در مورد چگونگی نگاه به مقوله زن « رازگو بلوچ » معتقد به یک نگاه پراگماتیک
است نه یک نگاه ایده آلیستی. بدین مفهوم که معتقد است مختصات و شرایط خاص
منطقه در نگاه به زن دخالت داشته باشد و نه نوع ایده آل ازیک زن که معمولا" در ذهن و تخیل روشنفکران وجود. دارد.
بحث در باره زن بلوچ؛ کاربردی بیندیشیم، گاهی روشنفکری دام می شود!
به بهانه بحثی در وبلاگ های مرز ارتباط و روزدرا
به قلم: رازگو بلوچ
بحث در باره زن بلوچ؛ کاربردی بیندیشیم، گاهی روشنفکری دام می شود!
بحث در باره زن بلوچ و بایسته ها و نبایسته ها، و باید ها و نباید های آن بحث بسیار پیچیده و گمراه کننده ای است. وقتی که فی المثل صحبت از نقد ملا و تبلیغ جماعت بود با وجود آن همه حساسیت فوق العاده موجود هرگز چنین عبارتی را به کار نبردم و بدون هیچ شبهه و تردید آنچه را که باور داشتم بیان کردم. اما چه شده که در باره این موضوع به ظاهر بسیار معمولی و کم حساسیت و باورپذیر تر که اتفاقا در باره اش بسیار هم گفته اند و نوشته اند از لفظ " پیچیده و گمراه کننده" استفاده می کنم؟!
حقیقت این است که همانگونه که خیلی از عزیزان هم به درستی معتقدند گاهی بحث روشنفکری روز دنیا در خصوص پاره ای از مسائل سنتی ما خلط مبحث است و گمراه کننده و بی اثر. بحث در باره زن بلوچ هم به گمانم اینگونه است. و بهترین نگاه در باره اش نگاهی پراگماتیستی (عملگرایانه و کاربردی) است و پرهیز از ایده آل ها. پرهیز از ایده آل ها نه به عنوان یک تاکتیک، که به عنوان یک استراتژی.
خیلی عجیب است؛ در آمریکایی که از دید مای سنتی زن اختیار دار همه چیز است و در شرایطی برابر با مردان جامعه، می بینیم که پدیده "سقف شیشه ای" در روانشناسی اجتماعی مطرح می شود. یعنی این که زنان از این می نالند که راه ارتقاءشان به مناصب مدیریتی از یک سقف معین به بعد بسته است؛ به سان یک سقف نامرئی بالای سر که تا کوتوله شان نگاه دارد.
به جامعه ایرانی فارس زبان هم که نگاه کنیم، با وجود آنهمه تفاوت بنیادین در احقاق حقوق زن نسبت به مای کاملا سنتی، فعالان شان تازه خود را در اول راه می بینند و بحث های فمینیستی شان تازه گل انداخته است.
بحث زن به گمانم در هر زمان و هر مکان با دیگری متفاوت است و حد ایده آلی را از پیش نباید ترسیم کرد. روشنفکران هم مختصات فرهنگی را در خصوص اینگونه مباحث به رسمیت شناخته اند. حال باید دید نقطه کاربردی ما در این مقطع زمانی کجا است؟ ایا داریم به سمت درست می رویم؟ آیا در جا می زنیم؟ و یا شاید برگشت به عقب هایی هم در جامعه مان مشاهده می شود؟
"برگشت به عقب" را برای تزئین جمله و تکمیل قافیه مبحثم ننوشتم. بلکه واقعیتی حساس و گاه خطرناک است. آن را در جامعه بلوچ جدی باید گرفت که بسیار رخ داده و رخ می دهد. حال تربیون در اختیار شما است. مابقی را شما بگوئید بهتر است.