2- بنابراين ضرورت آموزش و پرورش قوي و كارآمد كه بتواند نيازمنديهاي مختلف جامعه را برآورده كند مورد اتفاق همه است. وقتي كه بحث از اثرگذاري و كارايي يك ساختار مهم مانند آموزش مي كنيم دو مقوله مهم موضوعيت مي يابد مساله اول : بحث سخت افزاري اي سيستم است. منظور از سخت افزار در آموزش و پرورش تمام ابنيه و اماكن ، تجهيزات و امكانات سختي است كه مورد نياز است تا رسالتهاي يك سازمان محقق شود. در كشور ما با وجود اينكه نهضت مدرسه سازي آغاز شده است و بخش زيادي از كمكهاي خيرين نيز در اين بخش هزينه شده و بخش خصوصي نيز وارد شده است اما هنوز در اين بخش مشكل داريم . شايد شما واژه هاي «مدارس كپري » و « جشن بزرگ كپرزدايي» را شنيده باشيد. مدارس كپري كه به گفته علي محمد آزاد استاندار سابق براي هميشه به تاريخ پيوستند تا همين دوسال پيش در استان ما وجود داشتند . بحث كلي ما در اين بند روي اين مساله است كه بسياري از ساختمانهاي مدارس استان زير استانداردهاي لازم هستند و بايد خدا را شكر كنيم كه تا حالا زلزله اي نيامده است گرنه فاجعه بوجود مي آمد. مدارس كپري كه خبر برچيده شدن آنها با افتخار در رسانه ها منعكس و براي آن جشن برگزار شد. فقط تبديل شده اند از مدارس كپري به ساختمانهاي غير استاتدارد استيجاري و روستايي مردم . بنابراين مي طلبد كه سازمان نوسازي مدارس كه بحران اختلاس چند مليياردي سال قبلش را پشت سر مي گذارد نسبت به احداث مدارس جديد و نوسازي مدارس كه بعضا" عمر بعضي از آنها به بيش از 40سال مي گذرد برنامه هاي جدي را در پيش بگيرد.
تجهيزات مدارس، وسائل آموزشي و كمك آموزشي كه لازمه و ابزار كار در مدارس هستند حكايت غم انگيزي ديگري است كه اين نوشتار به آن اشاره دارد. در حاليكه جهان وارد فضاي ديجيتال و مجازي شده است و حوزه تكنولوژيهاي آموزشي آنقدر پيشرفت كرده است كه ديگر روشهاي سنتي آموزش منسوخ شده است ما هنوز در ميز و نيمكت مدارسمان مشكل داريم! حدود يكماه قبل گذرم به دبستان مالك اشتر خاش افتاد صحنه اي عجيب ديدم: دانش آموزان اين مدرسه علاوه براينكه در يك ساختمان قديمي و در يك فضاي محدود درس مي خواندند نصفشان بدليل نداشتن نيمكت بروي زمين نشسته بودند! مورد جالب ديگر : يكي از اقوام در هنرستان بهورزي ايرانشهر قبول شده بود وقتي اين هنرستان را بعد از جستجوی فراون در کوچه و پس کوچه های اییرانشهر ديديم به هرچيزي ديگر شبيه بود الا مكاني كه در آن قرار است دروس بهداشتي و فوريت هاي پزشكي آموزش داده شود.
3- مساله دوم در آموزش و پرورش بحث نرم افزاري و محتواي سيستم آموزش و پرورش كشور است. متاسفانه روندي در بين مديران كشور راه افتاده است به محض اينكه كه در راس يك سيستم آموزشي قرار مي گيرند و ناكارايي و ناكارآمدي سيستم را مي بينند بجاي توجه به راههاي مختلف افزايش كارايي و بهره وري به فكر اين مي افتند كه ساختار را دگرگون كنند. آموزش و پرورش ما هم اولين جايي است كه بايد خواب اين دست از مديران تعبير شود. نظام آموزش متوسطه كشور دگرگون شد و نظام واحدي جايگزين شد جالب اينكه آنقدر ابهام و بي نظمي در اجرا ظاهر شد كه بعد از پرداختنهاي بسياربه مساله و صرف هزينه هاي سرسام آور مديران جديد كه آمدند عقب نشيني كردند. حال حكايت وزير جديد است كه باز مي خواهد بدون مطالعه و باز با همان روش قديمي « آزمون و خطا» بجاي « استفاده از نتايج تحقيقات » و « روشهاي آزموده شده جهاني» ساختار آموزشي را تغيير دهد. آقاي حاج بابايي نيازي نيست كه ساختار جديدي بوجود بياوري همين ساختار فعلي را نيز مي توان بهينه و كارا ساخت.اين طرح شش سال ابتدايي ، سه سال راهنمايي و سه سال متوسطه را كه جنابعالي مي خواهي پياده كني به قول شيرزاد منتقد سرشناس آموزش و پرورش مال 40سال قبل است . و ممكن هيچ عايدي براي مملكت نداشته باشد.
4- محتوي ،برنامه ها و رويكردهاي اين وزراتخانه مورد ديگري است كه متاسفانه در مسير پر سنگلاخ بيراهه و به مسير تركستان در حركت است. اين بحث يك بحث مفصل را مي طلبد . اگر ما خواهان پيشرفت و توسعه پايدار و متوازن هستيم ، يك تابلوي بزرگ بايد در جلوي وزارت آموزش و پرورش زده شود با اين مضمون : هدف رسيدن به توسعه متوازن ، همه جانبه و پايدار با محوريت توسعه اقتصادي و صنعتي است و هرگونه انحراف از اين مساله و پرداختن به مسائل بيهوده ممنوع!
خاتمه بحث در اين بند را در يك اشاره كلي اختصاص مي دهيم به وضعيت آموزش و پرورش در استان :
متاسفانه خروجي آموزش و پرورش استان با درصد قابل تامل افرادي فاقد مهارتهاي پايه وعمومي هستند كه حتي از اينكه يك درخواست ساده اداري را بنويسند عاجز هستند. اين وضعيت در مناطق روستايي وضعيتي به مراتب بدتري دارد. آقايان مسئول كه در فضاي غير توسعه اي قوميت و مذهب غرق هستيد وضعيت آموزش و پرورش را دريابيد. مواد خامي كه در اختيار شما قرار گرفته از مرغوبترين و با كيفيت ترين استعدادها هستند ، خروجي محصولي كه در فرايند مديريت شما ساخته شدند متاسقانه با درصد قابل تامل افرادي هستند فاقد هرگونه كيفيت، مهارت و سواد لازم براي ورود به ديگر عرصه ها.
5- خبر دردناك آتش سوزي در دبيرستان دانشگاه دريانوردي چابهار و مرگ 3 دانش آموز بر اثر سوختگي كه متاسفانه فقط در برخي از سايتها و وبلاگهاي استان منعكس شد . تير خلاصي بر نامدير بودن برخي از آقايان . آقاي بلوچزهي رييس شوراي استان در نامه اي كه به وزراي آموزش و پرورش ، بهداشت و آموزش عالی نوشتند که در برخی از وبلاگها نظیر توسعه مکران درج شد بدرستي به برخي موارد اشاره داشتند. گلايه آخر از صدا و سيماست آيا اين خبر قابليت آن را نداشت كه در تلويزيون استان منعكس شود؟ يا آيا جان اين عزيزان براي شما آنقدر ارزش نداشت كه خبرشان روي آنتن برود؟