جناب آقاي ياسر كردكارمند محترم اداره كار مثل اينكه سرت روي تنت زيادي ميكنه تا الان هرچي چرت وپرت نوشتي سكوت كرديم از اين به بعد سكوت رو جايز نمي دونيم اگر اين بحث وهمين جا تمومش نكني ما تمومت ميكنيم!ازحاجي درمحمد كرد با اون همه سابقه درخشاني كه در را تبليغ دين واصلاح امور اهل سنت وتبليغ جماعت داره همين بچه ي ناخلفي با اين تفكرات الحادي وكفرگونه بعيده اگر براي جون خودت اهميتي قائل نيستي لا اقل از ريش مرد محترمي چون پدرت خجالت بكش واينقدر با ابروي اين مرد بزرگ بازي نكن.ما حجت وبرات تموم كرديم الان توپ توي زمين توئه ببينيم چه حركتي انجام ميدي؟منتظر تغييرات هستيم!
نظر اقای رحیم در باره مطالب اکسیژن رستگاری و تبلیغ جماعت وبلاگ ما:
سلام رازگو جان
بحثتان جالب و خواندنی بود اما بیستر ازاینکه به فکرببرد به سوال میرساند این ذهن را.
نتیجه گیریتان جالب بود والبته نو وجدید !!
هوای تازه دیگراست و هوای رستگاری دیگر
نه آیا اگر درست باشد نتیجه تان بعثت انبیاء بی فایده به نظرمیرسد؟
چرا
که یکی از دلایل بعثت انبیاء همان طور که مستحضرید این نکته بود که راه
رستگاری را نشان دهندیا به حسب مطلبتان مردم بتوانندهوای رستگاری را
استنشاق نمایند؟
چرا که بودند کسانی که گمان میکردند باید فقط گناه نکرد
یا پایبند تمام نیکی ها و حسنات بودبدون اعتقاد به پیامبری که آمده است
واین راه رستگاری است ودرآخربه جهل خود اقرارنمودند.
سخنم این نیست که شما خدای ناکرده پیامبران را انکار میکنید اما نتیجه تان تااندکی معرف همین نکته است.
بنده نیز برجماعت تبلیغ نقد دارم اما تاثیرات مثبتی که توانسته است تاکنون باتمام بی نظمیش برجامعه بگذارد ازدیدم پنهان نمانده است.
چرا
که جامعه ای که دنبالشیم اگر بدون معنویت (آن هم نظام مند)باشد همان بلا
سر دلسوزانی مانندشما وهم مانند شما میاید که سر سقراط و امثالهم اومد.
وبه معنویت رسیدن بدون نظام درست وتعین شده درفکرکسی نمیگنجد!!!
اگر بنا به سخنتان هرکس رستگاری را آن ببیند که خود میبیندپس تکلیف جامعه چی میشود همه میشوند پیامبرانی ازغیب آمده وزغیب رسیده...
به نظر بنده تاحدودی تند میروید درنقدا,گرچه خوب است برای بیدارکردن افکار..
امادردیدتان کمی رئالیسم باشید.
توسط:رحیم
چرا این قدر تفاوت؟! هیچ یک از این دو نفر موافق قطعی با فکر و نوشته آقای کرد و اینجانب نیستند، اما یکی شان از در منطق و تحلیل در آمده و توانسته هر دو سوی یک مسئله را ببیند و بی آنکه به شخص بتازد، گفته های ما را نقد کرده است. اما آن دیگری که به اقای کرد تاخته است!!
اینجا قصد پاسخگویی نداریم. پاسخ به آقای رحیم که مطالب ما را به نقد می کشند یک بحث طولانی و اساسی تر می طلبد که باید دید ایا جایش در این وبلاگ هست یا خیر، اما به هر حال ایشان را بسیار توانمند و منصف و اهل بینش یافتیم. اما آن عزیزی که به اقای یاسر کرد اینگونه تاخته است چه؟! بروید مطلب اقای کرد را بخوانید. اگر یک جمله اهانت و تهدید در متن شان پیدا کردید به این اقای بزن بهادر بقول خودش تبلیغی جماعت هم حق بدهید. این بدترین تخریب تبلغ جماعت نیست؟! وای چه وحشتناک خواهد بود اگر واقعا بقیه شان اینگونه باشند که خوشبختانه تا به این حدش را گمان نمی کنم!
حداقل کاری که تبلیغ جماعت به عنوان هدف خود اعلام کرده است ساختن یک انسان نرم و منطقی و انسان دوست و بی ادعا است . اما آیانتیجه اش این باید باشد؟ وامصیبتا نباید گفت اگر ثمره و دست پروده هایش افرادی این چنینی باشند؟! اگر محصول شان این چنین مرامی باشد، ایا این ناکارآمدی این تشکل را نشان نمیدهد؟ ایا راه را برعکس نرفته اند؟! اهالی تبلیغ جماعت بگوئید ایا شما شیوه این اقا را شیوه درست می دانید؟ ایا فردی با چنین شیوه و لحن و ادبیاتی نماینده شما است؟! پیش از جواب دادن بروید مطلب اقای دکرد حداقل نیم نگاهی بیندازید. جالب توجه اینجا است آقای کرد تا به این لحظه هنوز هیچ گونه نقدی نکرده و فقط به شرح تاریخچه و اصول این تشکل پرداخته است! واگر منبعد هم نقدی روا بدارد یک دلیل اثبات حرف هایش وجود این چنین افرادی نیست؟!
مطلب پیشین بنده را هم بخوانید: ستیز با ظالم یا ستیز با نفس ظلم، کدام اولی تر است؟ چنین افرادی امروز می نالند که دولت شیعی و فارس بر من بلوچ سنی چه ستم ها که نمی کند! مرا تحت فشار و تهدید و سانسور و محرومیت قرار داده است. گفتن این حرف ها شاید چندان هم نابحق نباشد اما سوال این است که اگر چوب حکومت دست اینگونه افراد مظلوم فعلی می افتاد خودشان با غیر همفکران خود چه می کردند؟! وقتی اکنون که هنوز چوب دست شان نیست چنین می کنند! پس یک بار دیگر می گویم: نخست با نفس ظلم کردن باید جنگید بعد از آن با ظالم!