معمولا" در سفرهایم همیشه به نشریات محلی سر می زنم و از گپ و گفت با روزنامه نگاران که بنظر من از آگاه ترین اقشار جامعه هستند ضمن لذت بردن به نکات جالبی نیز می رسم. بنا بر سنت سفرهایم سری زدم به نشریه "نیشتمان" که به معنای سرزمین می باشد. در آنجا سرمقاله ای دیدم از نویسنده ای کرد بنام" مصلح جهاندار" تحت عنوان "نوک مگسک" آنقدر مطلب فکورانه و زیبا بود که به عنوان رهاورد سفر در هفته نامه مرز پرگهر چاپ کردم.
مصلح جهاندار در آن سرمقاله ، نوشته بود که زمان آنکه ما از پشت نوک مگسک اسلحه پیگیر مطالبان و انتظارتمان باشیم گذشته است و باید در محافل اتوکشیده آکادمیک ، دیپلماتیک و رسانه ای با زبان منطق و بدور از خشونت مطالباتمان را پیگیری کنیم.
واقعیت این است که گفتمان خشونت ، عمرش بعد از پایان جنگ سرد و پایان ایدئولوژی مارکسیسم که حامی جنبشهای انقلابی با طعم کمونیستی بود ؛ بسر آمده است. در حال حاضر حتی بدنام ترین گروههای تروریستی اسلحه را کنار گذاشته اند و به روشهای دیگر و حتی دیالوگ و گفتگو روی آورده اند. اگر پیگیر اخبار باشید جدایی طلبان ایالت باسک اسپانیا" اتا" چندی قبل برای همیشه اسلحه به دیوار آویزان کردند و اعلام کردند که دیگر از آن عملیاتهای مخوف تروریستی دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی استفاده نمی کنند و بجای آن رو به روشهای مسالمت آمیز روی می آورند.
اگر درگذشته شعار ماکیاولی " هدف وسیله را توجیه می کند " خشونت را توجیه می کرد در حال حاضر این گفتمان که ابزارهای رسیدن به هدف نیز باید " مشروع و اخلاقی " باشند به یک موضوع بسیار مهم در جهان تبدیل شده است.
مرحوم مولوی جنگی زهی را هرگز ندیدم و تا پیش از ترور حتی نامش را نیز نشنیدم و مطمئما" هیچ سنخیتی با ایشان از لحاظ تفکر شاید نداشته باشم، اما یک نکته باید همواره پیش رویمان و راهنما عملمان باشد و آن اینکه : هر تفکری قابلیت عرضه دارد ، هر اعتقادی محترم است ، هیچ کس به صرف داشتن عقیده ای متضاد با ما محکوم به مرک نیست و ترور و تروریسم عمرش پایان یافته و در هر شکلش محکوم است.