي وجودتان اما آنچنان كه خيلي از فعالين اجتماعي و سياسي تاكيد كرده اند: «از طرف مردم سخن نگوييد » .
و در آخر شوراي مشورتي استاندار است كه متاسفانه دو جريان مورد اشاره در آن حضور جدي دارند. آقاي استاندار بايد هوشيار باشند كه اولا" مطالبات مردم را به اين مشاركت محدود در ساخت اداري تقليل ندهند و خواستهاي واقعي مردم را دريافت و براي محقق كردن آنها تلاش نمايد. ثانيا" از انتقاداتي كه به دو جريان فوق الذكر وجود دارد خود را دور نمايد. اول: همه استان در زاهدان خلاصه نشده است و دوم: نخبگان استان فقط در اين دو تشكيلات فوق منحصر نمي شوند .