اگر خواننده وبلاگ بودید پرونده ای در این وبلاگ باز شد بنام " مصائب و مشکلات زنان بلوچ " هر چند حواشی زیاد نگذاشتند که این پرونده سیر طبیعی خود را طی کند و به طرح مسائل و مشکلات عدیده زنان بلوچ ببردازد.
ضمن اینکه با افتخار باید گفت در طی دهه های اخیر زنان و دختران بلوچ پیشرفتهای زیادی داشتند و توانسته اند مشاعل مهمی را در اختیار بگیرند اما باید پذیرفت که با وضعیت ایده آل فرسنگها فاصله وجود دارد.
برای اینکه می خواهیم به موضوعات جدید تری بپردازیم. بنابراین با طرح تیتر وار مشکلات زنان بلوچ این پرونده را می بندیم:
1- ساختار اجتماعی جامعه بلوچ به شدت مرد سالار است و زنان در این ساختار هنوز به عنوان جنسیتی که حق دارد زندگی کند، حق دارد حق برابر با مردان داشته باشد شناخته نشدند.
2- زن در نگاه این ساختار اجتماعی عاجز و ضعیف است و باید تحت حمایت مردان قرار بگیرد. حمایت خوب است اما گاهی چه رنج ها و اضطرار ها که گریبان زنان بلوچ را از این حمایت ها نمی گیرد.
3- یکی از اهداف هزاره سوم ( هدف اصلی سوم) توانمند کردن زنان برای جلوگیری از فقر است آنچه قابل مشاهده است بدلیل شرایط اجتماعی بسیاری از زنان و دختران بلوچ از توانمدیهای پایه ، عمومی و تخصصی که بتواند آنها را در مقابل فقر واکسینه کند بی بهره هستند. از طرف دیگر با توجه به اینکه مشاغل در جامعه بر اساس دو آیتم مهم 1- میزان توانمدیها و مهارتها 2- مدارج علمی و تحصیلی . تعلق می گیرد. بنابراین با توجه به این دو شاخص اکثریت زنان و دختران بلوچ از این دو شاخص بی بهره هستند و بیکاری زنان بلوچ نرخ بسیار بالایی رانشان می دهد.
4- طلاق در این استان حکایتی دیگر دارد. با توجه به قبح بسیار شدید طلاق ، بسیاری از زوجها جدا از یکدیگر زندگی می کنند یعنی " شبه طلاق " در مورد این زنان اتفاق افتاده و این زنان با تعدادی فرزند بدون هیچگونه حمایت رسمی روزگار سختی را می گذرانند.
5- تعدد زوجات مشکل دیگر زنان بلوج است . که متاسفانه در این زمینه مردان با توجیه شرعی مبادرت به ازدواج با زنان میکنند بدون اینکه حق و حقوق زنان و فرزندان حتی در همان اندازه که شرع اجازه داده است رعایت کنند.
6- آسیب های اجتماعی زیادی زنان بلوچ را تهدید می کند. از اعتیاد به انواع مخدرها گرفته تا آسیب های دیگر. هرچند میزان اعتیاد زنان پایین است اما در سالهای اخیر با رواج انواع مخدرهای صنعتی شاهد نوعی جدید از اعتیاد زنان هستیم که منجر به تکدی گری و.. شده است.
7- مورد دیگری که زنان در جامعه بلوچ بشدت در معرض آن قرار دارند خشونت از طرف مردان خانواده است. پدیده دختر آزاری از طرف پدر ، پدیده خواهر آزاری از طرف برادران و همسر آزاری از طرف شوهر مسائل دردآوری هستند که زنان بلوچ با آنها مواجه اند. متاسفانه بدلیل ساختارهای فرهنگی و عدم استقلال مالی و وابستگی اقتصادی اکثریت قریب به اتفاق زنان بلوچ به مردان، آنها را مستعد انواع خشونت کرده است . و باز بدلیل وابستگی و عدم استقلال مالی جسارت مقابله و دادخواهی در مراجع رسمی را نیز ندارند.
8- بر اساس آمارها از 1/5 میلیون سرپرست زن در کشور بیش از 10 درصد آنها در استان سیستان و بلوچستان قرار گرفتند. که از این لحاظ استان رتبه دوم را در کشور داراست. هرچند براساس اظهار امین الله هاشمزهی رییس بهزیستی خاش در ویژه نامه روزنامه خراسان استان سیستان و بلوچستان بسیاری از زنان سرپرست خانوار هستند که از طرف شوهرانشان رها شده اند اما چون بصورت رسمی طلاق آنها ثبت نشده اند نمی توانند از حمایتهای دولتی برخوردار شوند. حمایت از طرف دولت و سازمانهای مردم نهاد برای این دسته از زنان سرپرست خانوار یک ضرورت است.
9- تعداد زیاد موالید در زنان بلوچ حکایت تلخ دیگری است. هر چند خوشبختانه نگرش درصد زیادی از نسل جدید زنان بلوچ در مورد تعداد فرزندان تغییر یافته و توانسته اند با فرزند آوری کم ، خدمات بهتری به فرزندانشان ارائه دهند اما هنوز با توجه به حاکم بودن الگوی خانواده گسترده و قبیله ، تعداد زیاد فرزند نشانه اقتدار خانواده بوده و فرزند کم را برنمی تابند.
10- مساله مهم دیگری که زنان بلوچ را رنج می دهد ، مرجع رسیدگی به دعاوی آنهاست . در حالیکه از نظر قانون ، فقه اهل سنت به رسمیت شناخته شده است. در بسیاری از موارد دعاوی به فقها ی اهل سنت ارجاع می شود و تصمیمات این فقها از ضمانت اجرایی قوی برخوردار نیست. مشاهده شده است که بسیاری از زنان به حق و حقوقشان نرسیده اند.