از طرف دیگر معیارهای زیبایی شناختی از هر منطقه و فرهنگی با مناطق دیگر متمایز است. به عنوان مثال در کشورهای اسکاندیناوی رنگ برنزه و تیره زیباست اما در مناطق کویری و آفتابی رنگ زرد و سفید زیباست . پس زیبایی و شاخص های آن نسبی اند. همین مساله در مورد نوع پوشش و آرایش زنان بلوچ در منطقه سرحد و مکران حاکم است. لباسهایی که مکرانی ها می پوشند ، زنان سرحدی نمی پسندند و بالعکس .
زنان سرحد در پوشش، بیشتر لباسهای تیره تر می پوشند و دوخت سوزندوزی ( زی و آستوک ) مورد استفاده آنها تیره تر است. اما زنان منطقه مکران بیشتر از رنگهای روشن و شاد استفاده می کنند .و حتی نوع سوزندوزی مورد استفاده در لباسهای بلوچی که از هفت رنگ تشکیل شده در لباسهای مکرانی روشن تر است.
و باز جالب مقایسه دو بازار ایرانشهر و زاهدان است. در بازارهای عرضه البسه گه بیشتر در اختیار کشورهای جنوب شرق آسیا و چین است دقیقا" بر مبنای همین مساله مهم روانشتاختی - جامعه شناختی شکل گرفته است. در بازار زاهدان بر اساس مختصات مردم سرحد از رنگهای تند و شاد زنان مکران خبری نیست. اما با توجه به مهاجرت بیشتر مردم سرحد به ایرانشهر ، می توان علائق سرحدیها را نیز در این بازار یافت. ضمن اینکه در بازار ایرانشهر با مطالعه لباس می توان تاثیر و تاثر و داد و ستد فرهنگی بین دو منطقه سرحد و مکران را دید. را دید. و من خیلی از زنان سرحدی را دیدم که با ترکیب زیبایی های لباس این دو منطقه زیبایی های جدیدی در لباس بلوچی بوجود آورده بودند. بدبختانه باید از سیاه چادر تحمیلی که سرپوشی می گذارد بر تمام هنر و تلاش زنان بلوچ نیز با اکراه یاد کنم. که مانند یک عنصر فرهنگی غریب، هارمونی پوشش زنان بلوچ را به یغما برده است.
جالب است که هر چند این طرح ما فعلا" بدلیل شرایط بد بازار مسکوت مانده است اما دوست دارم روزی این ایده ام را که می شود با تلفیق فرهنگهای مختلف مدلهای جالبی را بوجود آورد ، را در عمل پیاده کنم.