يكي از الويت هاي هر كشوري توسعه اقتصادي و صنعتي با محوريت ارتقاء و افزايش كمي و كيفي توليد داخل است. از قبل افزايش توليد است كه نيازهاي داخل مرتفع مي گردند، اشتغال افزايش و بيكاري كاهش مي يابد ، از همه مهمتر اقتدار و استقلال كشور تامين مي گردد و« توسعه» خود را به عنوان يك امر مطلوب نشان مي دهد.
معمولا" رويكردها ، قوانين و مقررات ، برنامه ها و بسته هاي سياستي دولتها چنان تنظيم مي گردد كه به امر مهم توليد خدشه اي وارد نكند . كه البته در سالهاي اخير با اتخاذ و اجرا سياستهاي انبساطي دولت و ابتلاء اقتصاد كشور به دو بيماري مهاك :« بيماري هلندي» و متعاقب آن «ركود تورمي» توليد ضرباتي دريافت داشته است كه شايد جبران و ترميم آن ساليان دراز طول بكشد.
هدفمند كردن يارانه ها كه با افزايش سه و چهار برابري هزينه هاي توليد همراه بود و عدم پرداخت سهم 30 درصدي كه مقرر بود از محل عوائد حاصل از هدفمند كردن يارانه ها به توليد پرداخت گردد شرايط را براي توليد خيلي سختتر كرد.
قاچاق كالا از مبادي هاي رسمي و غير رسمي و مرزها مشكل مزمن ديگر توليد داخل است كه البته سالهاست كه گريبان توليد را گرفته است. و مرز نشينان كه به ظن بنده رقم زياد درشتي در قاچاق كالا نيستند متهم رديف اول پرونده قاچاق كاالا هستند.
معمولا" اولين مساله اي كه به ذهن مديران اقتصادي كشور براي حمايت از توليد مي آيد بحث مبارزه با قاچاق است كه به عنوان يكي از مهمترين دلائل مي تواند مطرح شود اما قبل از آن بايد بررسي كرد كه سهم مرزنشينان چقدر و سهم مافياي مركز نشين چقدراست؟ و بعد به مقابله بيانديشيم . خيلي مواقع مي بينيم مرزها را بستيم اما باز بازار پر از كالاهاي بي كيفيت وارداتي است. مساله قاچاق خيلي فراتر از قاچاقي است كه توسط مرزنشينان صورت مي گيرد.
نكته خيلي مهم ديگر وقتي كه ما مرزها را مي بنديم اول بياييم و ببينيم كه چقدر زمينه اشتغال و كسب و كار در مرزها ايجاد كرديم آيا كارخانه اي ايجاد كرديم ؟ آيا بخش خصوصي قدرتمند و توانمدي كه بتواند استعداد هاي منطقه را شكوفا كند بوجود آورديم ؟ وقتيكه معيشت مردم منطقه به همين اندك داد و ستد از مرز وابسته است نمي شود به يكباره مرزها را بست و جمعيت بيكارشده را به حال خود رها كرد. مطمئنا" اولين قرباني چنين سياستهايي امنيت و تامين جاني مردم است .
الويت كداميك: حمايت از توليد داخل يا معيشت مردم؟
اگر حمايت از توليد داخل مد نظر است سرمايه گذاري مستقيم دولت در مناطق مرزي ، تا تربيت يك بخش خصوصي قدرتمند يك الويت اجتناب ناپذير است.